Machine transcription
(٦٤)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود) (سراج التواریخ)
و شهزاده از آهنگ او بفراست دانست بتدبیر دفعش با خود می اندیشید که محمد امير خان خيبري و یار محمد خان
اسحاقزی باشی با خانه خودها بشهزاده رسیده از عزم مخالفانه سید محمد رضا بیارمیدواز انجا باطمینان خاطر رهسپار
شده در دره خیبر بقلعه محمد امیر خان مذکور فرود گشته رحل اقامت انداخت و با عانت مردم خیبر که
سرکردگان ایشان در حین نگاه اشیان حاضر رکاب شهزاده بودند و بدفعتی امید احسان از اعلیحضرت شاه محمود
نداشتند مدتی در انجا بسر برد و در هنگام اقامه آنجا ملا جعفی نامی با ابو الحسن خان نزد شهزاده حاضر آمده
مستخدم رکاب وی شدند و شهزاده کامران بعد از حصول فتح در موضع ایشان و قبل از ورود شهزاده شجاع الملك
در دره خیبر در اوقاتیکه بکرم و تیرا روز بسر میبرد وارد پشاور شده چندی در انجا درنگ کرد بعد عبدالواحد خان
بارکزائی را بحکومت پشاور و خواجه محمد خان فوفلزائی را بسالاری لشکر آنجا مأمور فرموده خود بکابل
مراجعت کرد و بشرف دست بوس پدر والا گهرش مشرف گشته پس از حصول استراحت و رفع خستگی راه
پشاور بحکومت قندهار مامور شد.
ذكر محاربه
سنگوخیل
(ذکر محاربه شهزاده شجاع الملك در موضع سنگوخيل)
(با عبد الواحد خان و خواجه محمد خان)
تبین اینمقال اینکه عبدالواحد خان حاكم و خواجه محمد خان سردار عسکر پشاور از اقامه شهزاده شجاع الملك
بدره خیبر وقوف یافته با سوار بسیار عزم رزم و پیکار شهزاده کردند و پس از قتال وجدال بسیار همراهان شهزاده
که در موضع سنگوخیل سرگرم کارزار بودند از جنگ رو برتافته پس بدرۀ خیبر در آمدند و اکثر ایشان از شدت
حرارت و کثرت عطش هلاك شدند و پس ازین هزیمت قطر ثروت و حمایت مردم خیبر مدت یکسال در انجا روز
گذرانید و در خلال اینمدت عرایض خوانین درانی و قزلباش متوالیاً بشهزاده رسیده دعوت میکردند و یگانباش
خو استه از یاری و معاونت خودها دلش را با مدن در دار السلطنه قوی میکردانیدند و شهزاده که از مکنت تهی دست
گشته بود جرات نمی توانست که جانب کابل حرکت نماید تا که بخود اندیشیده در دل قرار داد که هر چند مردم
درانی وقزلباش بواسطة اعیان ایشان که عرایض هواخواهی میفرستند بکابل و یکجهت در معاونتش خواهند
کوشید بازهم میباید در قندهار رفته سامان کار ساز کرده بعد روی بیکار بسوی کابل آورد چنانچه با دویست
سوار و چند تن پیاده از درۀ خیبر بارکاب عزم نهاده داخل علاقة وزیری شد و مردم وزیری که در بین خود
عداوت و دشمنی داشته و دارند هر کدام خصم خود پنداشته از راه قتال پیش آمدند و چون بنزديك شهزاده
رسیدند اورا شناخته از جسارتیکه کرده بودند عذر و عفو تقصیر خواستند و خود را بصلاح خدمت بیاراستند
و از انجا شهر محمدخان سر خیل وزیریان را با چندی دیگر از ملکان برای راه نمایی با خود گرفته تا علاقه مردم کاکر
برد و از محال کاکر ایشان را خلعت و رخصت مراجعت داده خود دو ماه در بین مردم کاکر درنگ نموده بهر طرف
جاسوسی فرستاد و طرق و شوارع را علم آورده از راه غویږی راه محال طوایف غلجائی بر گرفت و پس از
رسیدنش در حدود غلجائی شکرالله خان نواسة اخلاص قلیخان هوتك وفتح خان بابكرزائی و شهاب الدین خان
توخی نزد او حاضر آمده التماس نمودند که از سبب محاربات عدیده که به اعلیحضرت شاه محمود کرده چشم امید از وی
پوشیده ایم آرزو داریم که دوشیزۀ عبیله فتح خان بخدمت از دواج شهزاده پذیره آید تا از انعقاد رشته وصلت
خود را رهین عاطفت دانسته بطریق صداقت پوئیم و شهزاده مسؤل ایشان را بگوش قبول شنیده دختر مشارالیه را
بمحباله نکاح خویش در آورد بعد دبیست سواریکه همراه داشت عزم رفتن شالکوت کرد و پس از ورود زمستان را در انجا
بسر برده مبلغی از تجاریکه از شکارپور بار قندهار بسته و از شالکوت عبور مینمودند قرض گرفته و عده ادای
آنرا بمکنت و حصول سلطنت قرار داد و چنانچه خودش در روزنامه خود رقم کرده است در اواخر که اقتدار
یافت دینش را با زیادت احسان ادا نمود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
