BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 254

Page 254

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 254 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(٢٤٧) (جلد دوم ) ( ذكر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر كبیر ) ( سراج التواریخ ) (١) معنی این بیت برسبیل استفهام انكاری درست میشود یعنی آیا از خطر دور است یا كنار نزدیكست وهم آینه این هردو نیست لهذا درجبین این كشتی نور رستگاری نیست ذكر پنهان نمودن سردار شهنوازخان فوت پدرش را ذكر طالب صلح شدن سردار شهنواز خان و در جواب این پند میرزا محمد حسن خان دبیر از جانب امیر كبیر این يك بیت را بر نگاشته ارسال داشت در جبین (١) این كشتی نور رستگاری نیست یاخطر ازو دور است یا كنار نزديك است و سردار سلطان احمد خان هيچ نگفته مردم سكانه هرات را بمژده رسیدن كمك از طرف شاه قاجار استوار میکرد و بایشان میگفت كه دل قوی دارید و همت بر استحكام قلعه داری گمارید چنانچه بدینگونه گفتار خلاف واقع اهل هرات را برسیدن كمك طامع ساخته كار محاصره را ناهشت ماه كشانید ونسیم فتح بر پرچم علم امیر كبیر نوزیده روز زندگی سردار سلطان احمد خان بآخر رسید در اوایل ماه رمضان سال ١٢٧٩ هزارو دوو صدو هفتاد ونه هجری مطابق روز ششم ماه اپریل سنه ١٨٦٣ هزار وهشت صدو شصت وسه میلادی ایام عمرش سپری گشت ذكر مخنوم پنهان نمودن سردار شهنواز خان ( فوت پدرش را و بروز یافتن آن و دفن فرمودن امیر كبیر او را در پهلوی قبر زوجه اش ) و پس از فوت سردار سلطان احمد خان سردار شهنواز خان پسرش او را غسل داده و كفن پوشانیده خواست كه مخفی دارد امانت در مسجد جامع بنهاد تا در كار قلعه داری استواری ورزیده در نظر امير كبير ولشكرش استحكام قلعه و ثبات قلعه كیا را از پدرش نماید اما روز دیگر یکی از سپاهیان نظام هرات بدست خدمه سردار محمد شریف خان افتاده خبر فوت سردار سلطان احمد خانرا بدیشان گفت و ایشان او را نزد امير كبير حاضر كرده گفتار او را حمل بران كرد كه از خوف جان این بیان كرده و میكند كه بدین حیلت رهائی یابد پس او را نزد فرزند ارجمندش سردار شیر علیخان فرستاده امر كرد كه از وی بهر عنواني كه بداند این امر را برسیده بپایه تحقیق رساند اگر راست بود میت او را از شهریان بخواهد تا بمراسم شایسته مدفون شود والا دستكير شده مذكور را محافظت نگاهدارد كه مبادا جاسوس باشد وسردار شير عليخان فرمایش اعلیحضرت قبله ابجدش را بتقديم رسانیده بعد كمن يزير ديوار حصار فرستاده غرض حال كرد وقلعه كیان نخست سکوت كرده جواب ندادند تا كه از سردار شهنواز خان اجازت حاصل كرده بعد پاسخ نعم دادند و آنگاه كه راز از پرده و آواز شد امير كبير تمامت شهزادگان وبزرگان حاضر اردو را امر كرد كه در باغ مراد رفته جنازه مرحوم مذكور را از شهر در بیرون خواسته دفتش كنند چنانچه ایشان بامر امير كبير جنازه او را طلبیده و شهریان بتوسط عبد الله خان پسر كوچك خودش وملا رحيمداد و ناظر محمود و چند تن حامل جنازه بیرون فرستاده سردارانش در جنب قبر زوجه اش مدفون ساختند و بعد ازان امیر كبیر جنازه برادران را باسردار عبد الله خان وملا رحيمداد و ناظر محمود از راه تفقد خلعت و تسلیت داده رخصت معاودت شهر فرمود و سردار شهنواز خان بعد از چیدن بساط سوك وغم از روی تدبير راه مسالمت بر گرفت ذكر طرح مصالحت انداختن سردار شهنواز خان ( و پذيرفتن خدمة امير كبير شروط او را ) چنانچه سردار موصوف كسی نزد جد امجدش امير كبير فرستاده خواستار آن شد كه سردار شیر علی خان را با چند تن از بزرگان در شهر فرستد تاما ایشان امور مكنونه خاطر خویش را مكشوف داشته پس از حصول قبول طریق تقبیل سده سنیه علیه پیش كيرد وامير كبير مسئول او را بسمع قبول شنیده پیام داد كه جزاز سردار شیر علیخان و سردار محمد رفیق خان كه ملاقات چون توئی را نسبت بشان ایشان شایان نیستند دیگر هر كه را خواهش كند فرستاده خواهد شد و او این امر را قبول كرده دروازه عراقی را بكشود و فصيل وسط شو جاهی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 254. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/254 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/254
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record