Machine transcription
( ۱۱۹٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
رفته بود پسران بزرگان اکمر دم که بکرد کان گرفته و اسلحهٔ ایشانرا کرد آورده بودند تمام باخود برداشته
در روز شانزدهم شوال باسهار نزد سپهسالار حاضر آوردند و او کرو کانان را نگاهداشته چند تن از بزرگان
مردم زیدی را که ازراه انقیاد پیش آمده بودند و صاحب مشیرت و بزرك قوم و قبیله می نمودند خلعت و رخصت
باز کشت داد و مالیات اراضی ایشانرا تمام روغن و وجه نقد حصول نمود و هم مساح در موضع بائیل کانت مزروع
را بقید جریب اورد و هم مردم دیو کل که پیش آمده بودند نویسنده را از نزد سپهسالار برای سیاههٔ املاک
و دواب و مواشی با خود بردند که ثبت دستورالعمل دیوان کنند و خود سپهسالار برای امری از اسمار در
موضع ترك رفت و مقارن اینحال مردم شینوار تبعهٔ دولت انگلیس که کاش نامی از ایشان مته مل نام هندورا
گرفته اند و هم برادر زادهٔ ختك نام از ایشان لعل جان نام افغان زائی را چنانچه گذشت بقتل رسانیده و بارین
انگلیس از بازخواست اغفال کرده وحضرت والا در تضعیف و قلع ماده شیعان سپهسالار را فرمان کرده و او
مردم افغان زائی وغیره را بانتقام (۱) بر انگیخته بود خودرا مغلوب چیره دستی رعایای دولت افغانستان دیده
لاجرم سه تن ضعیفه را با کتاب مجید و قرقان حمید نامهٔ از قرار داد کرد تا نزد سرتیپ محمد حسین خان فرستاده
زبان عجز و معذرت پیام دادند که وی اصلاح ذات بین جانین کند و او هرسه تن ضعیفه را محجر بسر انداخته
بوعدهٔ جواب سپهسالار شاد خاطر ساخته باز گردانید و صحیفهٔ ایشانرا نزد سپهسالار فرستاد و او نگار داد که
عذر مردم شینوار بشرط ان پذیرفته خواهد گشت که چندین از زرگان ایشان در دکه نزد سرتیپ محمد حسین خان
حاضر آمده خسارتيرا كه بمردم افغان زائی رسانیده اند بقاعده و قانو نیکه در بین ایل و الوس جانین محسوم و
معمول و معلومست مسترد نمایند بعد کسی از رعایای ایندولت در مورد مزاحمت ایشان نخواهد گشت و الاطریق انتقام
در خواهند کوفت اینرا نوشته باجراء معروض پایهٔ سریر سلطنت نیز داشت و حضرت والا فرمان کرد و همان جواب
سپهسالار را رقم فرمود و همدر خلال احوالیکه شیر چرفت جنرال تاج محمدخان مقیم فیض آباد بدخشان بامر و فرمان
شهریار سپهر مکان دست معموری و آباد کردن دشت فراخ واقع حدود بهارک را که در بین آنهاره کاسه مواقع
کران و منجان و دروج اتفاق افتاده بکار برد و هم دشت خیرآباد واقع جنوب انهار مذکوره را که در طول
پنج کروه و در عرض يك کروه وسعت دارد و تمام زراعت گاه و کلانه حاصل خیز غله پذیست و بهر قدم آن که
از مضيق سنگلاخی جاری بود و آب اندك داشت که کفایت آبیاری و زراعت کاری ایندشت را نمیکرد هم آباد
نمودن کرد و نهر انرا وسیع ساخته هر دو دشت را در تحت زراعت و فلاحت آورد و همدرین هنگام یکتن از سپاهیان
نظام کوهستانی بامر خوشدل خان بروان مستاجر وجوه فروعات بعضی از توابع بدخشان وجوه جرایم مردم
اشکاشم وغیره را کرد کرده با اسب و شمشیر خوشدل خان که با خود برده بود برداشته از راه فراز در ماوراء النهر
رفت و هم سه تن از پیادگان مقیم شقنان فرار وادی ادبار انسوی جیحون شد و کارگذاران دولت روس هرسه
تن را متابعه و پیام داراب شاه خان حاکم شقنان پس فرستاده او ایشانرا با سپهرمان حضرت والا محبوس و روانهٔ
کابل کرد و مقارن اینحال محمد عثمان خان حاکم رستاق خدايار خان یکی قلعه و قربان محمد چاه آبی از مردم سکنهٔ
دشت شور وملا سيد لغام از مردم محمود همباق کوهستان کابل و محمد اکبر غشکانبی مردم یکی قلعه را بامر
وفرمان حضرت والا از راه جاسوسی حالات سردار محمد اسحق خان مأمور ماورای نهر جیحون کرده برای
هريك درماهی هفت روپیه تنخواه معین نمود و هم ایشان را اجازت داد که شش تن از مردم امرزو بوم را
برای استحضار و استکشاف اموریکه بدولت افغانستان متعلق باشد نوکر برای ایندولت نگاهدارند که حال
ایشان بر کسی معلوم نباشد و همدرین ایام حضرت والا از عریضهٔ ملا عبدالخالق خان که در یفقان کتا پیرا که
بعضی از فصول وابوابش مخالف اعتقاد مذهب حقهٔ حنفیه و اشعریه بود و از بین مردم هزاره بدست آورده تقدیم
حضور انور والا کرده وحضرت والا چنانچه گذشت اورا مأمور تنبیه جبهه وارشاد غفله مردم سکنهٔ خیان
فرموده بود آگاه گردید که بچهصد روپیه تنخواه سالیانه اورا اهالی دیوان نمیدهند و موقوف میدارند و چون
(۱) انتقام
كينه کشیدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
