Machine transcription
(۲۲۳)
( جلد دوم )
( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر )
( سراج التواریخ )
دیده هرات را بحسام السلطنه سپرد و روز دیگر بعزم سلام داخل لشکرگاه حسام السلطنه شده شخصی از لشکریان
بتعلیم حسام السلطنه بهانه پژوهش حال و پرسش احوال نزدیک او شده بضرب کلوله از پا در آورد و شهر هرات
بتصرف دولت ایران در آمد
وقایع سنه ۱۲۷۳ هجری
وقایع سال هزار و دویست و هفتاد و سه هجری صلعم
چون دولت انگلیس هرات را در تصرف شاه ایران مشاهده کرد کشور هند را در معرض خطر دانسته
لاجرم بتوسط وزیر مختار خود که مقیم دارالسلطنه طهران بود باناصرالدین شاه در باب هرات بگفتگو پرداخت
و از قرار داد دول یوروپ در خصوص عدم مداخلت در مملکت افغانستان او را منبه و آگاه ساخت که هيچيك
از دول حق تصرف و مداخلت در مملکت افغانستان نداشته باشد بنابران میباید که لشکر ایران از خاک هرات
بیرون شده هرات را بافغانان وا گذارد ناصرالدین شاه از کفتار وزیر مختار دولت انگلیس سرباز زده بكوش
قبول جانداد و کار گذاران دولت مذکوره از خفتی بر آشفته وزیر مختار خود را از طهران طلب هند نموده بادولت
ایران اعلان جنك دادند و از راه سمندر چند جهاز حربی بجانب بندر بوشهر فرستادند و طرح محاربه انداخته
بندر مذکور را با دوسه قلعه مستحکم دیگر متصرف شدند و ناصرالدین شاه از شنیدن اینخبر مملکت ایران را
در خطر دیده دست تصرف از هرات باز داشته سردار سلطان احمد خان را که نزد او رفته بود بحکومت هرات
گماشته زبان گفتگوی دولت انگلیس را بوی که افغان و نواده سردار پاینده خان مرحوم بود بربست
ذکر مامور شدن سرداران افغان
( از حضور شاه ایران در هرات )
مامور شدن سرداران در هرات
چون حکومت هرات بسردار سلطان احمد خان مفوض کشت سردار محمد علم خان بن سردار رحمدل خان
و سردار سلطان علیخان بن سردار کهندل خان مرحوم که از قندهار چنانچه از پیش رقم شد گریخته روی امید
بدولت ایران نهاده بودند نيز شريك وانباز سردار سلطان احمد خان مقرر شده از طهران مرخص هرات گردیدند
که وارد هرات شده در مالیات با هم شريك بوده زمام مهام حکومت بكف اقتدار سردار سلطان احمد خان باشد
و دیگران در کار حکومت مداخلت نکنند و بهره و حصه از محصل و دخل محالات ولایت هرات بقدر کفایت معیشت
اولاد و احفاد وزیر یار محمد خان مرحوم نیز داده از ادای آن مستمراً اهمال نورزند خلاصه سرداران مذکور
شروط مقرره ناصرالدین شاه را بکوش هوش جاداده از طهران راه هرات بر گرفتند مگر سردار محمد علم خان که
خود را شایان حکومت می پنداشت حکومت سردار سلطان احمد خانرا ناگوار طبیعت خویش دیده از عرض راه
از دیگران جدا گشته بطهران مراجعت کرد و سردار سلطان احمد خان با سردار سلطان علیخان در سلخ ماه رمضان
سنه ۱۲۷۳ هزار و دوصد و هفتاد و سه هجری وارد هرات شده بکار حکومت و غیره دستور العملیکه داشتند پرداختند
و پس از رسیدن سرداران در هرات لشکر قاجاریه از آنجا راه مراجعت بجانب مشهد بر گرفته همچنین افواج دولت
انگلیس بندر بوشهر را با قلا عیکه متصرف شده بودند بر طبق شروط عهد نامه که با دولت ایران در میان داشتند
وا گذاشته بجانب هند مراجعت کردند و سردار سلطان احمد خان سکه و خطبه را بنام ناصرالدین شاه جاری و رایج
کردانیده پس از چندی سردار سلطان علیخانرا با اولاد و احفاد وزیر یار محمد خان از قسمت و مشاركت مداخل
هرات محروم ساخته از هرات همه را بیرون کرده خود مستقلاً بنفس خود بکار ریاست و اخذ و قبض باج و خراج
ولایت پرداخت و از جانب شاه ایران خود او بلقب سرکار و شینواز خان پسرش بمنصب امیر پنج سرافراز گشتند
و سردار سلطان علیخان با عیال و اطفال وزیر یار محمد خان و پسرش سعید محمد خان که بامر سردار سلطان احمد
خان از هرات بیرون شده بودند در قندهار شرفیاب حضور امیر کبیر گردیده مشمول الطاف امیرانه شدند و سردار
محمد علم خان که از بین راه راه مراجعت بجانب طهران پیش گرفته بود در روز هفدهم ماه شوال سال ۱۲۷۳ هزار و دوصد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
