Machine transcription
( ١٣٣٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
زاده محمدانس را که از دیر گاه در پشاور بروز مذلت و اقامتميگاری چنانچه جا بجا رقم شده آرمید بسر برده
ومصدر خطایی گردیده با احمد خان و قایم شکار مذکور چنانچه گذشت در کابل خواسته شده بود موقوف وازجمله
در سالی نهصد روپیه بر حاله گشت و فرمان رفت که اهل وعیال خود را از پشاور در جلال آباد نقل داده بموضع کامه
مسکن گزیند و همدر خلال واقعاتی که بشرح رفت ملا مصطفی خان قاضی محکمه شرعیه میمنه از وساوس شيطانی
و هواجس نفسانی با زنان اجنبیه مخالطت و مباشرت اختیار کرده و علاوه بران چشم از حق پوشیده و امور خلاف
شرع کوشیده از راه راست انحراف ورزید واز جمله بتارك نماز گراییده زوجه عبدالرحمن نام ساكن ميمنه را
که با محمد رفیق نامی گرفتار فعل زناشده بود پس از ثبوت شرعى ترك حد هردوتن که رجم بود كرده از مناط
تعزیر در ما كثفا نموده هردوتن را رها داد و نیز یکتن زنیر ا كه ديگرى دعوی مناكحت وزوجيت او را داشت بی
آنکه شرعاً برفع مرافعه برروی روز آید با پوری نامی عقد مزاوجتش بست و از ارتكاب قاضی مذکور باینگونه
امور حضرت والا بدرجه غيظه و قهر شگارمینه آگاه گشت و در روز پنجشنبه نوزدهم ماه صفر اشتهاری بنام عموم
مردم میمنه وتوابع آن نگار واشعار داد که هرگاه از پیشگاه در گاه سلطنت مأمور حکومت و قضا وغيره خدمات
دولت میشود عهد نامه داده در محکمه مأمور بها میرود تا با کر جور و تعدی و جان والمجاس و حلب دارى امت
بدولت ورعیت بکند و بخلاف حکومت و شریعت در مصادره و اغتصاب اقسام نمايد قتل او واجب وخونش هدر
بوده دشمن (خدا ورسول (ص) وقاتل حسين رضي الله عنهما باشد پس در چنین صورت بگوش دادنپوش حضرت
والا رسیده است که ملا مصطفی خان قاضی مرتکب چنین افعال گردیده است وقنانیرا که بشرح رفت مفصل رقم
فرمود واص کرد که افعال قاضی را اگر مباشر افعال ناشایست شده یا نشده باشد بخامه راستی نگار داده و بخاتم
و نهاده ارسال دارند که بمرامم سیاست بعمل آید تا دیگری مرتكب این گونه قبایح نشود و هم در خلال احوال
مذکور بپوره محمد حسین خان سر دفتر سنجش و کوتوال کابل که حضرت والا مأمور عهد نامه گرفتن وقنوس
شمردن واز هشت نفر يکنفر را برای خدمت دولت ومقيد دادن مردم غزنين وتوابع آن فرموده بود از هر قوم
عهد نامه بر طبق عهد نامه فرقه جاجه بخوزانی که از پیش رقم گشت حاصل کرده و سه هزار و دو صدو هشتاد
ونیم روپیه از مردم تاجيك وهفت هزار روپیه از قوم اندری غلجائی وسه هزار و دوصدو هفتاد و چهار روپیه
از هزاره محمد خواجه و چهار دسته و چيغو و يك هزار و يك صد و چهل و هشت روپیه از مردم ممى خيل لوانى كوچی
ونصد روپیه از مردم خروتی ویكهزار و سه صد و نود و دو روپیه از مردم دفنانی و شانزده هزار روپیه از مردم
تركى وعلى خيل ويازده هزار روپیه از مردم خوست و كرويز كه بقرار تقسیم در پیش وبنام شكرانه لقب ضياء الملة
والدين بميل ورضای خاطر دادند وا كثر را در وقت مراجعتش در موضع ابهر کرد از قفای او فرستادند در کابل
آورده تسلیم خزانه دار دولت کرد و این خدمت را بوجهیکه میشایست و میبایست بیای برد و هم در تضاعیف واقعات
مسطوره احد الله بای نامی با چند تن از دزدان بنام و نشان یكهزار و هفتصد رأس گوسفند از مال مردم موی تن را از موضع
کوه واقع خواجه توت بسرقت برداشته و روشن شبانرا کشته گوسفندانرا در حدود غريك رسانیده بپای اوزان
فروختن آغاز کردند و داد محمد خان حاکم تاشفرغان در پی تفحص وتجسس افتاده از افواه مردم فیروز تخجیر آ گاه
گشت که سه تن گوسفند بسیاری با خود داشتند و در نواحى غربيك ميفر و ختند پس داد محمد خان از جمله
(۱) نكل احد الله بای را بهر حيلتیکه دانست گرفتار نكل ( ۱ ) وبند كرد و او زبان مغالطه و تغیر خود را چوپان
بالكسر وغيب الله نام گفته داد محمد خانش بیم عقاب وعذاب داد تا که اقرار بر سرقت گوسفندان كرد بعد داد محمدخان
یعنی بند يكهزار و پنصد رأس گوسفند را که هنوز فروخته نشده بدون دو صدر أسیکه بفروش رسیده بود نزد محمد شاه
خان حاکم أقچه فرستاده بتوسط او بعمالكانش رسانيد و حضرت والا از عريضه داد محمد خان ماجرا آ گاه
کردیده فرمان کرد که احد الله دزد را عذاب وعقاب كرده و انبازانش را از وی بابیومقام جسته و همه را
بدست آورده سخت مقيد ومغلول سازد که ديگرى مال مردم را بسرقت نتازد و همدرین ایام میر زا عبید الله
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
