Machine transcription
(۳۱۳)
( جلد دوم ) ( ذكر وقايع عهد امارت مستقله اعليحضرت امير شير عليخان ) ( سراج التواريخ )
ذكر سر گذشت امير محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان
( در سیستان وورود ایشان در بيرجند )
وروز دیگر سالار سواران کمي نزد سردار عبدالرحمن خان فرستاده پيام داد كه چون شاه گل خان ومردمش
بسعادت وميمنت مقدم شما از تاراج ايمن شدند وماجانب دو کوهه که فرود گاه ماست مراجعت میکنیم میباید که
شاه گل خان تا كجا باما رفته بعد مراجعت کند تا عذر تهی دست باز گشتن ما در نزد امير قاين و سردار محمد
شريف خان شود و او قبول اینمعنی کرده خواست که شاه گل خان را روان کند خواهرش گريه وندبه (۱)
آغاز کرده برفق او نزد سیستانیان رضا نمیداد تا که سردار عبدالرحمن خان ضامن باز گشت او شده نزد مردم
قبيله بضمانت بنشست آنگاه شاه گل خان را بضمانت بحوزده در دو کوهه فرستاده بامير محمد اعظم خان
پیام داد که پس از موعد مذکور او را نزد خواهیم ومردمش معاودت دهد و او هفت روز نزد سیستانیان
متوقف گردیده خواهرم ومردمش سراسیمه شدند واز سردار عبدالرحمن خان که ضامن شده بود خواهش حاضر
آوردن او را نمودند واوهم چند گفت كه مرا وا گذارید تارقته شاه گل خانرا آورده بشما بسپارم نپذيرفتند تا
کار منجر به پیکار گشت وسردار عبدالرحمن خان دو بست سوار را که همراه داشت بتهیه ا یكدا د دادن تفنگ امر
کرده تسلف ديگر را حكم تاختن نمود وان مردم قبيله نيز سه صد تن آهنک جنك نموده از مشاهده این حال
زنان ایشان مواشی واموال را فرو گذاشته با اطفال روی فرار جانب کهسار نهادند ومردان نيز تاب درنك
نیاورده از قفای ایشان بگریختند وسردار عبدالرحمن خان دوصد نفر اشتر را ازان مردم زير بار خویش آورده
رهسپار گردید و مردم قبیله از دیدن اینحالت پیری خجالت پیش آمده عذر وعفو تقصير خواستند و بر عهده گرفتند
که احمال سردار ستوده خصال را تا سیستان رسانیده بعد اشتران خود را باز ستانند چنانچه سردار خجسته
اطوار با چند تن از صاحبان اشتران راه پر گرفته دردو کوهه وارد فرودگاه سیستانیان شد واز حال شاه گل
خان پرسیده بخود معلوم کرد که نزد خان بابا خان بن ملا یوسف خان سرتیپ هزاره سالار سواران قاین
و سواره هزاره مقید ومحبوس است پس از راه تفنك افغانی نزد او شده وی از خیمه بیرون گشته مراسم پذیره
بجای آورد و سردار نيكو کردار همچنان سواره مصافحه کرده شاه گل خانرا از وی جویا شده شنید که در خیمه
است بعد اورا بیرون طلبيده خان بابا خانرا مخاطب ساخته از سبب حبس او پرسیده جواب شنید که نز د امير علمخانش
می برم پس سردار سعادت دثار بر آشفته فرمود که او بضمانت من نزد شما آمده است نه اینکه بزور بازوی خویشش
اسیر کرده آید ديگر اينكه او از رعاياي متعلقه افغانستانست بمال دو وخراج گذار دولت ایران که بنام بغیض
منسوب ومأخوذ نموده از راه تنبيه وتهديد نزد امير قاينش يريد و باین سخنان خان بابا خان را الزام کرده و اوبپاس
خاطر سردار باوقار که میهباش می پنداشت هیچ نگفته شاه گل خان را رها داد و سردار بلند مقدار اورادر هنگام
عصر باده تن از سواران خویش نزد خواهر و مردمش فرستاده حق ضمانت ادا کرد و هفده تن سوار مذكور
پس از سه روز مراجعت کرده رکاب سعادت اکتساب سردار خجسته کردار پیوست بعد با سواران سیستان
رهسپار گشته روز دوم حرکت از انجا بکنار رود هیرمند فرود آمدند ودر وقت حركت از دو کوهه خان
بابا خان هفتصد سوار از راه خفا مامور غارت قوم بریچي متعلقه قندهار که متوطن پالاب بودند کرد چنانچه
بوقت سپیده صبح در قلعه که یازده خانه وارد ران مسکن داشتند ریخته قلعه كنيان بمدافعه برخو استه پنجاه تن
را مقتول وزیاده از صد تن را مجروح ساختند و در محالت ديگر مردم بريچي که چهار هزار خنه واردور کنار
رود هیرمند سکنی و قرار دارند از آواز تفنك علم بجنك رسانیده راه محاربه پیش گرفتند و درين اثنا سردار
عبدالرحمن خان که از تمامت سواران در عقب مانده آهسته راه مي پيمود واز همه پس تر وارد فرود گاه شده سواران
سیستان را مشاهده کرد که دسته دسته نشسته با هم بطریق مشورت سخن ميرانند و خيام خودرا نيز بيفراشته اند
و از محالت متفکر گشته رأی همیزد تا که امیر محمد اعظم خانش نزد خود طلبیده چون وارد مجلس شد بزرگان
سیستانرا که در مجلس نشسته بودند مهموم ومغموم دیده سبب حزن و اندوه شان را پرسیده واقعه مذکور را
ذكر سرگذشت
سردار عبد
الرحمن خان
ومحنش در
سیستان
(۱) ندبه
یعنی ماتم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
