Machine transcription
(٦٢)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود) (سراج التواریخ)
قرار بیان صاحب تاریخ سلطانی در حین گرفتار شدنش بقلعۀ عاشق مذکور دونکین نگین که یکی فخراج و دیگری کوه نور بود و با خود داشت کوه نور را در شق دیواری نهفته فخراج را بنهر آب انداخت خلاصه چون بنزد شہزادہ محمود رسید چشمش را بمکافات شهزاده همایون میل کشیده در بالاحصار حبسش فرمود و رحمت الله خان وزیر را که در وقت کشتن سرداران چنانچه گذشت لقب وفادار خانی یافته بود با برادرش محمد خان و زمان خان با مزائی بقصاص خون سردار پاینده خان و حاضر خان برادر محمد اکرم خان که یکی در قندهار و دیگری در هرات بایام حکومت زمانخان کشته شده بود بکشت و اینواقعه بقولی در سال ١٢١٦هزار و دویست و شانزده و بقولی ١٢١٧هزار و دویست و هفده بوقوع رسیده ایام سلطنت اعلیحضرت شاه زمان منقضی گشت و شہزادہ محمود بر اریکه سلطنت نشست
ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود
ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود
( این اعلیحضرت تیمور شاه )
قرار بیان صاحب تاریخ سلطانی شهزاده محمود در روز پنجشنبه ۱۳ سیزدهم ماه ربیع الاول سال ١٢١٦هزار و دویست و شانزده هجری قمر و فقی ذکر صاحب ناسخ التواریخ در سنه ١٢١٧ بر تخت سلطنت جلوس فرموده مهر فرامین و احکام را بدین بیت مسجع و مزین گردانید
علم شد از عنایات الهی بعالم دولت محمود شاهی
و هر يك از خدام اخلاص کیش خویش را پیش خواهده بنواخت و بنعمی از مناصب سرافراز ساخت و از جمله فتح خان را که علت فاعلی سلطنتش بود بخطاب وزارت و لقب شاه دوست ممتاز ساخته برقص خاتمش
(۱) منقبر یعنی کافته و کنده شده
این بیت منقر (۱) کرد
دولت محمود را نازم که زوست سر فراز ملك ودولت شاه دوست
واصح اقوال در باب وزارت او آنست که در جلوس دفعه دوم اعلیحضرت شاه محمود که با ورنگ جهانبانی نمود منصب مذکور یافت چنانچه در موقعش بیاید الغرض شیر محمد خان بن وزیر شاه ولیخان بامیزائی بلقب مختار الدوله امتیاز یافت و عبد الله خان الکوزائی که اعلیحضرت شاهزمانش از حکومت كشمير معزول و در بالاحصار محبوس کرده بود بتشریفات شاهانه اش بنواخته فرموده بحکومت کشمیر مأمور نمود وملا محمد سعيد خان بارك زائی بمنصب قاضی القضاتی مفتخر گردیده مهر قضاوتش بدین بیت محكك گشت
محمد سعید از فضل حق مشهود شد قاضی القضاۀ شاه محمود شد
(۲) مکفوف البصر يعنى ممنوع البصر يعنى اعمى
و شهزاده قیصر والی از قضیه مکفوف البصر (۲) شدن پدرش واقف گشته هرات را بعمش شہزادہ فیروز الدین گذاشته روی آرزو بدرگاه اعلیحضرت فتح علی شاه نهاد و در شهر سمنان برکاب او که از سفر خراسان مراجعت کرده بدانجا خیمه زده بود پیوست و يك زنجير پیل با بعضی اشیاء دیگر پیش کشیده مورد تفقدات ملوکانه گشت و بخلعت گران بها و شمشیر مرصع که شاهش عنایت کرد دلش بجای آمد و بزرگان خراسان مأمور شدند که دست اعانت از و باز ندارند و از پنجا شہزادہ محمد ولی میرزا بحکومت خراسان سر افرازی یافته در باب شهزاده قیصر بوی نیز سفارش رفت
ذکر هنگامۀ آرائی شجاع الملك
( ذکر هنگامه آرائی شهزاده شجاع الملك بتمنای سلطنت )
چون شهزاده شجاع الملك از کور کردن اعلیحضرت شاه زمان برادرش آگهی یافت بالفم و الم همدم شده کمر انتقام بر بست و بخيال سلطنت بترتيب لشکر پرداخته سرگرم تهیۀ کار بود که زر داد خان فوفل زائی که از عهد اعلیحضرت شاه زمان فراری و در بین مردم یوسف زائی متواری بود از استماع خبر سلطنت اعلیحضرت شاه محمود خورسند و خوشنود گشته با آقاغه یوسف زائی بقلعه اتك در آمده از انجا با چهار صد سواره و پیاده از مردم ختك راه هواخواهی اعلیحضرت شاه محمود برگرفته وارد قريه بدم پیر واقع پنج کروهی شهر پشاور گردیده آماده جنگ شهزاده شجاع الملك شده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
