Machine transcription
(۲۰۰)
(جلد دوم)
(ذكر وقایع عهد سلطنت اعلیحضرت امیرکبیر)
(سراج التواریخ)
او را پذیرفته خمس ومشايكه كهویٹ را از ممکن ضمیر خویش درته جبینش را ببوسه داده بتسلیات بیادرانه وتفقدات
شاهانه خاطرش را تسکین فرمود و نوازش نیکو نموده بانعاملطف ومرحمت رخصت مراجعت قندهارش داد بمد هريك
ازشهزاده گانرافحکومت ولایتی از مملکت سرافرازی داده سردار محمد افضل خان را در تركمنستان و سردار محمد اعظم خانرا
با سردار شیر علیخان اول بالشكر جهت استمالت مردم علاقه کرم مأمور فرموده پس از مطيع ومنقاد شدن مردم
مذکور سردار شیرعلیخان بحکومت علاقۀ مزبوره سرافراز كشت وسردار محمد اکبر خان بحکومتهزاره جات
دای زنگی و دای کندی وبهسود مفتخر گردید وسردار محمد اعظم خان بحکومت لغمان کرد مأمورشد ومخراین را
بسردار غلام حیدر خان و کوهستان کابل را بسردار محمد امین خان تفویض فرمود وجلال آباد ولغمانرا بوزیر
محمد اکبر خان مرحمت نموده مالیات هر موضع را جایگیر هر شهزادۀ که بحکومت آن مقرر کشت قرار داد
ووزیر محمد اکبر خان ازنزد خود در جلال آباد ولغمان چندی حاکم کاشت وخود ترك ملازمت حضور بدروالا
گیرش نمود مگر اینکه تا کنون بر قرار واز دست کاری اعلیحضرت سراج الملة والدين آرایش وتزيين زياد يافته است
كه انشا ء الله تعالی در جلد سوانح عمری اعلیحضرتش مرقوم خواهد شد برای قشلاق گزینی ایام زمستان احداث
فرموده در همۀ خیابانهایش درخت نارنج وشیر که شایان زیب وزینت باغ است غرس نمود خلاصه هريكی ازشهزاده ها
بمحل حكومتش رفته بکار وبار خویش پرداخت آنگاه اعلیحضرت امير كبير حزم ترتیب سپاه نظام کرده دوفوج
پیادۀ هشتصدی بنام وزیر محمد اکبر خان ویکفوج پیادۀ هشتصدی باسم سردار شیرعلیخان و همچنین بنام سردار
محمد امین خان وسردار محمد شریف خان که مجموع پنج فوج پیاده یعنی پنج كندك شود منظم ومرتب ساخته تنخواه
ایشانرا بالای جایگیرات شهزاده کان گذاشت كه هريك مواجب فوج متعلقه خویش را ادا نماید
وقایع سال هزار و دو است وشصت الی شصت وسه هجری *
درین سال فرخ فال ولادت با سعادت پادشاه خجسته اقبال اعلیحضرت ضياء الملة والدين مرحوم امير عبدالرحمن
خان اتفاق افتاده ازتولد آن مولود مسعود امیر کبیر و تمامت خاندان شاهی را مسرت وشادمانی رخ داده جشن میلادی
وبزم شادی بیای رفت و درین سال بیرون از کارهای ملکی دیگر ملالی رخ نداده بحكم رواق و فرمان فرمائی بسر رفت
ودر سال ۱۲۶۱ هزارو دوصد و شصت يك هجری سردار محمد یوسف خان متولد كشته باعث فرحناکی خاطر خطیر
امیر كبیرشد و در سال ۱۲۶۲ هزارو دوصد و شصت و دوی هجری مردم زیبای تکاب باغوای معاذالله خان معروف
بمآذوخان وصاحبزاده جانان ازامر پادشاهی سرباز زده از راه ادای مالیات دیوانی انحراف جستند زیرا که در چند
سال بواسطۀ شور وغوغاییکه بالشكر انكلیس و شاه شجاع چنانچه در جلد اول رقم كشت برپا بود کسی متحمل
فراهمی وحوالۀ مالیات نشده هر علاقۀ برئیس طائفۀ اندکی ازمواشی ودواب بعوض مالیاتش داده از عهد مردم
علاقه تکاب نزو گوسفند بماذوخان رسانیده به ندادن مالیه خو كرفتند درینوقت که امير كبير برونق افزای سریر
شده کار گذاران دیوان اعلی خواستار باج وخراج گردیدند ماذوخان و صاحبزاده جانان که از كرفتن بز و میش
شیرین کام گردیده بودند طریق خلاف پیش گرفته مردم مذکور را اغوا کرده بیغی ورزیدند وامیر كبير اول نواب
عبدالجبار خان برادر خود را مأمور سرزنش و گوشمالی آنان فرموده و ایشان شبیخون زده نواب عبدالجبار خانرا
مغلوب ساختند بعد وزیر محمداکبر خان وسردار شیر علیخان وسه فوج پیاده که در تحت رایت داشتند و چند ضرب
توپ وسوارۀ کشاده مأمور گردیده مردم مزبور برایشان نیز شبیخون زده صاحبزاده جانان بقتل رسیده کاری
از پیش نبردند ومردود برادر تکاب را مسخر کرده صاحبزاده فتح را نزد پای پیل هلاك ساختند ومعاذالله خانرا
نیز گوشمالی بسزا داده مالیات دیوانی را بوصول رسانیده حاکمی از ملازمان معتمد که عمر کاب ایشان بود کاشته
مظفر ومنصور بكابل مراجعت کردند
وقائع سال ۱۲۶۳ هزارو دوصد وشصت وسه هجری *
درین سال طایفۀ مليکی خیل منوطۀ ماماخیل والجيان جلال آباد سر از حکم پادشاهی برتافته طریق بغی اختیار
کردند و از حضور امیر کبیر وزیر محمد اکبرخان در حالت غناگ مأمور تنبیه وتهدید آن گروه شریر شده مقارن ایصال
سنة ١٢٦٠
١٢٦١
٦٢ و ٦٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
