BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 440

Page 440

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 440 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٤١٢ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) و در باب جیائش اینوقت حکمی صادر نگردیده بعد از چندی بفرمان طلب از ترکستان و هرات در کابل آمدند و مقارن اینحال ارباب جلال خان و ارباب رحیم خان فراهیجان باهم در آویخته از یمنی مردم آنجا تمرد ورزیده از اطاعت پادشاهی سرباز زدند و میر عبدالخالق خان حاکم فجرات بکار گذاران حضور اقدس آگهی داده خواهش لشکر و توپ کرد که آنمردم را گوشمال دهد و اعلیحضرت والا هر دو تن ارباب مفسدت مآب را بفرمان طلب دعوت حضور فرموده حا کم فجرات را نیز از صدور اینحکم اعلام نمود که اگر از دوش از قبیحه امانی و آمال رو برتافته در مشرف شدن بحضور اهمال ورزند آنوقت لشکر تاخته وجود نابود ایشان از صفحه روز کار برداشته خواهد شد والا فرستادن سپاه باعث زحمت و ایذای رعایای آنمحال خواهد گشت و این در قانون سلطنت مقرون بوخامت است که بی سبب مشتی از ضعفاء با وقاحت را سزا آید و هنوز این واقعه تمام و انجام نشده بود که یا محمد انکال مردم نجشیر سراز جیب بقساوت کشیده جان گل خان که از تغییر عبد القدوس خان حاکم سابقه آنجا بحکومت مشغول ومأمور بود به تنبیه و تهدید نجشیریان پرداخته خیمه و یکتان از ان مردم شریر را در غل و زنجیر انداخت و مال و مواشی زیادی از قبیل گاو و گوسفند غنیمت سپاه کان ساخلو شد و باغهای ایشان تمام قطع گردیده خانها و مساکن همه از صدمه آتش سوخته گشت و از جمله مردم بیکرانی از هیبت پادشاهی فرار کهسار شده پسر شفاعت خان از راه استدعای امان و شفاعت نزد حاکم آمده حاکمش در جلال آباد روانه حضور اقدس والا کرد و محمد سرور خان کوهستانی که از بغاوت مردم نجشیر آگاه شده با هزار تن سواره و پیاده از قوشتی راه سرزنش جانب نجشیر برداشته بود پس از رفع مجادله راه بدانجا نزديك کرد چنانچه جانگل خان او را مکتوب فرستاده از دخولش در نجشیر مانع گشت که رعایا پامال نشوند و این نامه در موضع شتل به محمد سرور خان رسیده سواره و پیاده را که با خود داشت رخصت مراجعت داده خودش با سه صد تن از پیادگان کار خصت باز گشت نداشت در شتل درنك کرد و مردم آنجارا بنابر انکه باغیان طایفه بیکرانی را پناه داده بودند تماماً محبوس نموده زجر و توبیخ زیاد بتقدیم رسانید و از کرداریش که نسبت بآن مردم نمود بذریعه عریضه با علیحضرت والا آگهی داده افعالش منظور و مستحسن افتاد زیرا که جهانی سکنه جبال را بدون از ضرب چوب کردن پندار بزیر بار شریعت و حکومت در نیاید خلاصه جانگل خان حاکم پنجاه و یکتن محبوس گردنک خویش را مصحوب گل احمد خان رساله دار و گل حمید خان نامی در کابل نزد شهزاده آزاده سردار حبیب الله خان فرستاده با مر شهزاده داخل زندان کابل شدند و چند تن دیگر از بزرگان نجشیر که با تفاق نیاز بپویدند از راه نیاز وارد جلال آباد شده شرف بار حاصل کردند و از الطاف شاهانه تسل یافته مراجعت کردند و مردم بیکرانی که رهسپار طریق گمراهی شده بودند سادات آن نواحی را شفیع سیئات خود ساخته از در امابت عفو تقصیر خواستند و او ملتمس ایشانرا موقوف با مر حضور والا نموده پس از نفاذ حكم اهل ایشانرا بموجب صدور منشور در جلال آباد فرستاد و از حضور اقدس جریمه که در خور سر گذشت برایشان حوالت گشته پس از وصول وجوه جرمانه از تقصیری که کرده بودند معفو شده محبوسین ایشان رهایی یافتند و جان گل خان حاکم پس از سرزنش و گوشمالی بغاة نجشیر بتحصيل مال دیوانی پرداخته با نصد تن تفنگ دست وصاحب زاد خان و برد خان مردم نجشیر از بازارك که محل اقامتش بود حرکت کرده وارد قریه تپه واقع در بشده ماند یوالی را حواله وصول نمود و از حواله او مردم عبد الله خیل کندی ورد از دادن مالیات سرباز زده حاکم با لشکرش داخل مجل سکنای متمردین گردیده از طوائف چارکانه هزارکان مقیمه دره خواهش نائیه کرد و قوم هزاره با با علی از مطالبه اوروی بسوی کوه جهالت نهادند و جانگل خان صاحب زادگان را با نادر خان و بهادر خان وحیدر خان نامان و پیاد کانی که همراه داشت بتعاقب آن گروه شریر کاشت و ایشان هر چند بظاهراه هدایت دلالتشان کردند سودمند نیفتاده خود آنمردم بمنازل و مسا کن خویش آتش زده بسوختند و از کوه ضلالت فرود نگشته همچنان بجهالت محکم و استوار ایستادند و کشتگان حاکم بی نیل مقصود مراجعت نموده در حین باز گشت مردم شرارت پیشه که در قلل جبل جای گزیده بودند دست بآلات جنگ برده لشکرخان و بهادر خان از بزرگان نجشیر را که طریق خدمت می سپردند بادوتن از پیادگان ساخلو و یکتن از نوکران حاکم از ضرب كلوله تفنك مجروح ساختند و همچنین چندتن از پیادگان ایلجاری را جراحت رسانیدند و پس از دو روز حاکم و خادمان دولت سامان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 440. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/440 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/440
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record