Machine transcription
(٤١٦)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
نزد سردار محمد یوسف خان فرستاده دیگر اسپ و شتر فروکاه و چند عدد بالشت آکنده از پرقو مصحوب ایشان برسم
تحفه ارسالداشت و دو خدایغوای کدخدایان پرداخته از اطاعت مانع شد و سردار محمد یوسف خان از کیدا و آگاه کشته
محمد صدیق خان بارکزائی و میر عبد الرحیم خان سرتیپ را با فرستادگان او روانه چخانسور نموده سردار ابراهیم خانرا
از لشکر پادشاهی تخویف و تحذیر کرد و او پسرش را خواست که نزد سردار محمد یوسف خان بفرستاده حیله
بروی کار آرد اما پسرش از امر پدر رو بر تافته هنوز دیگر فکری بحالش نکرده بود که نائب صفر خان و بنیاد خان
با یکصد و پنجاه تن از کدخدایان مردم چخانسور همراه فرستادگان سردار محمد یوسف خان از راه اطاعت وارد
فراه شده امر پادشاهی را گردن نهادند و سردار محمد یوسف خان همه را از عطای خلعت خوشدل ساخته بالشکری
از پیاده و سوار رخصت مراجعت داده سپاه را در چخانسور بمانده و نام علی اجرا قامت نمود و سردار ابراهیم
خان از رو داد انجماعه خود را در معرض خطر دیده از راه فرار نزد امیر علی خان رفته قرار گرفت و پس از چندی
ملک خان پسرش روی دل از ویر تافته باعیا ل خویش در فراه نزد سردار محمد یوسف خان آمد و او با مر اعلیحضرت
والا اورا از عاد افغانستان بیرون کشیده نزد پدرش در سیستان متعلقه دولت ایران فرستاد و درینوقت میر معصوم
خان که از راه استحکام دوستی و اتحاد والی خراسانش کفیل درگاه عالم پناه نموده بود وارد فراه شده سردار
محمد یوسف خان مقدم اورا گرامی داشته نيك بنواخت و در تخلل ملاقات داستانی از جور و تطاول امیر علی خان
که اموال رعایای سیستان و غیره محال متعلقه افغانستان را بغارت برده بود بمیان برد و او بعوضه تمامت اموال
غارت شده دست مأمورین امیر علی خان را گرفته در مشهد نزد والی خراسان فرستاد که بمقام بازخواست بر آمده
امیر علی خانرا از کردارش باز دارد و حکمران مشهد محمد مهدیخان پیشخدمت را جهت فیصله امور مذکوره
در قاین نزد امیر علی خان فرستاد و از یتسوی میر معصوم خان فرستاده والی خراسان بامیرزا ربیع نام تاجر توکل
امیر علی خان که چندی پیش ازین چنانچه رقم کشت بپژ اژ درک سعادت بساط بوس محفل حضور شرافت معرفت با کار
پردازان پایه سرپرستانست حاصل کرده بود وارد دار السلطنه شده شرف باریاب و اعلیحضرت والا در ضمن مذاکرات
دوستانه که نسبت بدولت ایران با او بمیان برده گری از اموال غارت شده رعایای سیستان متعلقه افغانستان و ایران نیز نموده
بامیر معصوم خان فرستاده والی خراسان قرار داد که چون امیر شاه خان پس از صدور که خبر عبور دران منطقو را ند نقض عهد
نیست بر طبق حکمی که قبل ازین شرف نفاذ یافته است میباید رعایای سیستان ایران در فراه نزد سردار محمد یوسف خان
آمده مال منهوبه خود را بسوگند بردارند و همچنین مردم سیستان افغانستان نزد امیر علی خان رفته دواب
و مواشی و غیره اموال غارت رفته گی خود را بتصرف آرند و آنگاه که میر معصوم خان رخصت مراجعت یافته
در خراسان رفت بروفق قرار دادیکه اعلیحضرت والا با او نهاد سردار محمد یوسف خان با مرو اعلام اقدس اعلی
محمد عمرخان نورزائی را که پیشتر ازین نیز برای فیصله همین دعوی نزد امیر علی خان چنانچه از پیش مسطور گشت
فرستاده و بن تیل مقصود مراجعت کرده بود نزد امیر علی خان مذکور فرستاد و امیر علی خان که مال مصادره را
مائده خوان خویش می پنداشت باعذار پیشه امروز را در نزد محمد عمر خان و صاحبان مال و محمد مهدی خان
پیش خدمت والی خراسان بفردا و فردا را بهفته و هفته را بماه رسانیده صاحبان مال مأیوس گشته مراجعت کردند
و از قفای آنان محمد عمر خان در فراه آمده محمد مهدی خان در خراسان رفته رفع مخاصمات و قطع مرافعات از قوه
بقی مردم
اچکزائی
بفعل نیامد و مقارن اینحال مردم اچکزائی از حکم پادشاهی سر برتافته بالشکرا فغانان که یمان و پیادگان نظام که همراه
او مأمور آن نواحی بودند در آویخته فتنه انگیختند و حکمران قندهار کرنيل غلام حسن خان قزلباش را باسواران
نظامی که در تحت رایتش بودند و جمی از فوج پیاده نظام مأمور تنبیه و تهدید آن فتنه جویان کرد و ایشان از سطوت
سپاه پادشاهی هراسان و از کرده پشیمان شده طالب امان گشتند و اقبال خان نورزائی و محمد اعظم خان بارکزائی را از راه
ضراعت بشفاعت نزد حکمران قندهار فرستادند و او نخست عذر ایشان را نپذیرفته مشروط بآن گذاشت که متعهد
جریمه این خطاشده ضامن دزدان و رهزنان خود بشوند و دیگر فتنه نگیزانند بعد امان یابند و الاجزای کار و سزای
کردار ایشان را مترصد باشند و مردم اچکزائی متعهد قیود مذکوره شده حفاظت طرق را برذمه نهادند و دوازده
هزار روپیه کفاره جنایت خویش بکار کنان پادشاهی رسانیده امان جان یافتند و همدرین هنگام جنرال شیر محمد خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
