Machine transcription
(٦٨٣)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
پغيمران روی تصرف بسوی قلعۀ کوهی که باقی پیادگان ساخلو تحت راهنما و دران مقر داشتند نهاده وهنوز
در آنجا نرسیده بود که هزار و پشصد تن از اشرار نکوهیده کردار راه یورش جانب قلعۀ مذکوره بر گرفته
با پیادگان ساخلو که در اندرون قلعه بودند بمحاربه گرائیدند وقلعه را بغلبه متصرف شدند وملا گدای ومیرزاحسن
نامان که ازان مردبوهواخواه دولت بودند بدانرا مانع گشته اشرار را از جنگ بازداشتند وصدباشی عبد العزیزخان
در موضع تکاب باق رسیده از دست رفتن قلعۀ کوهی خبریافته ازعرض راه جانب پوزه لیچ شتافت وخاصه داران
مقیم قلعه که مغلوب شده بودند پراگنده گردیده هر کدام در مقامی پناه گزید و باغیان ملا گدای را دعوت
با تحاد خویش وعناد دولت کردند و او راه موافقت بپودلش را وعده بصلاح وصوابدید بزرگان قومش داده
ایشانرا ازین وعده خوشدل ساخت چنانچه ایشان بلادرنگ کس نزد بزرگان قوم او فرستاده نزدخود خواستند
که ملا گدای را درصلاح جستنش ازایشان دلالت برغوایت کنند وازین سوی ملا گدای که ایشانرا بوعدۀ
مذکور خویش بفریفت چندتن از اقوام معتمدۀ خود را برانگیخت که از راه دوستی دربین اشرار درآمده
بهر حیله که بدانند و بتوانند نفاق درمیان اهل شقاوت و شقاق انداخته جمعیت ایشانرا پراگنده سازند وخود
باچندتن اززخم یافتگان خاصه داران مقیمۀ قلعۀ کوهی رهسپرقلعۀ خویش شده مترصد حال اشرار نشست ومقارن
اینحال دیگر هواخواهان دولت چون محمدامیرخان وغیره که در آخندود طریق خدمت می پودند وزیرنام قریچه را
نزد باغیان فرستاده استمالت اطاعت کردند اما اشرار نکوهیده کردار برسر محمدقدیزخان افشار که بفرمان حضرت
والا که بنامش اصدار یافت مشغول نفوس شماری مردم سکنۀ موضع باغ بود ریخته میرزا خدای قل و اقامحمد
نامان را که با اوهمراه بودند باسواران نظام هریک را دست گیر ساخته وچندتن ازجایین محال هلاک افتاده
مال واسباب محمد قدیرخان افشار باجریدۀ سیاهه نفوس بتاراج رفت وخوداوروژده بروزلیچ شده بحکمران هرات
آگهی داد واز جانب دیگر وزیرنام قریچه که باستمالت آن قوم شریر رفته بود در روز هشتم ماه رمضان
با نامۀ مشتمل بر التماس عفو تقصیر ازنزد آن مردم شریر نزد محمد امیر خان افشار که از همه پیشتر با محمد علم خان
ويكصد و پنجاه سوار وارد آن کهسار شده بود باز گشت و او ازین امر مکتوب فرستاده بقاضی سعد الدینخان
حکمران هرات آگهی داد و وی مشارالیه را ارقام نموده اعلام فرمود که زنهار از حیله و کید آن اهل کینه
وشنید ایمن نبوده تانزر کان خود را که بانی فتنه وفساد ومبانی مفسده وعنادند بدست چاکران دولت وخادمان
سلطنت برسم گروگان ندهند اکتفا بارسال عذرنامه و پیام وسلام ایشان نکرده دست ازسرزنش بازندارد وهم
مطابق این مضمون مکتوبی بعبدالاحد خان که با اردوی تحت رایتش در موضع چشت رسیده بود ارسال داشته
واقف حالش نمود وازآنسوی محمدامیرخان افشار که ازحقیقت حال مکیدت مآل آن قوم خسارت آمال حکمران
هرات را خبرداد هنوز دستورالعمل مذکور حکمران مزبور بدو نرسیده بود که بکنش دیگر نامه مشتمل براظهار
اطاعت ومتضمن برکفتار ضراعت وطلب شفاعت باخود آورده باوداد که باسوارانیکه همراه دارد وارد قلعۀ
حاجی چارصده شده و با ایشان ازشرایط اطاعت سخن رانده قطع رشتۀ مجادله ومقاتله کنند واو این نامه و پیام
گروه لئام را اول حمل بر فریب کرده ازرفتن درقلعۀ مذکوره سرباز زد ودر ثانی باصرار ورهنمونی ملاگدای
ومیرزا حسن نامان قوم چارصده که ظاهراً در سلك هوا خواهان دولت مینمودند و در باطن پس از محاربه که
در قلعه کوهی رو داد با اشرار یارشده بودند راه قلعه حاجی بر گرفته و یکشب را با آن دوتن وسواران خویش
در اندرون وب بیرون قلعه بسر برده و هر دوتن بداندیش مکیدت کیش علوفه و آزوقه بار وهمۀ سوارانش برسم
مهمانی داده در شب دوم هزارو پنجصدتن ازاهل شرورشروی یورش بسوی قلعه نهاده و کسانیکه از همراهان
محمدامیرخان در بیرون قلعه بودند ازخوف جان در اندرون قلعه شده باهم محمدامیرخان در روی اعدا بربسته وگروه
اشرار اطراف قلعه را استوار گرفته محمدامیرخان وسوارانش را در تنگنای محاصره انداخته ایشان ازدرون و آنان
ازبیرون بگشاددادن تفنگ پرداخته شب را بجنگ صبح ساختند وبامدادان دیگرکارزاریش بم دماسیدوآگه ازهمراهان
محمد امیرخان و در بیرون قلعه بودند تمام بیغما بردند و محمدامیرخان با مصطفی خان ورسوله دادبيك که باهم درخدمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
