Machine transcription
(۱۹۹)
(جلد دوم) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) (سراج التواریخ)
ذکر ادعای شراکت سردار سلطان احمد خان در امر حکومت
(و بیرون شدنش از کابل)
و در خلال احوال مذکوره سردار سلطان احمد خان که هوای سروری در سر و تمنای حکم روائی در دل داشت از جان وزیر محمد اکبر خان که با او در میان نهاده چنانچه از پیش رقم کشت وعده شراکت در حکومت مملکت داده بود سر بئخواء و اقرنیکه اعلیحضرت امیرکبیر برایش مقرر و مشخص فرمود فرود نیاورده باز جاده قناعت بیرون گذاشت و غافل ازینکه ده درویش در کلیمی بخسپند و دو امیر شرعاً و عرفاً وعقلا در اقلیمی نکنجند زبان کفتار کشوده بامیربگانه و آشنا اظهار مافی الضمیر خویش همی نمود وامیر کبیر از ادعاوکفتار او آگاه کردیده هرچند نصیحت و اندرزش نمود که زبان ازینکونه کفتار بسته خاموش نشیند او نپذیرفته بخیال بیرون شدن از کشوریکه در حوزۀ تصرف امیر کبیر بود از کابل با اهل وعیال بیرون شده سه کروه بطرف شرق شهر منزل نموده جهت تهیۀ اسباب سفر درنك کرد وامیر کبیر فرزندان ارجمندان خود سردار شیر علیخان و سردار محمد امین خان را که خواهر اعیانی ایشان در عقد مزاوجت سردار سلطان احمد خان بود از راه نصیحت فرستاد که خواهر خود ها را دیده بواسطۀ او سردار سلطان احمد خان را از اراده اش باز دارند اما او قبول نکرده در قندهار نزد سردار کهندل خان رفت و او بپاس آنکه برادرزاده اش بود مقدم او را کرامی داشته بعزت و احترام نكاهداشته در هیج جیز نسبت بدو مضایقه نکرد تا که او را مشفق و مهربان خویش وصاحب مكنت واقتدار پیش دیده نزدش زبان تظلم اظهار حال خود نموده التماس کرد که در حشمت و استطاعت از برادرت امیر دوست محمد خان جنان برتری داری که امارت را سزاواری اکر لشکری با من جانب کابل بگماری هر آئینه عروس ملك را در کنار خویش آری واکراء دست یابد تا قندهار را متصرف نشود هر گز روی پرخاش برنتابد وسردار کهندل خان بكفتار او تصميم عزم تسخیر کابل کرد
ذکر لشکر کماشتن سردار کهندل خان جانب کابل
(وصلح کردن برادرانش با پسران امیر کبیر)
چون سردار کهندل خان بتحریص و ترغیب سردار سلطان احمد خان سامان سفر ساز کرد جهارپنج هزار سوار کزیده با سردار مهردل خان وسردار رحمدل خان و سردار سلطان احمد خان جانب کابل کسیل نمود وازین سوی امیر کبیر خبر یافته فرمان کردکه سردار غلام حیدر خان از غزنین ووزیر محمد اکبر خان از کابل با سواره و پیاده تنخواه خوار مردم درانی و غلجائی وغیره بدون آنکه فراهم شوند از پی هم راه مدافعه بر گرفته سپاه قندهار را که عازم کابل شده است بازدارند تا وارد کابل نشود وفتنه حادث نگردد چنانچه هردو برادر از کابل و غزنین بسرعت تمام و پی هم رهسیار شدند و در منزل سرچشمه مقیم رسیده مقر جستند وازانسوی سرداران قندهار نیز راه نزديك كرده در مقابل ایشان خیمه زدند و چند روز جانبین بعزم مقاتله بسر برده آخرالامر بی آنکه بستیزند قندهاریان راه صلح پیش کرفته هرچند سردار سلطان احمد خان ایشانرا از صلح مانع شد و دلالت برمحاربت کرد قبول ننموده ترك مجادله كردند وباسردار غلام حیدر خان و وزیر محمد اکبر خان قرار دادند که ایشان و سردار کهندل خان بحکومت قندهار ومضافات آن قناعت ورزیده پیرامون امر دیگر نکردند وامیر کبیر نیز مزاحم ایشان نشوند بعد هر يك جانب مقام خویش راه مراجعت بر گرفته سردار سلطان احمد خان بی نیل مقصود با سردار رحمدلخان در قندهار رفت و سردار مهردلخان از طریق عذر تقصیر و رفع کدورت خاطر امیر کبیر بامد دار غلام حیدر خان ووزیر محمد اکبر خان درکابل آمده بشفاعت ایشان شرف باز حاصل کرد وعفو تقصیر خویش و برادرانش را خواسته بعرض رسانید که باعت این جسارت سردار سلطان احمد خان شده باغوای او آینه ضمیر منیر اعلیحضرت امیر کبیر ازین حر کت ما ملال پذیر کشت والا ما را راهی بیرون از طریق اطاعت چون دیگر امری پیشنهاد خاطر هر کزنبوده ونیست چنانجه در تسلیم فرود کرده بغره نلئیم (۱) پایه سریر سلطنت دو بندۀ مایه نهاده فیضیاب حضور شدم وامیر كبیر عذر
ذکر ادعای شراکت سردار سلطان احمد خان درامر حکومت
ذکر لشکر کماشتن سردار کهندل خان جانب کابل
(۱) نلئیم بوسیدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
