Machine transcription
( ۲۳۱ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
ذکر پیوستن افواج کابل با سپاه ترکستان و نظم و نسق سردار محمد اعظم خان
( و حاکم کاشتن در محال قطغن و خراب ساختن قلعة تالقان )
و مقارن احوال مذکوره سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان از فرار کردن میر اتالیق و پناه
گزیدنش در رستاق آگاه گشته از غوری برخواسته وارد بغلان شدند و درینجا سردار محمد اسلم خان و سردار
شمس الدین خان که بالشکر چنانچه مرقوم گشت از کابل بدانوی رهسپر شده بودند بایشان ملحق گردیدند
و اردوی بزرگی شده بعد سردار محمد اعظم خان مردم را که از مساکن و منازل ایشان فرار کرده بودند بخطوط
استمالت هدایت نموده تمامت رعیت بغلان و اندراب را مراجعت داده بزراعت و فلاحت مشغول شدند و امر و نهی
پادشاهی را بگردن اطاعت نهادند و بهر محلی از محال قطغن حاکمی از حضور سردار محمد اعظم خان مأمور شده
باهر حاکم معدودی از سواران سپاه همراه گشتند و همچنین در هر موضع از حاکم نشین قاضی و مفتی جهت اجرای
احکام آلهی معین گردیده اشراف هر قوم بعطای خلعت سرافرازی یافتند و پس از نظم و نسق آلوایات از بغلان
کوچ نموده داخل الکای خان آباد شدند و در کنار رود خانه انجا فروکش کرده لشکر گاه ساختند و از انجا
دو فوج پیاده نظام و هزار سوار کشاده اوزبکیه و پنچصد سوار از خوانین افاغنه و پنج دسته پیاده ساخلو وشش
عراده توپ بسالاری سردار محمد زمان خان بن امیر کبیر بامر سردار محمد اعظم خان راه تالقان بر گرفته خود
سردار محمد اعظم خان باسردار عبدالرحمن خان و سردار محمد اسلم خان و سردار شمس الدین خان و بقیه لشکر
در همان جا مقر گزیدند و سردار محمد زمان خان وارد تالقان شده قلعه آنرا ویران ساخته بقرب قلعه
مخروبه اش در موضع بلندی لشکر گاه قرار داده در دور لشکر سنگر سدیدی بر افراخت و استوار نشست
و در خان آباد سردار محمد اعظم خان نظم و نسقی نهاده نام او را داخل خطبه زیر منبر ساخت و اعیان ملك را
بعطای خلاع فاخره نواخته هر يك از رؤساء قراء بوزند اقاضی و حاکمی روانه قریه متعلقه اش نمود و همچنین
میر کریم انتظام مهام مملکت بود و اجرای اوامر و نواهی حکومت می نمود که محردم خوست و اندراب باغوای
میر اتالیق و میران بدخشان سلسله جنبان فتنه و طغیان شده با حاکم خودها راه عداوت و طریق مخالفت پیش گرفتند
و سردار محمد اعظم خان فوراً رایت سرزنش آن مردم نکوهیده منش برافراشته چهار هزار پیاده و سوار را
از لشکر رکاب بسالاری سردار محمد عمر خان بارکزائی و چند تن از صاحب منصبان نظامی از خان آباد تعین کرد
که آن مردم را گوشمالی دهد
ذکر پیوستن
پیوستن سپاه
کابل و ترکستان
ذکر پیوستن لشکر سردار محمد شریف خان
( بالشکر مأموره اندراب و ظفر یافتن ایشان )
چون افواج مأموره مذکوره روی بسوی منزل مقصود نهادند سردار محمد شریف خان با سپاهی که از کابل
چنانچه از پیش مرقوم گشت رهسپار آن دیار شده بود با دو فوج پیاده نظام و هزار تن پیاده ساخلو یعنی خاصه دار
و هزار سوار کشاده و شش عراده توپ در موضع پزدره بلشکر مأموره اندراب ملحق گشت و هر دو سپاه با هم
جاده پیمای مسکن و مأوای بغاة گردیده پس از ورود در منزل مقصود فتح حاصل نمودند و دو هزار تن از ان مردم
سرشور بزنق را مقتول و مجروح ساختند و پس از حصول فتح سردار محمد شریف خان بنا برعدم اعتنای سردار
محمد اعظم خان نسبت بدو آزرده دل و آشفته خاطر شده از اندراب راه مراجعت کابل برگرفته چون وارد کابل گشت
مورد عتاب امیر کبیر گردیده حکم پادشاهی اقتضا فرمود که افواج متعلقه او را بر گرفته تحقیرش نماید ولیکن سردار
شیر علیخان که درین اوقات سردار محمد امین خانرا از کابل در قندهار طلبیده بنیابت خویش بحکومت آن دیار
گماشته بکابل بزیارت و دست بوس اعليحضرت امیر کبیر مشرف شده هنوز مراجعت نکرده بود شفاعت او را نزد
امیر کبیر نموده معفو و مأمور حکومت پشت رود گردید و سردار محمد عمر خان بارکزائی نیز پس از مراجعت
سردار محمد شریف خان نظم و نسق بامور خوست و اندراب نهاده و پنچصد تن پیاده ساخلو نزد حاکم آنجا کاشته
ذکر ملحق
شدن سردار
محمد شریف
خان بلشکر
اندراب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
