Machine transcription
( ١١٩٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
پلتیکل مواظب خدمت بود و از انجا بموجب وصیت پدرش که در وقت وداع زندگی بخط خویش برای او پس
از اظهار رضامندی و خوشنودی ازوی اندرز و نصیحت زیاد رقم کرده بخدمت دولت اسلامی ترغیب و تحریص
نموده بود در پشاور آمد و اگر چه با کارکنان یله سربر ایندولت معرفتی نداشت در تعمیل وصیت پدر وجهة
همت گماشته در روز دواز دهم ربیع الاول سال هزار و سه صد و ده هجری عریضه مشعر باستدعای خدمت دولت
اسلام نگاشته ارسال کابل داشت و شرحی از طریق یگانه گی پیوند و جدا بودن پدر خویش که با برادران خود
درمیان داشت نیز درج عریضه کرد و از انچه که در فن کاپیول و پیمایش و نقشه مهارت داشت بخاصه اظهار
بنوشت و حضرت والا چنانچه از پیش بشرح رفت عرض او را بسمع اصغا منظور نظر کیمیا اثر فرموده در سلك
وقائع نکاران امور مخفیه منسلك نمود در و پیاض این عریضه او بخط خاص جدا کانه توقیع کرد که خط آن هنوز من
بمن رسید الحمد لله که خیالش را خداوند قبول درگاه خود کرده است سراسر گفتنهای شما صحیح وراست است
من از قوم بودن شما که قوم و از خود من هستید شکر میکنم و شما را در کار دارم چه هم از خود من
هستید و هم اسلام شما قویست پس جای بسیار شکر است بنویسید که برای یکدفعه ملاقات شما برات و حواله
بقدر مخارج در پشاور بفرستم و انگاه که بحضور آمدید از قراریکه پسندیدة خود شما باشد باشما قرار داده وجه
ماهواره مقرر میکنم و در کابل یا هندوستان هر خدمتی را که لازم امور دین و دولت باشد برای شما معین می نمایم
که ما از تو بر خوریم و شما از همدردین ا گر خواسته خدا باشد برخوردار شوی واواز اصول این توقیع رفیع
سعادت دستور از لاهور روی ارادت و خدمت این دولت بسوی پشاور نهاده از انداره زاد راه خود
هیچ بنگاشت و از وصول خویش در پشاور و مصمم آمدن کابل بوداش معروض داشته آگهی داد و حضرت
والا در پاسخ او توقیع منیع رقم کرده بخط خاص نوشت که برخوردارا چون در طریق دینداری اخلاص شما را
دیدم حاجت بآمدن شما در کابل نمانده است مثل شما از خود را در همان ملك هم بکار دارم که همه وقت از
سیر محمد علی خان مهتمم دا کخانه اسلامیه پشاور خبر كير باشيد و از احوال هر طرف آگهی حاصل نموده
اگر بتوانید از حالات دولت هند که بنوعی در یافت کنید و خود را سر کرم خدمتی ساخته علم حاصل نمائید
باو سپرد، عما از هر گونه احوال که باشد خبر بدهید پس نکو و این خدمت شما از خدمت حضور اولی واصوبست
و این مدعا را ازان بخامه مصلحت خود نوشتم که ا گر مصلحت من قبول شما باشد در بودن شما بدان ملك
هم بالای بازماند کان برادر خود میباشید و هم خدمت دین و دولت خود را میکشید و هم برابر خواهش شما
تنخواه مقرر میکنم و هم ازین نوکری وجه حلالی برای شما حاصل خواهد شد چه اجرای کار را بامر وفرمودة
پاد شاه اسلام میکنید و خداوند برای نیت بشده خود با او مهربانی میکند باری اگر این کلمته من
قبول شما باشد بنویسید که کذران شما که محتاج نشوید در ماهی چند روپیه برای شما مقرر نمایم که آسوده حال
باشید و بخدمت دین ودولت اسلام قیام و اقدام داشته باشید و خود را چون مغرور پوست مردم انگلیس در آورید
واز مکنونات ضمیر آنمردم علم حاصل کرده بمن که هم پادشاه اسلام وهم عموز و قوم خود شما و بجای پدر شما
هستم از راه خیر اسلام خبردهید که خدا ورسول (ص) اواز شما راضی شوند و منکه بندة از بند گان خداوند
و خادم دین رسول (ص) و یم این کلات را برای شما نوشتم و منتظر جواب شمایم و او اندازه کفاف روز کار
خود را باز نگاشته حضرت والا چنانچه از پیش گذشت مبلغی را بنام تنخواه برای او معین فرمود و سر کرم
کار مرجوعه خویش شده روز خدمت پدر همی برد تا که فرمان آمدن او در کابل که آنجا گذشت شرف اصدار
و هم ارسال یافت و پس از امدنش در کابل سالیانه سه هزار روپیه تنخواه برایش معین گردیده مأمور ترجمانی
نوشتجات انگلیسی گشت ومقارن اینحال مجاهدینیکه کفار پشنگل یعنی بارون را مسان ساخته و بامر سپهسالار
اول بگرفتن اسلحه و کرد کان ایشان پرداخته بودند و سپهسالار چنانچه گذشت از باقی نماندن کفار کافرستان
بجهالت وضلالت ايشان بحضرت والا آگهی داده واز همیش او فرمان باز گشتن بنام جنرال تاج محمد خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
