Machine transcription
( ۵۲۲ )
( جـد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
پرده بروی کار ایشان انداخت و اززنهار خواست پادشاهی آتمرد م را دور ساخت حضرت والا بر آشفته حکمران
قندهار را تنبیهاً ارشاد فرمود که مخالفت و بغاوت آن طایفه بصدق بوده هرگاه آماده حرکت نمودن مردم
هزاره را بالای خود نمیدیدند و پاسداری و حفاظت مردم درانی را مشاهده نمیکردند آیا مرتکب چه فتنه وفساد
میشدند وشما نوشته بودید که حاکم آن مردم را بدنام میکنند حاکم خوب دیده و دانسته بود خدواند آ نمردم
را شرمسار ساخت اکنون بزرکان آ نمردم را با چندین ازمردم پایین زانی خواسته و باحاکم مواجهه نموده بدروازه
مأمور شدن قاضی سعد الدین خان بحکومت هرات
حضور بدارد تا مکافات کردار ایشان داده آید چنانچه دیدند هرچه دیدند و همدرین هنگام قاضی سعدالدینخان
از حضور اقدس بحکومت هرات مأمور شده سرافراز و ممتــاز گشت و با کدخدایان هزاره قلعة نو که به بخواه
و سوار چنانچه گذشت افتخار حاصل کرده بودند رهسپار هرات شد که ان شاءالله ذکر ورودش در آنجا بشرح
خواهد رفت وهمدرین هنگام بزرکان طائفة پارکرانی که جاپگیر و سیورغال ایشان ازدیوان اعلی بازگشت و حواله
شده بود از راه دادخواهی حاضر سده علیا شده بار یاب گشتند و بنا بسبب بغاوت طوائف غلجائی چون اندری
و تـرکـی و علی خیل و هوتـکی و ناصری وغیره که جا بجا مذکورشده آمدايشان از راه اتحاد قومی و شراکت سلسله
نسبی مشمول عواطف خـسروی گردیده جاپگرات ایشان برقرار و برطبق سابق برحال گشت و ایشان در ازای
اینمرحمت واحسان که میبایست سـرومال و جان خود را فدا وقربان این پادشاه حق شناس میکردند هزارو دوسد
تن ازفرزندان و برادران و برادرزادگان و اقاربان خویش را بطریق فداکاری جهت ملازمت سپاه نظام نام بنام
ثبت دفتر کرده و تیغه نامه روز بیست و هفتم ماه ربیع الثانی شکار داده بکار گذاران پادشاهی سپردند که هزارو
دویست تن را کامل رسانیده واز غرامت فوت وفرار ایشان بقرار اندازیکه کرده اند خود برآيند بعد حاجی
گل خان که بمنصب کرنیلی افتخار حاصل کرده بود با ایشان جهت جمع کردن و آوردن این تفری رخصت یافته
رهسپارقندهار شد و در روز بیست وهشتم ماه ربیع الثانی جنرال علی عسکر خان ملقب بسـرکار که در قندهار اقامت
خدمت داشت بدرود جهان کرده بچصد روپیه جهت تجـهیز وتکفین آنمرحوم بامر حکمران آنجا از خزانه
دولت داده شده نعشش را در غزنین حمل و نقل داده دفن نمودند وهمدرین ایام پنج تن از بزرکان کفار قوم
اورا متوطن قرب پریان عـلاقة نجشیر چون شویت وشئوا ودالی واونا و درى بامان ازراه طوع ورغبت
حاضر دربار معدلت مدار پادشاهی شده رشتة اطاعت بگردن نهادند واظهار کردند که جـبـراً تکلیف
پذیرفتن دین اسلام بالای شان نشود و بجزیه اکتفا نموده زیاده از وجه مالیه زمینداری و جزیه از ایشان
گرفته نشود و حضرت والا از ترحم ملوکانه باایشان قرار نهاده نکار فرمود که چون دخل زمینداری ایشان
کفایت مؤنت و مالیه دیوان سلطنت را باهم نمیکند مرفوع القلم باشند و بدون از هرخانه واری چهار روپیه
جزیه دیگر چیزی و پشیزی ندهند و آنرا هم عوض نقد که خود ایشان رضا باشند جنس رسانند اینطریق
که کنیز و بردۀ نیکوصورت که درمیان خود ایشان بزرك زاده باشند چارصد روپیه متوسط صورت متوسط
زاده دوصد و چهل روپیه ماده گاو شیر دار ده روپیه نـوگاو بیست روپیه بز بزرك شیردار دو روپیه كوچك
یکوساله را بیکروپیه بدهند و ایشان این قرارداد را از روی خوشی بردیده قبول نهاده چون شمار خانواری ایشان
معین نبود ممیز با ایشان مأمور گشته و رخصت مراجعت یافته برطبق مأمور معمول داشتند و همجنین چند تن
از کفار وکیل خیل بعزم قبول جزیه و اطاعت پادشاه اسلام احرام بند طواف قبله محتاجان ایام شـده براه
دارالسلطنه برگرفتند و مردم نجشیر سر راه بدیشان نيـك گرفته جهار تن را دست گیر کردند و مابقی گریخته جانب
مسکن خود رفتند و حضرت والا ازین امر بواسطه عریضه واقعه نکار آنجا آگاه گشته بزرکان موضع سیدچهر
و پریان چون میرخان وسلطان محمد و محمد عثمان خـسـروخیل وفقیرمحمد و بابه شاه نامان را که مرتکب امر مذکور
ذکر فرار کردن پسر سید محمود کـری بامـشـتی از اشرار
شده بودند فرمان کرد که گرفتار شدگان کفاررا بی شائبه زحمت و کلفتی روانه پیشگاه پایه سریر سلطنت نمایند
تاقرار دادی برطبق امر شریعت غـرا بکار ایشان نهاده آید وچون نجشیريان بعادت مستمره که با کفار داشتند
وجه گرفته ایشانرا رها ماده بودند این امر که شرف صدور یافت بمأمول نه پیوست و همدرینوقت سپہ سالارغلام
حیدر خان بامر واشاره پادشاهی محمد اکبر خان گربازی را با جمعیت شایان مأمور کرد که جمعی از اشرار را که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
