Machine transcription
(۳۳)
(جلد اول) (ذکر عقیدهٔ سکهه و پیروان نانک و وجه استیلای ایشان) (سراج التواریخ)
اس داس نام مرید خود را خلیفه قرار داد و او بیست و دو سال بعبادت گاه مرشدش نشسته اگرچه فرزند
از خود داشت لیکن رامداس نام داماد خویش را بجای خود نصب کرده بقرار گاه اصلی خود شتافت و او هفت
سال زندگی کرده ار جن نام پسرش مسند نشین پدر خویش گردیده بیست و پنجسال بطریقهٔ پدر بسر برده
بمقر جاوید شد و پس ازو گرو هرگویند نام پسرش سی و هشت سال سالک مسلک پدر بوده از عقب او گرو
هر رای نواده اش بمسند جد خویش جای گزید و هفده سال رهروان این کیش را مقتدائی کرده بجهان
جاودان رفت و بعد ازو هرکشن نام در کودکی برو ساده پدر متکی گشته پس از زندگانی سه سال در گذشت
و بجای او تیغ بهادر پسرکوچک گرو هرگویند نشسته گرو رام را و برادر هر کشن مذکور راه مخالفت باوی
پیش گرفت و در عداوتش همیکوشید تا که پس از یازده سال تیغ بهادر اسیر دست گیر امراء اعلیحضرت عالمگیر شده
در سال ۱۰۸۰هزار و هشتاد هجری بامر اعلیحضرت عالمگیر کشته شد مفصل این مجمل اینکه تیغ بهادر مذکورکه معبدگرن
هشتم نانک بود اتباع وافر فراهم آورده صاحب مکنت و اقتدار شد و جمعیتی بدور ش گرد آمده طریق حیف و میل
مال و منال مردم پیش گرفت و هم از اهل هنود از راه پیری و مریدی زر اخذ می نمود و ازین امر واقعه نگاران
باعلیحضرت عالمگیر آگهی دادند که زود است که تیغ بهادر از تاراج کردن و گرفتن مال مردم اقتداری
بهمرسانیده بر پادشاه خروج نماید و اعلیحضرت عالمگیر از عرض واقعه نگاران بنام صوبه دار لاهور منشور قید و بند
او را صادر فرموده در غل و زنجیرش انداخت و بعد از چند روز بموجب صدور حکم دیگر او را بقتل رسانیده
جسدش را پاره پاره کرده در گذر گاها و بازارها اویخت و پس از و پیروان و مریدانش از هیبت و سطوت پادشاهی
بدون سلاح بطور فقراء گردش میکردند و گرورام را و که معاند تیغ بهادر بود (۱) در سال ۱۰۹۵ هزار و نود و پنج
هجری پانزده سال بعد از وی بدر و وجهان کرد و در میان دیره دون واقع دامن کوه منصوری بقرار کیش هنود
سوخته شد و قبرش بزیر و زبر بر تمام انجام یافته تا حال استوار است و چون دران موضع دیرهٔ از مستحدثات رام راو
است که مسلمانان انرا قبو هنود و ساد گویند در دون میان دو کوه را گویند بدیره دون موسوم گردیده
است و گویند که گرورام را و مهات خودرا العياذ بالله من التشبيه بمثابه کعبه ساخته و در میان برج وسط ان
خاکستر گرورام را و واقعست و چهار پایه را که در زند گانیش بدان میخوابیده متصل قبرش نهاده اند و برقبهٔ سی
و شش کز ارتفاع انست بدرب مقبره او نصب کرده پارچه سرخی بران پوشانیده اند و همه مردان و زنان طایفه سکهه
آن بیرقرا نیایش و ستایش میکنند و روز شادمانی ایشان که روز اول ماه ویساک است مطابق ۱۱ ماه اپریل
انگلیسی و موافق ۲۲ بیست دوم ماه حمل الرسمل شمسی است و لوح تاریخ فوت گرورام را وارستک و جانب شرقی
مقبره وی منصوبست الغرض پس از ارتحال اعلیحضرت عالمگیر در عهد سلطنت اعلیحضرت بهادرشاه و بتوفی در اواخر
زمان اعلیحضرت عالمگیر گرو گوبندین تیغ بهادر مسندنشین مستقر پدرش گشته پرا گندگان فرقه سکهه را بتدریج
جمع کرده اندك اندك مساح ساخت و اسپ و آله حرب بهمرسانیده آغاز ترکتاز کرده کار گذاران پادشاهی اسباب قلع
وقمع وی بیار استند و گرو گویند از خوف جان گریخته بامنی خزیده دو پسرش از دست کارداران پادشاهی بقتل رسید
و خودش پس از خواموش شدن آتش فتنه که افروخته و از جائیکه مأمن کرده بود بجانب منزلگاه اهل و عیال خود
راه مراجعت برگرفت و چون عبورش بواسطهٔ حکام و متصدیان سرحد متعسر بود بوعده و مزده دادن زر بعضی
از افغانان آنسرزمین را بدرقهٔ خود ساخت که او را بعیالش رسانند و آنها بطرز افاغنه آنجا لباس نیلگون
در روی کرده موی سروریشش را بلند گذاشته با خود برداشتند و در عرض راه هرکه از حال او جویا میشد
در جواب میگفتند که پیرزاده اوچه است و آنگاه که بمسکن خویش رسید همان هیئت را که باعث نجاتش شده بود
تغییر نداده پیروان خود را نیز راه نمود که وضع مذکور را اختیار کرده همگی غیر ندهند الحاصل پس از پیوستن بکسان
و نزدیکان خویش آشفته حواس کشته مانند مدهوشان و دیوانگان گردش میکرده با وجود آنحالت در پی انتقام خون
فرزندانش میبود تا که بمرد و این آرزو با خود برد وطایفه سکهه که سالک طریقه اویند موی سروریش نمی تراشند
و شارب نمیرنند وا کثر لباس نیلگون میپوشند و با اسلحه و یراق گردش مینمایند و هرچند از فرق مختلفه واینـد
(۱) بقرار نوشته تاریخ احمدی و غزاله عاصیه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
