Machine transcription
( ١٢٣٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
ونوشت که دهقانان میگویند که به هريك از کار گذاران دولت که عرض حال کردیم نپرسیدند وحضرت والا
در روز دوشنبه هفتم ماه ربیع الاول فرمان فرستاده نگاردند که چون کارداران قندهار بعرض و اظهار
دهقانان انجا که باربار پیشتر از نزد ایشان کردهاند نداده و باز پرس نکرده اند حالا زمین دولتی را از تصرف
موسی خان بارکزائی کشیده تفویض عاملان خالصه نمایند و هم از روی سنجش وحساب ربع و دخل زمین و آب را
هر قدر سالی که موسی خان بتصرف کردیده ازوی گرفته با ملانی که آب را بوی فروخته اند باندازه استعداد جرم
از ایشان حصول کرده تحویل خزانه نماید و همدرین روز از عریضه و استدعای محمد علی خان حکمران قندهار بسمع
فیض مجمع حضرت والا رسید که میرزا عبدالعزیز خان نبیره میرزا عبدالغفار خان مرحوم که نزد نادر شاه افشار و پسرش
میرزا عبدالله خان در نزد اعلیحضرت احمد شاه و پسرش تیمور شاه سدوزائی و بعد ازوی میرزا جان میرزاخان نواسه
او در نزد وزیر فتح محمد خان مرحوم بارکزائی روز خدمت بسر برده هم تمام در زمان خود دارای رتبه و مقامی بودهاند از
حضور حضرت والا با سردار محمدعلی خان که از پیش گذشت مامور مکتوب نویسی در بسیار قندهار شده، پس از سرفراز
مرحوم مذکور با سردار عبدالله خان حکمران انجا طریق خدمت دولت سپرده بود و در سالی یکهزار و پند دو شصت و
شش روپیه کابلی، دولت یکره به از دولت تنخواه میبرد و پس از تفویض سردار عبدالله خان ملك امیر محمد خان مأمور حکومت
قندهار گردیده و میرزا عبدالعزیز خان از عریضه واستدعای خودش طلب کابل شده در سلك مکتوب نویسان حضور
انور مسلك گشت پس ازوی ملك امير محمد خان موصوف ميرزا محمد يوسف نام قوم خود را بکار کتابت محاصلات
حكومتي قندهار كاشته و در سالی یکهزار و پنجاه روپیه مواجب از دولت برای او معین داشته است و اکنون
محمد علم خان بعوض میرزا محمد یوسف خان لهو کردی میرزا امیر محمد خان نام افغان را مأمور کار مذکور
کرده استدعای تعیین مواجب او را از حضرت والا نموده است و حضرت والا در روز مذکور ماه ربیع الاول
که اشارت شدهمان تنخواه میرزا محمد یوسف خان را بازمان برسال خدمت بودن بنام میرزا امير محمد خان معين
فرمود و چون نام میرزا عبدالعزيز خان و مرحمت حضرت ( ضياء الملة والدين ) نسبت بدو برده شد لازم آمد که
سیاهم اعلیحضرت (سراج الملة والدین) را که مبذول حال ميرزا عبداللطيف خان پسر اوست رقم کند که از زمان
شهزادگی اعلیحضرت ممدوح تا کنون سی سال است که طریق خدمت بصداقت پیموده واشك بمنصب کیدان
اعتباری وعطای سالی چهار هزار و هشتصد و سی وسه روپیه کابلی وثلاث يك روپیه و لقب منشی حضور سر
افرازی دارد و بر علاوه کاری که از دولت بوی مفوض است تصریح عبارات و كلمات فارسی سراج التواریخ نیز
بر عهده اوست که پس از ترتیب وتأليف سراپا قرائت کرده و جك و اصلاح نموده تقریظ صحت میگدارد سپس از مطالعة
ساطعة اعلیحضرت ذی درایت ممدوح شرف نگارش و اصلاحات مدققاته عالمانه یافته داخل طبع میشود که تویا
در حقیقت ونفس الامر همة این کتاب بخامة خاص اعلیحضرت ایشان زیب ترقیم پذیرفته و میپذیرد و حیوة
جاودان را ازین تحریر عاید حال اهل مملکت افغانستان فرموده و میفرماید و همدرین هنگام حضرت والا در
ملاطفت بروی محمد اعظم خان اسحق زائی متوطن هرات کشوده مأمور خزانه داری میمنه اش فرمود و در
روز چهار شنبه نهم ربيع الاول فرمان خزانه داری انجا را بوی تفویض نمود وهم در اثنای واقعات این ایام
غلام نبی خان کرنيل و سرتیپ رضا علیخان که در مرار شريف روز خدمت دولت بسرمی بردند بدرود جهان
کردند و در روز پنجشنبه دهم ربيع الاول حضرت والا از مخیل ملا سعید محمد خان که گرفتار مرض بواسیر و از کار
عاجز وقاصر بود ملاعبدالله خان چهار بکاری را از عطای منصب قضای محکمه شرعیه تالقان سر افرازی داد
و همدرین روز میرزا محمد حسين خان سردفتر سنجش و کوتوال را فرمان رفت که يك لک و بیست هزار تنگه
وجه دولت را از اصغر نام ترازو دار ومستأجر بلخ که از درک اجارهاش باقی مانده است تحصیل و تحویل خزانه
کنند و همدرین وقت محمد علم خان حکمران قندهار بشتاب خیمه پنج ذرعی چلوالی و هشت باب چهار ذرعی
كرنيل ويك باب چهار ذرعی بركدى ودوسدو هفتادو هفت باب دلاور که سپاهی کری از جمله خياميکه از هند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
