Machine transcription
( ۱۲۰۰ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و هم در بنوقت از عریضه و استدعای حبیب الله خان جلال ابادی اخراجی پشاور که حضرت والا او را اجازت
بازگشتن در افغانستان داده و او از سبب در صدد انجام رویه انگلیسی قرضدار بودنش و عدم زادراه داشتن توان
آمدن نداشت در روز دوم مذکور ذیقعده نایب صوجارا فرمان کرد که پنجصد روپیه انکلیسی بجهة زاد راه
وادای قرض او از دولت داده رهسپار جلال ابادش کنند و از جانب دیگر سپهسا لار اول غلام حیدر خان
که از اسمار چنانچه گذشت احنك رفتن در موضع ترك كرده بود راه درۀ پیچ را که جانب موضع باد و رجیم
امر ساختن کرده بود تا موقع كوسلك واقع اخير درۀ پيچ رسانیده چهل تن از سپاهیان فوج پیاده سفری متا را
با مردم درۀ پیچ از انجا تا موضع واما مأمور ساختن راه کرده خودش وارد موضع ترك شد و غيرت خان منی
که بوعدۀ حاضر آمدن چنانچه گذشت داده بود با سلطان محمد خان در تونك نزد او حاضر آمده او سلطان محمد خانرا رئیس قوم
منی قرار داده عبد الواجد خان و غیرت خانرا که مصدر فتنه چنانچه گذشت شده و هم با سه صد تن مردم مسلح نز دسپهسالار حاضر
آمده بودند در اردو نگاهداشته سه صد تن پیاده ساخلو و چهار صد تن از اعداد لشکر ملکی از مردم شنگری
بسر کردگی ارباب سعید محمد خان و قورخانه با سلطان محمد خان کاشته امر کرد که در میان مردم (متی) اقامت ورزیده
وسلطان محمد خانرا بر مسند ریاست قومش جای داده آحاد و افراد فرازیان دست تغلب بسر حده ر خان و غیرت
خانرا که قصه ایشان از پیش ثبت کتاب شده آمد در منازل ایشان باز گردانند و مقارن اینحال كرنيل فيض الدين
خان که از کابل راه لقمان بر گرفته بود در روز ششم ماه ذیقعده وارد آنجا گردید. فرد آئین کرد و از آنسوی
صفدر خان ( ناوگی ) را از ورود سلطان محمد خان با لشکر پادشاهی در موضع منی لرزه براندام افتاده لیکن خود
را از دست نداده چنانچه هر دو قلعه ( ایجری ) و ( کر کندوشاه ) را که از مردم ( موسی خیل ) قوم ( متی )
بودند و از سالها باب منازعه ایندو قلعه در بین صفدر خان و قوم متی باز بود و صفدر خان بتغلب متصرف شده کلید
آندو قلعه را در دست داشت بناعه و پیام سپهسالار بمردم منی واشگذاشت بلکه اخذا در چاله و استحکام آن پرداخت
و سپهسالار باز پیام داد که هر دو قلعه را به مالکانش فرد هشته مار و متاع مردم متی را که خود و پسرش غارت کرده
است مسترد کنند و او با وجودیکه سند مکشوف داده بود که در کوهستان میمند مداخلت نمیکنم از عدم باز پرس
دولت انگلیس و وجود تحريك و ترغیب کار گذاران آن که او را بوعده معاونت پشت گرم ساخته جبه می انگیختند
واو خویش را بهمان مژده و وعدۀ انگلیسان کامیاب زندگی دنیا و رسیدن بمراد ومدعا دانسته پیام سپهسالار
را رقمی ننهاده پاسخ داد و نوشت که بدون تغلب وقهر وقسر هردو قلعه را نمیگذارم و اموال منهوبه مردم متی
را هرگز از راه استرداد پس نمیسپارم و این جواب جسورانه را بایما والقاى کارکنان دولت انگلیس رقم کرد
چنانچه از نامه و پسرای که در باب مردم (متی) نزد حضرت و الا فرستاد که عنقریب رقم شده می آید تحریكات
آندولت را که بصفدر خان می نمود مکشوف میدارد و صفدر خان احسانهای ایندولت را که مبذول حالش چنانچه
گذشت و برقم نشست شده بود فراموش کرده این کربه را بتلاوت نکرد و خود را در زمره گروه ( اولئك الذين
ليس لهم فى الآخرة الا النار وحبط ما صنعوا فيها و باطل ما كانوا يعملون ) در آورد و استوار نشست و سپهسالار
از تحریكات هوا خواهان دولت انگلیسی که بواسطه مخبری آگاه شده بود باندیشه آنکه مبادا فتنه حادث شود
که مورث قتال و جدال دولتی کردد دیگر با صفدر خان هیج نگفت و ماجرا معروض پایه سریر سلطنت داشته
بکار بست مالیات اراضی مردم باديل ربوه کل . و چلس ، که رؤسای ایشان در ترنك نزد او حاضر آمده بودند
پرداخته قرار مساحت و جريب علاوه از معاملات فروعات چون چهل يكه دواب و مواشی و متروکات اموات
ومحصول نکاح و سرشکن و دندان شکن وغیره جنایات در سالی چهار هزار روپیه ربوه کل ، و چلس . و پنجصد
روپیه بر باديل و دو هزار و پنجصد روپیه بر دیو کل و یکهزار و یکصد و هجده روپیه بر غازی آباد و دو هزار و چهار
صدوسی روپیه بر اویت و یکهزار و چهار صد و شصت و دو بر بربیه بر شمالی نهاده ثبت دیوان سلطنت نمود و از
آنسوی صفدر خان که نامه در پشاور نزد انگلیسان فرستاده و ایداشتی نخست چنانچه گذشت در فرو نگذاشتن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
