Machine transcription
(٢٣٥)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیرکبیر ) ( سراج التواریخ )
عبدالرحمن خان درآمده چون توپخانه باتش بار ولشکر نظام داشت قلیل از دلیران لشکرش جریغ وقتیل گردید
وهمچنین سوارانیکه روی قتال بجانب چپاول نهاده بودند در همین روز جمعه برسردار محمد علی خان ولشکرش حمله
کرده مغلوب شدند وصد تن ازضرب تیغ دلاوران سپاه او کشته گشته اجساد کشتگان را باز گذاشته رو بهزیمت
نهادند و زخمداران شان دیده نشد که چند تن بودند وازپیروان سردار محمد علی خان دو تن مقتول وده تن مجروح
گردیدند و سردار عبدالرحمن خان مژدهٔ فتح را نگار داده نزد سردار محمد اعظم خان فرستاد و همچنین سردار
محمد علی خانش نیز نوید داد
ذکر توجه امیر بخارا بجانب ترکستان
( صغیر جهت استمزاج سرداران )
وهمدرین هنگام امیر مظفر خان پادشاه ذیجاه بخارا بارادهٔ اینکه معلوم نماید و مفهوم شود که سرداران
باشوکت وشان افغان با مردم قطغن و بدخشان و میران ایشان چه درمیان دارند و کدام شیوه اختیار کرده کدام
طریق میسپارند از بخارای شریف با سپاه آراسته بیرون شده در کرکی پرتوزول افگند واز آنجا راه بر گرفته
براه چارجوی از نهر جیحون عبور کرده در چار جوی بامریکه پیش نهاد خاطر داشت درنك نمود وازورود او
در آنجا سردار محمدافضل خان حکمران ترکستان که در بلدهٔ تخته پل اقامت داشت با ندیشهٔ اینکه مبادا امیر بخارا دست تصرف
بترکستان متعلقهٔ افغانستان دراز کند واکثر مردم ازجادهٔ قومی وایلیت بوی گرویده شورش بزرگی برپا گردد
مشوش ومضطرب شده بذریعهٔ مکتوب سردار محمد اعظم خان را خبرداد که از تمامت سپاهیکه در تحت رایت او
وسردار عبدالرحمن خان در محال قطغن وغیره اند وبیست هزار تن میشوند هشت هزار مرد بیکار را باجنرال
عبدالرحمن خان بلادرنك وباجمال روانهٔ تخته پل نماید زیرا که در تخته پل و اطراف ونواحی آن زیاده برده هزار
و پنچصدتن مرد بیکار نیست تا توجه پادشاه بخارا بدین سوی واقامهٔ او در چارجوی باعث اختلال احوال ترکستان
متعلقهٔ افغانستان نگردد وسردار محمد اعظم خان هراسان گشته پی در پی نامه فرستاده سردار عبد الرحمن خان را
که بقرار مکتوب قبله المجدش بمنصب جنرالی نام بردار شد از تالقان درخان آباد طلبید و اوا گرچه ولایت را جدید
متصرف گشته و چنانچه باید در تحت فرمان نکرده بود کامبدر فتنهٔ نشود ناچار بمضمون المأمور معذور از تالقان
بار سفر جانب خان آباد بربست و ازعدم کفاف بار گیر لشکرش را امر کرد که هر يك مقدار توان خویش ازقور
خانه برداشته روبراه نهد وصد تن مرد گزیده را از قشون بیرون فرستاد که پانزده هزار گوسفند که در حوالی
قشلاقیکه بزیر تپه اورتیوز چرا دارد برداشته باردو رسانند که از خان آباد تا تخته پل بجز ازین گله دیگر آزوقهٔ
برای لشکر میسر نخواهدشد پس ازان پارهٔ ازسوارانرا درزیر رایت سردار شمس الدینخان بن سردار امیرمحمدخان
مرحوم قرار داده بقراولی کاشت و بقیهٔ سواران کشاده را با پیادگان ساخلو و چهار عراده توپ در قلپکاه جای
رفتن وراه پیمودن معین کرده خود با بقیهٔ افواج سواره وپیاده بساقهٔ (١) لشکرهای گزیده روی بسوی تخته پل
نهاد وچون مردم تالقان ونواحی آن کوچ چو قع سردار عبدالرحمن خان جنرال را مشاهده کردند حجل برزبونی
وبيطاقتی او کرده از قفای اردویش جاده پیمای غارت وتاراج شدند اما قبل از آنکه ایشان دررسیده بترکتازی درآزند
ودست بتاراج مال ومواشی اردوی سردار عبدالرحمن خان دراز کنند مأمورین سردار موصوف گلهٔ گوسفندان
مزبوره را متصرف شده در موضع خواجه چنگال باردو پیوسته بودند که تالقانیان نیز در همین مکان دررسیده
بدون اینکه با روپکین گشابند ازقفای اردو راه همی پیمودند و روی نیز بهمی تافتند تا که سردار عبدالرحمن خان
ازدنباله نوردی ایشان بر آشفته آهنك جنك کرد وبی درنك روی ستیز بآنان که تقریبا شش هزار سوار بودند
نهاد ویك فوج پیاده را در مغاکی که در کنار معبر واقع بود و از دیگر موضع کنار راه سه ذرع پست وهزار
ذرع طویل بود مخفی نشستن فرمود و تعلیم کرد که تا گروه متخاصمین از ایشان نگذشته سبقت کنند و او از توپ
از اردو بلند گردد آرام نشسته باشند بعد ازجا برخواسته از عقب پیش رو تالقانیان را در میان گرفته از دم
ذكر توجه
امیر بخارا
بجانب تركستان
صغیر
( ١ )
ساقه فوج
پسین و آخرين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
