Machine transcription
( ٥٣١ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
سی و سه تن از اشرار دره جات لغمان که ایشانرا سپهسالار مذکور محبوس و روانه حضور کرده بودسی و یکتن
ایشان با امر والا بپاسا رسیده دو تن که اظهار بیگناهی کردند از قتل باز مانده حکم تحقیق در باره ایشان
صادر گردیده چون اظهار ایشان بصدق انجامید از حبس رها شدند و هم درین هنگام خان انبار از ضرب نه کرفتل
گلوله تفنگچه غاده خودش که بی واسطه حرکتی بدست قدوت و قضای حضرت اله صدا کرده بوی رسید خان انبار
هلاک گشت و حضرت والا یکطاقه شال خلیل خانی نسج کشمیر و يك توپ چوخه کاخواب بکرانی و ده طاقه
لنگی زری پشاوری و ده طاقه دیگر نیم زری و ده توپ چوخه ماهوت نه مثقاله و ده توپ دیگر ساده بهصتك
زری باسم تعزیت و رسم خلعت با منشور منصب خانی بنام طهماسب خان پسر مرحوم مذکور و بزرگان دره
انبار از راه مرحمت در کنر بمیرزا احمد علیخان فرستاده ارقامش فرمود که اول از مردم انبار بخود معلوم
کنند که بجانی و بزرگی او سر اطاعت میگذارند بعد اجناس مذکوره را برای او روانه دارد والا بدهد
میرزای مزبور امر بزرگ اورا بر طبق امر والا محقق ساخته بعد خلع موصوفه را مصحوب غلام رضا خان
عم و محمد حسن خان برادر خویش در انبار نزد طهماسب خان فرستاد و او سرور خود و بزرگان قومش را
که شایان احسان پادشاهی میدانست بیاراست و در خلال اینحال بنیاد خان هزاره که با عیالش بامر حضرت والا
در غزنین اقامت داده شده بود پس از رسانیدن یازده هزار و پنجاه روپیه مالیه جدید علاقه مالستان که قبلبرین
چنانچه رقم شد هشتصد روپیه میداد بتوسط حکمران غزنین عرض پرداز پایه سریر سلطنت گشته خواهش
تنخواه نموده اجازت مراجعت مالستان خواست عرضش پذیرفته نگردیده فرمان شد که پسر او در مالستانست
هر وقت خدمتش نسبت بدولت ظاهر شد باندازه کفاف او تنخواه معین گردیده رخصت رفتن ملك داده خواهد نقل دستور
شد والا در غزنین همچنان که هست باشد و ازینسوی در روز دوازدهم ماه ربیع الثانی جنرال غلام حیدر خانرا العمل که
بدستور العمل فقرات ذیل که بدستخط مبارك نگارش داد سرافراز فرموده رخصت غزنین نمود (۱) اول مردم حضرت والا
اندری اسلحه موجوده را از قرار هر خانه يكميل تفنك ويك قبضه شمشير بدهند وعوض آن وجه نقد گرفته نگار فرمود
نشود (۲) دوم اگر مردم خوائم خیل سکنه علاقه زرمت در فتنه و فساد با مردم اندری و ترکی شامل شده باشند
پس از تحقیق و ثبوت اسلحه ایشان گرفته شود ( ٣ ) سوم از مردم قول سبزی که در شمولیت ایشان با مردم
اندری شکی نیست اسلحه گرفته شود ( ٤ ) چهارم جهت علوفه سپاه از مردم اندری در هر روپیه سه پاو
و از مردم تاجکیه که لشکر اندری را در قلاع خود جا و آب و نان داده اند نیم چارك از نرخ روز افزونه خریده
شود و همچنین باقی اجناس را اضافه از نرخ روز بدهند تا نقصان مالی را کشیده دوباره شورش و سرکشی نکنند
و به مأمور شدن لشکر راضی نشوند ( ٥ ) پنجم وظائف علمای اندری و ترکی هرچه بر دماند بتمام پس گرفته شود
و ایشان می تن وظیفه خوار دولت بوده اند ( ٦ ) ششم املاك وقنوات فراریشدگان ایشان بقوم ایشان فروخته
و تحویل خزانه شوند ( ٧ ) هفتم هر قدر که از ان مردم در وقت جنك گرفتار و محبوس شده اند هریکی از هزار
روپیه کمتر جریمه ایشانرا نداشته و از صاحب استعداد ایشان اضافه تا که ممکن شود حصول نمایند ( ۸ ) هشتم
املاك هزاره قراباغ بتلافی و پاداش خدماتیکه بدولت کرده اند بخود ایشان سپرده شود لیکن از هزار روپیه
تجاوز دریه رسم مزده و نوید مرحمت بدولت بدهند و این تجاوز وجه را پس از رفع حاصلات املاک خویش داده
قبل از ان تکلیفی نسبت بایشان نکنند ( ۹ ) نهم هر قدر زمین که از مردم لومانی و خرونی و اندری در قراباغ
هزاره باشد ضبط خالصه دولت شده دهقان آن از مردم هزاره بوده دیگر کسی جای داده نشود ( ۱۰ ) دهم
خود جنرال غلام حیدر خان در علاقه نغر رفته قلعه محکم و مضبوطی در نفس آن علاقه احداث و آباد کند
( ۱۱ ) یازدهم تاوان مال سرکار و فوج پیاده مرده درانی و میرزا سیدعلیخان و اشتران بار کیر ایشانرا که مردم
اندری تاراج کرده اند و وجه نقد مالیات علاقه ترکی را که مردم ترکی از نزد حاکم غارت کرده اند کامل بدهند
فقط و جنرال غلام حیدر خان با این دستور العمل از حضور اقدس رخصت مراجعت یافته رهسپار غزنین شد
و در روز شانزدهم ماه ربیع الثانی دو قطعه مکتوبی که مشعر برغی مردم غلجائی بجرین و مطهر بشارت
ایشان بود بواسطه خدام دولت بپایه سربر سلطنت رسیده چون حکمران قندهار چنانچه از پیش رقم کشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
