Machine transcription
(٦٥)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود) (سراج التواریخ)
ذکر محاربه شهزاده در منزل کوژک با صالح محمد خان غلجایی
ذکر محاربه شهزاده شجاع الملک در منزل کوژک با صالح محمد خان غلجایی
چون شهزاده از وجه قرض اسبانی را که در شریعت محل برای سفر فرض بود آماده ساخت از شال کوت لوای عزیمت جانب کوژک افراخت و ازین سوی اعلیحضرت شاه محمود صالح محمد خان را با هزار سوار بدفع او گماشته تلاقی جانبین در کوژک اتفاق افتاده جنك درپیوست وشهزاده با همراهانی که دویست سوار بودند پای شجاعت فشرده درین گیر ودار شهزاده از ضرب شمشیر دست سواری را قطع کرده دیگران از حمله شهزاده مضطرب شده با وجود کثرت سوار روانکار زار برتافته وعنان هزیمت باز کشیده در قندهار نزد شهزاده کامران که حکمران آن دیار بود شتافتند وشهزاده شجاع الملک فتحیاب گردیده وارد ارغستان که محل سکنای قبایل فوفل زائیست شده و شهزاده کامران والی قندهار که قبل از هزیمت یافتن صالح محمد خان غلجایی بذریعه مکتوب از حاجی فیروز الدین حاکم هرات طلب معاونت کرده بود و او شهزاده ملک قاسم پسرش را با دو هزار سوار از هرات در قندهار گسیل داشته این وقت که هزیمتیان داخل قندهار شدند ایشان نیز در رسیده بار منزل گشودند بعد شهزاده کامران با شهزاده ملک قاسم وسوار هرات و قندهار که مجموع پنجهزار میرسیدند روی بعزم رزم نموده بفاصله دو فرسخی ارغستان رسیده فرود آمد و در نچال با وجودیکه روز مره از مردم ایلات متوالیاً دو دو وده ده رکاب شهزاده شجاع الملک می پیوستند زیاده بر پیصد سوار همراه نداشت بنابران بعضی از هوا خواهانش که ظاهراً با شهزاده کامران بودند وباطناً طريق خدمت شجاع الملک می پیمودند برایش پیام دادند که خود را عبث در مهلکه نینداخته از مقابل لشکر شهزاده کامران که در عدت و عدت يك رده افزونست کنار ساخته روی بدیگر وی آرد چنانچه از پیام آنان ارغستان را فرو گذاشته راه علاقه مردم غلجائی برداشت و با نوار (۱) و شبگیر اسپ رانده بحدود طوایف غلجائی رسیده از حمله دشمن بعیدگشت والبسه خودها را که از باران تر شده بود خشك كرده بعد داخل علاقه عبدالرحیم خان هوتك گردیده سه روزه بالمحتاج بقرار آنجا پرداخته و ارد جبه از علاقه کاکر شد و چند روز در آنجا درنك كرده شهزاده قیصر بن اعلیحضرت شاه زمان و مدد خان که بمحل بیرون شدنش از هرات در وقت مکحول شدن پدرش اشارت رفت برکاب شهزاده شجاع الملک پیوست و مقصدش بقرار بیان شهزاده شجاع الملک که در روز نامه اش رقم کرده است اینکه میر افضل خان اسحق زائی نایب شهزاده قیصر چشم از حق نمك اعلیحضرت شاه زمان پوشیده بطمع بحرانی خدمت اعلیحضرت شاه محمود شهزاده فیروز الدین برادر اعیانی او را که در فراه بود بهرات طلبیده شهزاده قیصر را بحالت ابتر از هرات بیرون کرد وفیروز الدین را بمسند ایالت نصب کرده خود بنیابتش پرداخت و شهزاده رو بطریق غربت نهاده در مملکت ایران رفت و از آنجا آوازه هنگامه آرائی شهزاده شجاع الملک را شنیده روی امید بیسوی افغانستان آورده چنانچه آنجا ذکر شد برکاب شجاع الملک ملحق شد بعد با هم از موضع مینه حرکت کرده بصوابدید یکدیگر شهزاده قیصر و مدد خان میرآخور باشی و شاه افغان اچکزائی و غیره خوانین جانب قندهار رهسپار شد و شهزاده شجاع الملک طرف کابل را در گرفت که از دو جانب بکار پردازند و شجاع الملک جواهراتی را که با خود داشت مصحوب معتمدانش بدیره غازیخان فرستاد که در آنجا فروخته وجه آنرا برای تجویز اسباب سفر حاضر آورند و هم چند دانه را بملکان کا کر عنایت نمود که مفروض رسانیده سامان سفر ساز کنند و هم مکتوبی بهريك از خوانين درانی و غلجائی و قزلباش و کوهستان و کابل فرستاده باغوای سلطنت اعلیحضرت شاه محمود القا کرد و خود بعد از رسیدن زروتهیه اسباب سفر جانب منزل مقصود رهسپار شد و مقارن اینحال طوایف غلجائی از دولت محمودی رو برتافته لوای بغاوت افراشتند و اعلیحضرت شاه محمود وزیر فتح خان وسردار احمد خان نور زائی را با ده هزار کس در ساله ۱۲۱۸ سنه هزار دویست هجده هجری بمأمور پردازش بغاة غلجائی نمود و ایشان بسر وقت باغیان رسیده چند بار باهم جنك و پيكار نمودند و در هر مرتبه جمعی از غلجائیان راه آخرت می پیمودند تا که اخیر کار رزم در موضع شیمار جانب شبرین رود برنك بايدار گشته ششهزار
(۱)
ایجاز وقت
عصر قریب
بغروب سفر
وحرکت کردن
و شب گیر صبح
و سحر راه
پیمودن را
گویند ۱۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
