Machine transcription
(۲۱۰)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواريخ )
امر معیشتش نمی نمود بعض مالیات ترکستان جایگیر محارجش معین گشت وسردار شهمسوار خان بفرمان طلب
در کابل آمده شرف دست بوسی حاصل کرد وسردار محمد افضل خان وارد مزار شریف شده بحکومت پرداخت
ذکر فتنه
محمود خان
سرپلی و باز
گشت مردار
محمد شریف
خان
ذکر فتنه محمود خان سرپلی
( ومراجعت سردار محمد شریف خان )
مقارن اینحال محمود خان سرپلی مردم قطغن را برسال بغاوتش استوار دیده و کار گذاران پایه سریر سلطنت
را از گرفتاری در دیگر امور مهمه مملکت متوجه بگوشمالی مردم مذکور ندیده مکنت امارت در خیالش زبون
آمده سر ازجیب تمرد برکشید و باتفاق فتنه جویان اوزبکیه آقچه را متصرف شد وسردار محمدافضل خان باسردار
محمد شریف خان لوای مدافعه برافراشته باتفاق میرحکیم خان شبرغانی وغضنفر خان اندخوی وجه همت بقلع او
گماشتند و محاربات عدیده شدیده بوقوع پیوسته آخرالامر محمودخان دستگیر گشت و بمکافات کردارش بپاسدارسپیده
فتنه که برانگیخته بود بخوابید وامیرکبیر از عرض مژده رسانی فتح سردار محمد افضل خان که در ذیل آن از معاونت
و یاری و صداقت و اخلاص شماری میرحکیم خان شبرغانی و میرغضنفرخان اندخوی نیز معروض داشته بود خدمت
ایشان را ضائع نساخته نيك بنواخت چنانچه خلعت و خطاب نظام الملکی ومنشور حکومت شبرغانرا بنام میرحکیم
خان و خلعت و لقب امین الدوله و فرمان حکومت اندخوی را اسمی غضنفر خان بجائزۀ خدمتی که کرده بودند از راه عطا
در ترکستان بدیشان فرستاد و هم از حضور نگین ختم غضنفر خانرا بدین سجع مزین ومنقر فرموده از طریق
لطف روانه نمود
ز الطاف امیر داد گستر امین الدوله شد میرغضنفر
وبعد ازان سردار محمد شریف خان که سردار غلام حیدرخانش بسبیل تبدیل دوساله بحکومت تاشقرغان مأمور
فرموده قرار داده بود که پس از دوسال سردار محمد امین خان بجایش دوسال دیگر اقامت وحکومت نموده همچنین
هر يك از هر دو تن پی هم دو دوسال بحکومت بسر برند راه کابل بر گرفته سردار محمد امین خان بعوض او از حضور
امیرکبیر در تاشقرغان رفته بکار حکومت پرداخت وسردار محمد شریف خان وارد کابل شده از فیض دست بوسی
امیر کبیر سعادت دارین حاصل کرد
ذکر مأمور
شدن سرداران
بحکومت
و غیره
(۱) نسخه
بدل محك
وقایع سال
۱۲۶۷ وسر
گذشت وزیر
یار محمد خان
ذکر مأمور شدن هريك از شهزادگان
( بحکومت دیاری ویار شدن هر یکدیگر را بکاری )
وامیر کبیر سردار محمد شریف خانرا پس از رفع خستگی راه ترکستان برخلاف قرارداد سردار غلام حیدر خان
در باب حکومت تاشقرغان که مذکور شد بحکومت هزاره بهبود از حضور مأمور فرموده حکومت هزاره دای زنگی
و دای کندی را تا در آب شاه پسند که بامیان نیز داخل محال آن دو ولایت بود بسردار محمد اسلم خان تفویض نمود
و سردار ولی محمد خان و سردار محمدزمانخانرا از عرض والتمس سردار محمدافضل خان حکمران ترکستان که معروض
داشت که هردو تن مأمور ترکستان شوند تا اگر میران ترکستان بسلسله جنبان طغیان آیند ایشان در مدافعه و رفع
فتنه معاونت ویاری وی نمایند هردو تن مأمور ترکستان شدند و در آنجا سردار محمد افضل خان سردار ولی محمد
خانر ابحکومت آقچه وسردار محمد زمانخانرا نخست بایلت نمک (۱) و پس از چندی از انجابحکومت سرپل مقرر کرده
همگنان از طریق رادرمی بحکمرانی پرداختند
وقایع سال ۱۲۶۷ هزار ودویست وشصت وهفت هجری
( و سر گذشت وزیر یار محمد خان وخاتمه کار آن )
در خلال احوال مذکوره ولتضاعيف سوانح واردۀ این سال وزیر یار محمد خان که ذکر خطاب ظهیرالدوله
یافتنش از کار گذاران دولت ایران سابقاً بشرح رفت مسموع گشت که احمد خان اسحق زائی باسردار کهندل
خان حکمران قندهار متفق و همداستان شده او و برادرانش را ترغیب بتصرف لاش وجوین کرده سردار شیرعلیخان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
