Machine transcription
(٦٣)
( جلد اول )
( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود )
( سراج التواريخ )
دست تطاول گشود که بدینواسطه حسن خدمت باعلیحضرت شاه محمود آشکار سازد امانشهزاده شجاع الملك بدفع
فتنهٔ وی برخواسته گل محمد خان وفیض طلب خان بامیژائی ویار محمد خان نسقچی باشی را باجمعی مامور فرمود وایشان
بادوپست سوار و چند صد پیاده راه کارزار پیش گرفتند و انگاه که وارد السرزمین شدند زرداد خان در بازوی خود
نیروی مقابله ومقاتله ندیده فرار اختیار کرد بعد شهزاده شجاع الملك عزم رزم اعلیحضرت شاه محمود جزم نموده
نخست مردم درانی قندهار و قزلباش کابل را که باشاه رهسپار بودند بعطایای سیم وزر وخلع اوفر مرهون احسان
خود ساخت چنانچه مهرعلیجان میر آخور باشی که از رکاب اعلیحضرت شاهزمان گریخته در جلال آباد توقف داشت
باشصت سوار وارد پشاورشد بشهزاده پیوست و همچنین محمد اکرم خان بامیژائی امین الملك كه در نزد اعلیحضرت
شاه محمود طریق خدمت میپیمود باشصت سوار ومحمد خان نسقچی باشی فرار کرده ملازمت شهزاده شجاع الملك
اختیار کردند وبرهمین قیاس مردم درانی بومیه باسواره و پیاده نزد شهزاده میشدند تا که کارش رونق گرفته
اسباب حرب آماده گشت بعد حرم محترم خود دختر رحمت الله خان وزیر مقتول را با برادرش محمد صدیق خان
از راه ملك يوسف زائی براول پندی فرستاد که از معرکه کار زار برکنار باشد ووالده ماجده خودرا باحرم محترم
اعلیحضرت شاهزمان در پشاور گذاشته بالشکر روی جانب کابل آورد ومهر علیخان میرآخور باشی را با پانصد سوار
پیش رو سپاه قرار داده خود از عقب برهنوردی در آمده وارد منزل باساول شد و اعلیحضرت شاه محمود نیز
عبدالواحد خان بار کزائی وعطاء الله خان علیزائی و بلوچ خان اچکزائی را با جمعی مأمور قراولی نموده ایشان
وارد جلال آباد گردیدند وقراول جانبین باهم ملاقی گشته نایره حرب شعله ورشد وقراول اعلیحضرت شاه محمود
هزیمت یافته بعضی راه فرار جانب کابل بر گرفته برخی رکاب شهزاه ملحق شد ومژده این فتح را مهر علیخان معروض
داشته ضمناً اجازه تعاقب ويا توقف التماس کرد وجواب درنك كردن صدور یافته در همانجا مکث نمود وخود شهزاده
نیز در رسیده داخل جلال آباد وازانجا وارد موضع اشپان شد و در پنجا هنوز اردایش نیاسوده بعضی باستوار نمودن
خیمه و عدهٔ بتحصیل علوفه و آذوقه مشغول بودند که ناگهان لشکر اعلیحضرت شاه محمود و شهزاده کامران
وفتح خان از گرد راه رسید و سپاه شهزاده با وجود پراکنده گی واشغال بکمال چستی و چالاکی صف آر
شده عزم کارزار کردند و از دوسوی آوای توپ و تفنگ و نوای مخالف شاهین چنگ بماند گشت ودربین
التهاب آتش قتال خوانين غلام خانه و درانی که ازعطای خلعت وزر چنانچه از پیش مرقوم شد دل بمعاونت شهزاده
شجاع الملك بسته بودند روی از اعلیحضرت شاه محمود برتافته نزد شهزاده شتافتند و همچنین صالح محمد خان
اسحق زائی میرآخورباشی از چنگ گاه برآمده از آب سرخ رود گذشته منهزماً داخل کابل شد ودران میان
شهزاده کامران ووزیر فتح خان و خواجه محمد خان بر پیادگان قوم خلیل و مهمند از لشکر شهزاده شجاع الملك حمله
ورگشتند و شهزاده از جهت آنکه باغ اشپان حایل وسد راه امدادش بود نتوانست که معاونت پیادگان مذکوره
خویشتن نماید چنانچه محمد خان هشت نگری (۱) و الله یار خان باجوری رئیسان پیادگان قوم خلیل و مهمند از دست (۱) باششغر
بریدپور شبان بختل رسیده مابقی هزیمت یافتند و ازین انهزام اساس تمام صفوف لشکر شجاع الملك روبانهدام نهاده
پشت بجنگ دادند و سپاه اعلیحضرت شاه محمود هجوم آورده شهزاده را دایره سان چون مرکز درمیان گرفتند
وازانجا که اجل موعود شهزاده بسر نرسیده بوده کسان اعلیحضرت شاه محمود بتاراج جواهر خانه وخزانه که
همرکاب شهزاده بود مشغول گردیده شهزاده امان جان یافت و با پنجاه سوار طریق فرار جانب سفید کوه برگرفت
واز جبال شامخه واحجار باذخه (۲) هبوط وصعود داده روزسوم داخل علاقه کرم شد و مردم آنجا بپاس شهزاده گی (۲)
احترامش نموده در علاقه تیرا رسانیدند و پست سر از اسپان شهزاده و همراهانش از صعوبت راه ونیافتن جو وگاه باذخه بلند
سقط شده برحمت وعسرت در خانه سید محمدرضا نامی از سادات تیرا رسیده فرود آمد و او مراسم مهمانداری
وشیوه خدمت گذاری راکماینبغی بتقدیم رسانیده شهزاده نیز یکدست زین طلاء باساز وبرك مرصع بجايزه خدمتش
بدو مرحمت فرمود و باوجوداین عطیه پس از چند روز باقوا و القای بعضی از نکوهیده خویان فتنه جویان سید
مزبور قصد مخالفت وی کرده عزم گرفتنش نمود که خدمتی باعلیحضرت شاه محمود اجرا داده مجرائی حاصل نماید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
