Machine transcription
( ٤١٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
اندری دوصندوق کارتوس یعنی فشنگ را ازقور خانه پادشاهی کشیده جنرال علی عسکرخان ازین امر آگاه گشته
او را از کارش مانع شد که هزاران هزار اسلحه وخروار ها فیوز وقور خانه را از مال دولت در تصرف
داریم اگر چنین امر ناشایست را ما که افسران بزرگیم مرتکب شویم امید دولت بماواز مامسیاء وازسیاه برعایا
چه خواهد بود واین گفتار اوجنرال شیرمحمد خان را ناگوار افتاده بگفتگوی هردوتن جنرال بمشاجره انجامید
تاکه هریک آحاد وافراد سپاه نظامی را که درتحت فرمان داشت امر زدن و کوبد رسانیدن یکدیگر کرده
دوروقی درین لشکر پادشاهی انداختند واین ماجرا ازعرض واقعه نگاران قندهار بگوش دادنیوش اعلیحضرت
والا رسیده هردوتن جنرال را بمنشور هدایت دستور طلب حضور فرمود وهم از حکمران قندهار حقیقت را
استفسار نمود وآنکه که ایشان حاضر سدهٔ علیا گردیده شرف عتبه بوس حاصل کردند از مذاکرات جانبین
وعریضهٔ حکمران قندهار خطای جنرال شیر محمد خان بحضور اقدس ثابت گشته از کار افسری معطل وباقامت
کابل مامور شده وجنرال علی عسکر خان نوازش ورخصت مراجعت قندهار یافته در انجارفت .
( ذکر احداث باغ مسمی به منزل باغ قندهار وشرح حال )
( مردم بادی زائی از قوم اچکزائی )
وهمدرین ایام منزل باغ قندهار بامر شهریار تاجدار اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان بفاصله هزارو هشتصد ذکر احداث منزل باغ قندهار
گام که تقریباً معادل است بانصفراه بجهت غیت ازشهر قندهار احداث گشته موازی چهل جریب زمین را بمساحت مذکوره
در جانب شرق بلدهٔ موصوفه برای غرس اشجار وطرح عمارات ودیوار باغ منتخب کرده بتبادو نام آنرا منزل
باغ نهاده ودرعرض دوسال بصرف يك لك و بیست هزار روپیه انجام پذیرفت وعماراتش دلگشا وخیابان و چمن
هایش فرحت افزا پرداخته گردید القصه درین هنگام حکمران قندهار میجر محمد کریم خان را باجمعیت شایان
ازپیادهٔ ساخلو و غیره بتادیب طایفهٔ بادزائی جزء فرقهٔ اچکزائی مقیمهٔ ریگستان که سر بخط فرمان ننهاده بودند
فرستاد واو بغیرراه ازراهیکه اچکزائیان آگاه نشوند برایشان تاخته همه را سراسیمه ساخت چنانچه ازعدم فرصت
دست بآلات محاربت نتوانستند برده درحیرت فروماندند ومیجر محمد کریم خان بزرگان آنقوم سرکش را گرفتار
غل وزنجیر ساخته قلعه میرعلم خانرا که در سرحد علاقهٔ شور آبک واقعست به پیادگان ساخلو استحکامداد ودر مواضع
مستعده ازاعداد پیادهٔ ساخلو محافظ کاشته مردم مذکور را رشته اطاعت بگردن نهاده خود با محبوسین درقندهار
باز گشت ودر خلال اینحال هزارهٔ علاقهٔ چنکهور سرفراز قید اطاعت بیرون کشیده سواره و پیادهٔ مردم توخی
بالشکر نظامی وپنج بیرق پیادهٔ ساخلو وشش عراده توپ بامر حکمران قندهار راه سرزنش آن مردم وحشی
منش برگرفتند وگوتمالی بسزا داده رشتهٔ اطاعت را بگردن ایشان نهادند وچپزی ازسیاه را درآنجا باز داشته
مراجعت کردند وهمدرین اوقات مسجد شاهی واقع گذر چوب فروشی کابل را اعلیحضرت والا اساس برنهاده باهتمام
غلام نبی خان نامی بصرف زر بسیاری بانجام رسانید چنانچه دوصد خروار آهن که نسبت بدیگر مصالح ازقبیل آجر
وحجر و چوب و گچ و آهک گرانتر بکار بردهشد بمصارف کارهای رواق و گنبد ها بکار رفت و بهمین قیاس مزد
بنایان ومعماران ونجاران وفعلهرا برمزیت همه میتوان شمرد که تخمیناً بدوسه لك روپیه برسد
( ذکر حال سردار محمد اسحق خان وشرح احوال میمنه ) ذکر احوال والی میمنه
( ودلاور خان والی آن )
وهمدرین سال سردار محمد اسحق خان حکمران ترکستان نه اثرسریل چنانچه در تضاعیف وقائع سال هزارو
دوصَدو نودونه رقم گشت فرستادگان دلاور خان والی میمنه را برخصت مراجعت داده سیدمیر جانخان خوانین
سوارهرا بجهت وصول پنجاه هزار تنکه دیگر که ازجمله يك لك تنکه بدمه والی مانده بود باایشان درمیمنه نفرستاده
خود وارد شبرغان شده هفده راس اسب از کدخدایان نجیده که ازناو باملام آمده بودند خریده بمدراس آنواخاص
حصول اقدس والا و دوراس مخصوص شهزاده آزاده سردار حبیبالله خان ودو راس هدیهٔ شهزاده رفیع مکان
سردار نصرالله خان ویکراس ازان سردار احمدخان حاکم کابل ویکراس ازمغان قاضی عبد الرحمن خان خانعلوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
