Machine transcription
(۱۳۷)
( جلد اول )
( ذکر وقایع عهد امارت امیر دوست محمد خان )
( سراج التواریخ )
اجازت یکی از پیش رفتن و یا مراجعت نمودن خواستند و از وصول مژده نامه فتح سردار دوست محمد خان تخت نامه
که مشعر برالزام رنجیت سنگهه و مشتمل بر برهان لشکر کشیدن و حجت بگر شمال دادنش بود از کابل نزد او فرستاد
که نظر بسز کردار و رفتارت که روی کار آوردی لازم آمد که مکافات افعالت در کنارت نهاده آید و ساخته جنك
باش که متعاقب این مکتوب سپاه دیگر از کابل راه منکوب نمودنت برگرفته وارد آنسر زمین خواهد شد و رنجیت
سنگهه از در معذرت پیش آمده از روی ضراعت بدست خطاکار برا بپری سنگهه نبوده خود را از ماجرای گذشته
بخبر مکتوب کرده هم اشعار دوستی نموده اطهار فروتنی در میان آورد و ازینکه پشاور را با ولایات پنجاب و کشمیر
و دیره جات تغلباً متصرف شده بود تغافل زد و سردار دوست محمد خان از معذرت خواستن و ضراعت نمودن او
در بنوقت بهمان قدرا کثفا کرده سرداران را بالشکتر طلب کابل فرمود و حاجی خان را از خیانتی که کرده و باهری
سنگهه طرح موافقت انداخته بود اخراج البلد نموده نزد سردار کهندلخان رفت
ذکر امارت
امیر دوست
محمد خان
( ذکر جلوس سردار دوست محمد خان بر تخت امارت کابل )
در سال ١٢٥٤ هزار و دو صد و پنجاه و چهار هجری سردار سلطان محمد خان که از تغلب رنجیت سنگهه در پشاور
چنانچه گذشت فرار و در باجور قرار گرفته بود از فتحیاب شدن سردا ران و نامه عذر خواهی فرستادن
رنجیت سنگهه نزد سردار دوست محمد خان آگاه و امیدوار گشته از باجور بعزم استمداد جستن از سردار دوست
محمد خان در استرداد پشاور راه رچا بسوی کابل بر گرفت و بشرف دیدار برادر مذ کورش رسیده ازین آمدنش
غبار کدورتي که سردار دوست محمد خان را بسبب گریختن او از کابل در آئینه خاطر نشسته بود زدوده گشت چنانچه
از در لطف باوی سخن رانده و با هم مشاوره کرده کسر باغات او و استرداد پشاور بر بست و مردم اطراف را بشهر
خواسته اعلان جهاد و اظهار استرداد پنجاب و پشاور وغیره کرد و علمای ملت که جهاد را بوضائف شبانروزی
از حضرت محتت جل اسمه خواستارند و گشتن و کشته شدن را در راه دین مایه بهروزی و فاصل زندگانی خود
میدانند از راه شوق و شغف انجمن گشته بعرض رسانیدند که امر جهاد منوط بوجود امیر و نصب لوای امارت است
آنگاه چنین شخصی را سزاوار است که سکه و خطبه بنام خود کرده علم جهاد بر افرازد تا هر که از امر و نهی او عدول
کند گویا خلاف امر خدا و رسول کرده است و دیگرانرا لازم و متحتم است که اطاعت و انقیاد نموده محبیالفین را
که پذیرای امر و نهی او نشوند تنبیه و سرزنش کنند و بمدلول کريمه اطيعو الله واطيعو الرسول و اولی الامر منكم
سر از اطاعت او باز نزده خود را در ورطه خزی و خواری نیندازند واينك كسيكه اين زحمت را شایا است
شمائید زیرا که رای صائب و فکر ثاقب شمار است پس سردار دوست محمد خان از بیان علماء وصوابدید جمعی از شرفاء که
خیر خواه اهل اسلام ورؤسای قبائل خواص وعوام بودند بسامان اسباب امارت پرداخته در اندك زمان کار امارت را
پیراسته ساخته و برتخت امارت جلوس فرموده رؤس منابر و وجوه دراهمر ابنام نامی و اسم گرامی خویش مزین ومروج
نموده سجع سکه زرایدین بیت منقره منقش ساخت
امیر دوست محمد بعزم جنك جهاد کمر بیست و بزد سکه ناصرش حق باد
و پس از جلوس بر تخت امارت آهنگ جهاد کرده با شصت هزار کس از سواره و پیاده پادشاهی و مردم
ایلجاری الوسی لوای سعادت انتمار بعزم جهاد و غزا از کابل جانب پشاور شقه کشانفر موده از انسوی رنجیت سنگهه
از گاهی حال آگاهی یافته از لاهور و امرت سر و کشمير و ديگر توابع خویش قرب صدهزار مردم بکار با چهار صد
عراده توپ در زیر رایتش قرار داده از لاهور جانب پشاور راه بر گرفت و امیر کبیر در موضع شيخان از مضافات
پشاور رسیده لشکرگاه ساخت و رنجیت سنگهه نیز در رسیده بمقابل اردوی امیری فرود آمد و جانبین چندروزدرنك
کرده آخر الامر امیر كبير از مشاهده انبوهی سپاه و آراستگی آلات حرب و كثرت اتواب رنجیت سنگهه بخود
اندیشیده بدلدلی در داد که در اول امارت که سامان درستی بدست ندارد اگر کاری از پیش رو د فهو الموصول بالمطلوب
والا مغلوب گشته با کابل لشکر اهل هنوداه افقتی خواهند نمود پس نیکو آنست که بکابل مراجعت کرده بوجه دل خواه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
