Machine transcription
( ٣١٤ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت مستقله اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
بشنید و آشفته کشته خان بابا خان را که بانی آن فتنه بود و هم از سبب محبوس کردن شاه گل خان ازوی دل آزرده
بود امرزدن کرده نوکرانش از پای او گرفته از مجلس بیرونش کشیدند بعد خود سردار والا تبار رفته کشتگان
وزخمداران را دیده بقیة السیف را که دل از جان بریده بودند تسلی بانتقام گرفتن داده هنگام عصر با نو کران
خویش و قسماعت سواران سیستان پیاده و بی توپ و تره نان روی انتقام بقلعه مذکور نهاد و چون بقرب قلعه
(١) شگرف رسیده خندق عمیق و شگرفی ( ١ ) دیده در شگفت ( ٢ ) ماند واز راه چاره جوئی نخست کسی نزد قلعه گیان
بزرگ و عجیب فرستاده دعوت اطاعت کرد وایشان چون دانستند که فرستادۀ سردار عبد الرحمن خانست او را در اندرون
(٢) شگفت قلعه برده بخود معلوم نمودند که این سانحه (٣) ازسوء تدبیر خان بابا خان بروی کار آمده دیگر حادثه نیست پس
حیرت و تفکر سه تن از قلعه بیرون کشته نزد سردار عبد الرحمن خان شدند و از آمدن آن سه تن عذر لشکر سیستان
(٣) سانحه خواسته شده باستصواب رای و اشارۀ صواب نمای سردار عبدالرحمن خان قلعه وقلعه گیان را بحالش گذاشته
واقعه ظهور باز گشتند و از آنجا راه بر گرفته در دو منزلیکه از میان آنقوم عبور کردند سواران سیستان را که نزديك آبادانی
یافته میشدند بضرب گلوله تفنگ میراندند و علوفه نیز نمیدادند تا که امیر محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان بشام
خود علوفه خریده میهم سازی می نمودند و چون وارد منزل نچار شدند بدون از سواران رکابی امیر مسلم خان
سواران کشاده ملکی همه جانب خانهای خود رفته پراگنده گشتند و سواران رکابی که جزایشان دیگر سواره
نزد امیر علیم خان نبود در ناصر آباد رفته امیر مذکور با همین سواران مراسم پذیره بجای آورد و از عرض راه
سردار محمد شریف خان امیر محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان را از باب مهمانی در خانه خود بشریف
آباد فرود کرده دو روز با اعزاز هر چه تمامتر احترام شان نمود واز آنجا در ناصر آباد شده امیر علیخان ایشانرا در خیمه
های بزرگیکه برای ایشان افراشته بود جای داده خدمۀ ایشانرا بخیام كوچك فرود کرد و دوازده روز بمهمانی
نگاهدراشته بعد باهم وداع کرده هر چند استدعای برداشتن خیام بزرك را نمود ایشان نپذیرفته ده باب خیمه
کوچک را با پنجہزار روپیه از همة نقد وجنسیکه امیر علم خان تعارف کرد برداشته دیگر چیزی نگرفتند و این
را هم از سبب آنکه زیاده بردوصد دانه طلا که نزد سردار عبدالرحمن خان مانده بود دیگر هیچ نداشتند که برای
مصارف راه برچند بر گرفتند اگر نه بپذیر وا نمی پذیرفتند خلاصه در روز بیست و نهم ماه ذیحجة سال هزار و
دوصند و هشتاد و پنج هجری از ناصر آباد راه بر گرفته روز پنجم ماه محرم سنه ١٢٨٦ وارد بیرجند شدند
وقائع * وقائع سال هزار و دویست و هشتاد و شش هجری *
سنة ١٢٨٦ و در خلال احوال سر گذشت مذکور امیر محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان دوازده لك روپیة کله دار
هجری و دوازده هزار میل تفنگ که در هنگام توجه اعلیحضرت امیرشیر علیخان جانب غزنین دولت انگلیس از راه
نمای دوستی برای امیر معظم الیه فرستاده و در وقت محاربه غزنین در جلال آباد واصل گشته بود در کابل رسیده
تحویل جیگرن و قور خانه سلطنت شد و چون دولت موصوف اینوجه وتفنك را بدون خواهش امیر شیر علیخان
فرستاده در اوایل سلطنتش که از هیئات وارد کابل شده خواهش اسلحه کرده و نداده بود امر کرد که امانت
نگاهدارند -
ذکر * ذکر تشریف بردن اعلیحضرت امیر شیر علیخان *
تشریف بردن ( در انباله بخواهش امنای دولت انگلیس )
اعلیحضرت و مقارن اینحال نامۀ از وایسرای کشور هند از راه التماس تجدید دوستی وتوثيق رشته اتحاد بپایۀ سریر
امیر شیرعلی
خان در انباله سلطنت رسیده چون مبنی بتشریف بردن اعلیحضرت والا در انباله بود پذیرفته آمد چنانچه سامان سفرساز کرده
سردار محمد یعقوب خان را با سردار ولی محمد خان و سردار محمد اسلم خان وسردار محمد یوسف خان و سردار
فتح محمد خان وغیره خدمتکاران در کابل گذاشته خود باشہزاده عبدالله جان که قدم بمرحله هفت سالگی نهاده
بود وسید نور محمد شاه خان وناظر حسین علیخان وصفدر علیخان سپاه منصور وايشيك آقاسی شیر دل خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
