Machine transcription
(۱۲۸)
( جلد اول )
( ذکر وقایع عهد امارت امیر کبیر )
( سراج التواریخ )
و آراستگی آلات حرب و سپاه راه جلال اباد عقبه پیش گیرم بدین اندیشه از آنجا بکابل مراجعت فرمود و سردار سلطان محمد
خان با سردار سعید محمد خان و سردار پیر محمد خان برادران اعیانی خود از استرداد پشاور بنا بمراجعت اعلیحضرت
امیر دوست محمد خان مایوس شده ناچار طریق دوستی با رنجیت سنگه پیش گرفتند و بتوسط و میانه روی ابو طویله نام
فرانسوی چنانچه قصه او گذشت با وی طرح مصالحه انداختند و هرچه رنجیت سنگه بزمۀ ایشان نهاد از قلت بضاعت
(۱)
با عث نکر
ذکر لشکر
کشیدن شاه
ایران جانب
هرات
و عدم استطاعت مجبوراً بر عهده گرفته محتملی که بثابه ناشایسته بود که در لاهور زجراً باو خط داد خط واگذاری پشاور
و دیره جات را هم کرهاً بدو داده باشند زیرا که رنجیت سنگه با وجود استیلا و تغلب محال (۱) اشغر و بنو آپه و نوشهره
و کوهات را تا پل بلند باسم جاگیر بدیشان مفوض داشته ایشانرا با خود برده در شاه درۀ لاهور جای نشیمن داد و هفتاد
هزار روپیه نانک شاهی نیز برسوم و خوره برای ایشان مقرر و معین کرد و خلاصه تا سال هزار و دوصد و شصت و شش
در آنجا روز بسر برده بکابل آمدند که انشاءالله مرقوم میگردد
ذکر لشکر کشیدن اعلیحضرت محمد شاه قاجار جانب هرات
در خلال احوال مذکورۀ سال ۱۲۰٤ هزار و دوصد و پنجاه و چهار هجری محمد شاه قاجار عزم تسخیر هرات کرده
مقارن ارادۀ او اعلیحضرت امیر دوست محمد خان که استرداد پشاور و پنجاب و کشمیر و سند پیشنهاد خاطرش بود
از کابل و سردار کهندل خان از قندهار و سردار شمس الدین خان از هرات که اینوقت نزد شهزاده کامران بود هر
کدام بر طبق مرام خویش نامه و رسولی پیش شاه ایران فرستاده خواستار شدند که در تسخیر هرات و تدمیر شهزاده
کامران کار بتأخیر نیندازد و شاه ایران فرستادگان ایشان را نوازش کرده هر يك را با جواب مرقومه رخصت
مراجعت داد و در ضمن این ماجرا شهزاده کامران آهنگ تسخیر سیستان کرده حاکم آنجا از خوف و هراس او
نزد شاه ایران رفت او لوهمۀ رو داد مسطوره را معین و یاور امر مکنونه خاطر خویش دانسته نخست قنبر علی
خان مابی را با يك قبضه شمشیر یکبا قبضه اش مرصع بالماس بود از عقب فرستادگان امیر کبیر و سرداران قندهار نزد
سردار کهندل خان برسالت فرستاد و خود در روز چهار دهم ماه صفر سنه ١٢٥٤ هزار و دو صد و پنجاه و چهار بعزم
هرات از طهران بیرون شده بدر باغ نگارستان بارگاه نصب کرد و حاجی میرزا آغاسی مشیر دولتش با تمامت شهزاد
گان و بزرگان ایران تهیه سفر نموده در پیرامون آن باغ خیمه زدند و میرزا آقا خان وزیر لشکرش بترتیب سپاه آذر
بایجانی و افواج عراقی و مازندرانی پرداخته بتهیۀ علوفه و آذوقه مشغول گشت و شهزاده کامران حکمران هرات
از عزم شاه ایران آگاه گشته فتح محمد خان نامی را با پنجاه طاقه شال نسج کشمیر و پانزده راس اسپ برسالت نزد
او کاشته در باغ مذکور شرف باریفت و تحائفی که با خویش برده بود پیش کشید و ملتمسات شهزاده کامران را بعرض
رسانید ر که شاه او را یکی از دولتخواهان دانسته عصیانی را که از در کذب نسبت باو نزد شاه باز دانند اند تصدق
ندانسته هم آئینه وجوه دنانیر و رئوس منابر را بنام شاه رواج دهد و بیرون از طریق اطاعت راهی نه پیماید بشرط
انکه شاه زحمت سفر را برخود و سپاه جانب هرات جائز نشمارند و محمد شاه مسئول او را بگوش قبول جای داده
مصحوب رسولش پیام فرستاد که اگر شهزاده کامران بصدق سخن رانده است همانا چون سپاه بوی نزديك
شود از راه سلام پیش آمده بحکومت هرات باز داشته خواهد شد و شاه پس از رخصت دادن فرستادۀ شهزاده
کامران در روز یکشنبه نوزدهم ماه ربیع الثانی از باغ نگارستان کوچیده روز یکشنبه بیست و ششم ماه مذکور
وارد سمنان شده هفت روز درنگ کرده بعد راه بر گرفته روز شنبه دهم جمادی الثانی در بسطام فرود آمده
بیست روز توقف نمود تا که اعیان مملکت باسواره و پیادۀ خود ها حاضر خدمت شدند و مجد دالها آصف الدوله
والی مشهد حاضر حضور شاه گردیده بدلایل و براهین او را ازین سفر مانع آمد اما چون اینخبر سمر گردیده در افواه
افتاده بود گفتار اورا نپذیرفته از انجا اسپ رانده بمنزل خیر آباد نزول فرمود و چون وارد نشاپور گشت بیست
روز توقف کرده بعد پا بر کاب نهاده از منزل تربت شیخ جام رجانله یار خان آصف الدوله را با دوازده هزار پیاده و سوار
نظام و نه عراده توپ جانب بادغیس مأمور نمود و اسکندر خان قاجار را با سواران قراي نيز با او همراه ساخت
و خود در موضع سر جام فرع کش نموده هفت روز مکث فرمود بعد وارد غوریان شده در وقت ورودش جمعی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
