Machine transcription
( ۳۳۸ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
جانب سیستان قاضی عبد السلام خان ملا شاه محمد را بنوشته جعل از اغوا کنندگان سردار مذکور قرار داده
بتوسط نیاز محمد خان بارك زائی بمطالعه کارگزاران حضور امیر شیر علیخان رسانیده محبوس ساخت و بعد از
تحقیق چون بتهمت مغلول شده بود رها شده نزدارسلاح خان غلجائی قرار گرفت و درین وقت بامیرزا حبیب الله
خان چنانچه مذکور شد برسالت مأمور پشاورگشت و آخر الامر بوزارت دول خارجه سرافرازی یافت چنانکه
بيايد انشاء الله تعالى القصه چون میرزا حبیب الله خان با همراهانش از راه رسالت وارد منزل جمرود گردید
انكليسان که از واسطهٔ موهومی امیر شیر علیخان بادولت روس هراسان شده بودند کسی در جمرود فرستاده بدیشان
پیام دادند که اگر امور را که خواهش دولت برطانیه در اجرای آنست و گفته و نوشته فرستاده است میپذیرند
وارد پشاور شوند والا از راهیکه آمده اند جانب کابل روند وایشان پیام انگلیسان را مشعر برنقض پیمان دیده
بدون مذاکره ومكالمه از جمرود بکابل مراجعت کرده ماجرا بامیر شیرعلیخان باز داشتند
ذکر طلبیدن
امیر شیر علی
خان بزرگان
کوهستانات
را درکابل
ذکر طلبیدن امیر شیر علی خان
( بزرگان کوهستانات را وخلعت و انعام دادن بایشان )
وامیر شیر علی خان از شنیدن گذارش مذکوره بربهانه جوئی ونقض عهد نمودن انگلیسان متیقن گشته
تبامش اعیان و بزر گان باجور و مردم مهمند وغیره کوهستانات را بفرمان طلب از راه ایلیت وقومى واتحاد
ملت اسلامی دعوت کابل فرموده مردم باجور را که از دیگران پیشتر حاضر آمده شرف بار یافتند هريك از
بزرگان ایشان را بمناصب عالیه ومراتب رفيعه از قبیل خطاب سرداری وتوالی سرافرازی داده بمواجب وافره
از بیست الى سی هزار روپیه بی نیازی بخشیده روی دل همه را سوی خود کرد و ایشان بازای این احسان بر عهده
نهادند که در وقت حاجت وهنگام محاربت هريك از دول خارجه بموازنه بیجاورت بر خواسته بمقاتلت ومدافعت
گرایند و در صرف مال وجان دریغ ومضایقه ننمایند و همچنین دیگر طوایف کوهستانات را از عطای مواجب
واسلحه وخلع فاخره سرافراز وبی نیاز گردانیده همه را معاضد دولت ساخت
ذکر
سر گذشت
سنه ۱۲۹۳
سردار عبد
الرحمن خان
در سمرقند
ذكر سر گذشت سال هزارو دویست ونودو سه هجری
( سردار عبدالرحمن خان در سمرقند )
وهمدرین سال دولت روس رایت تسخیر شهر سبز برافراشته جنرال ایراموف سردار عبدالرحمن خان را
بتکلیف همعنانی وهمراهی کرد واو سرباز زده گفت که از پیش اظهار نموده ام که عهده برار خدمتی نشوم واکر
مامور شوم مهدم شهر سبز را بدون محاربه از راه اطاعت حاضر میسازم که خواهشهای دولت را هر چه باشد
پذیرا شوند وچون کار به پیکار انجامیده بود این ادعای او بپذیر رفته از جنرال ابراموف خواهش اسلحه نمود
که سه صد تن همراه دارم اگر مردم سمرقند مرتكب شورش شوند از قورخانه آلات حرب بدیشان داده شود
که باطغای تازه بلوا گرایند واو این امر را پذیرفته سه صد ميل تفنك و پانزده لك كارتوس يعنى فشنك او را بنام
قورخانه حواله داده خودش بالشكر رو بشهر سبز نهاده بمحاصره اش انداخت و پادشاه بخارا بنز با مردولت روس
لشکر جانب شهر سبز کشیده پیش از رسیدن او چهار مرتبه سپاه روس یورش کرده کاری از پیش نبردند وجنرال
ابراموف زخم برداشته هزارتن ازفوج پیاده اش نیز مجروح ومقتول شدند تا که شش روزترك پيكاررا باشهربان
قرار داده ایشانرا از رسدتری واستوادی بفریب غافل ساخت چنانچه از دوازده هزار تن مرد کارزار که در شهر اقامه
و قرار داشتند هزار تن که عیالشان در شهر بودند بمحافظت باره وبروج حصار پرداخته یازده هزار دیگر که عیال
واطفال خودرا کشیده در جای ایمن برده بودند و پادشاه بخارا لشکر بتاراج آنها کاشته بود از بزرگان خویش
تجروروم رخصت حاصل کرده از شهر بیرون شدند که از عیال خود خبری گرفته روزششم که لشکر روس وعده
جنك قرار داده است بشهر مراجعت کنند و پس از بیرونشدن یازده هزار مرد جنگی لشکر روس بخون وفسوس
خود کامیاب شده و حمله کرده شهر را متصرف شدند و بکار گذاران پادشاه بخارا سپرده بيران سكته شهر باسه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
