BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 133

Page 133

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 133 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ١٣٦ ) ( جلد اول ) ( ذکر وقایع ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ ) کرد ومقارن اینحال حاجی خان کاکری روی دل بسوی هری سنگهه کرده بواسطه یکی از افغانان خیبری از راه خفا پیام داد که دروقت استوار شدن هنگامه پیکار بهر جانب از معرکه کار زار که باشد رو از لشکر اسلام برتافته بسوی هری سنگهه شتابد تا رخنه در دیوار ثبات سرداران افتاده رو از جنك برتابند وروز دیگر سردار محمد افضل خان با محمد اکبر خان و جمعی از دلیران طرف دست راست جای گزیده سردار شمس الدین خان با گروهی بساقه لشکر قرار گرفت و نواب عبدالجبار خان با انبوهی در قلبگاه ایستاده میسره را با بسیار تن از مردان کار بحاجی خان کاکری گذاشته قرار دادند که چون هری سنگهه ولشکرش حمله ورشوند حاجی خان از جانب چپ وسرداران از طرف راست با شمشیر آخته برقلبگاه لشکر هری سنگهه تاخته ناگشته نشویند و باخصم را از پیش بردارند روی برنتابند انگاه جانبین بجنگ پرداخته باژده تمثال شعله ور گشت و درینحالت حاجی خان کس نزد هری سنگهه فرستاده از بودنش در میسره اورا آگاهی داده از جانب خود مطمئنش ساخت که دلیرانه حمله کند و بدل هر اسناک نگردد و هری سنگهه باین پیام اورا بروفق مرامش دیده بیباکانه یورش آورد و سردار محمد افضل خان و محمد اکبر خان و سردار شمس الدینخان و نواب عبدالجبار خان که هر کدام در مقامی بعزم رزم جای گزیده بودند دست بشمشیر جهپور کشتبد و حاجی خان کاکری مطابق پیامیکه بهری سنگهه داده و ترغیب بیورش آوردنش کرده بو همچنان ایستاده بجنك اقدام نکرد و ایشان باخصم در آویخته خونها ریختند و در عین کشش و کوشش پای ثبات نواب عبدا لجبار خان لغزشی کرده قدری از معرکه کارزار برکنار خزید و سردار محمداکبر خان اورادیده از در معاضدت جانب او تاخته پایدار واستوارش ساخت و تا یازده روز همه روزه از بام تا شام بمقابله و محاربه بسررفته غالب از مغلوب امتیاز نگشت تا که روز دوازدهم جنك سخت در پیوسته طی لشکر اسلام شکست افتاد وهری سنگهه با پیش تازان سپاهش دلیرانه تاخته گروه اسلام را از پیش برداشت و در چنین حالت که سپاه سرداران رو در هزیمت بودند سردار محمد افضل خان بنظر در قضاء انداخته لشکر غنیم را در بین افواج سواره و پیاده اسلام سر کرم تاخت و تاز و از لشکر گاه ایشان جدا مشاهده نموده از غیرت ترك هزیمت کرده چپ وراست تاخته و بهر سوی مرد و مرکب بخاک هلاک انداخته سردار محمدا کر خان نیز برادرش را گرفتار ستیز و آویز دیده عنان از گریز باز کشیده برخصم حمله ور گشت و در عین گیر و دار با هری سنگهه دوچار شده و یکدیگر را نشناخته با هم در آویختند و تیغ حواله یکدیگر کرده پس از ردو بدل بسیار سردار محمد اکبرخان چیره دست شده بضرب شمشیرش از پا در آورده فتراک بست و در ینحالت سردار شمس الدینخان را که رو در گریز داشت ملا اسمعیل نامی از سر کر دنان پیاده ساخلو آوازداد که ای سردار اسلام را غرق کردی عنان شکا هدار و سردار محمداکبر خان بعوض او جواب داد که بکوشید و دست از جنگ مکشید که دلیران پایدارند و آواز توپ وتفنك برقرار چنانچه سردار محمدافضل خان پای ثبات فشرده وا کثر هزیمتیان بدو پیوسته باستظهار او سر کرم پیکار بودند وسردار محمد اکبرخان بعد از قتل هری سنگهه ببقیه سپاه او تاخته همه را هزیمت داد و سکھان سالار خودها را مقتول و لشکر اسلام را چون سیل روی بسوی ایشان دیده مخذ ولانه راه فرار بر گرفتند و سرداران تعاقب نموده ایشان را زده و کشته تا قلعه جمرود رسانیده بمحاصره انداخته نقل دست خط اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) اینکه از زبان بعضی مردم کہن سال شنیده ام که هری سنگهه بر پشت پیل سوار بود و غازی جان را میکرد که ناگاه گلوله بر مقتل او رسیده فوت شد وقال معلوم نشد و چند فرد کاو را ذبح کرده در نالا ئیکه بقرب قلعه بود و سکھان آب از ان بر میداشتند انداختند که سکھان آب برنداشته از تشنگی قلعه را فرو گذارند و در عصراینروز از کرم بیغایت آلهی که سیاه و سفید را روی امید بسوی او تعالی است باران شدیدی باریده کولی را که در ان نزدیکی بود پر آب کرد وسکهان از فضل قادر کار ساز از آب بی نیاز شده در قلعه داری محکم و استوار گشتند و روز دیگر که هردو لشکر از کشته شدن هری سنگهه خبر یافتند سکھان قلعه را گذاشته داخل پشاور شدند وسر داران که از حصول فتح خورسند و شاد مان گشته بودند عزم کردند که برسر پشاور بتازند اما نواب عبد الجبار خان ایشان را ازین عزم باز داشته گفت که صواب آنست که در همین جا که متصرف شده ایم درنگ کرده ماجرا را بخدمت سردار دوست محمد خان مکتوب نموده اجازت حمله بردن بر پشاور و یا مراجعت کردن جانب کابل را التماس کرده هرامریکه صدور یابد بعمل آریم تا اگر نقصی روی دهد مورد عتاب نشویم و دیگران سخن او را پذیرفته نامه فتح فرستاده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 133. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/133 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/133
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record