Machine transcription
(١١٦٧)
( سراج التواريخ )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( جلد دوم )
لطام مقتول و دون مجروح و هفت تن از لشکرمکلی زخم دار شدند و قلاع آتش سوخته (باندول) و(ایش) و(نمو) که چار
صدخانوار مالك داشتند بتصرف جنك جویان سپاه درآمد و فرار شدگان کفار در موضع ( گراج ) واقع کنار سیلاب
انجمن گردیده قرین یأس و اضطراب و هراس قرار گرفتند و مقارن اینحال اولیاقلیخان نیز از زیر کتل ( باندول )
راه قفای کمیدان محمد صدیق خان گرفته هزاران تن از لشکر ملکی را امر الحاق باردوی او کرد و کفار از کنار
سیلاب فرار اختیار کرده و پل را از روی آب برداشته با این لشکر قبل از پیوستنش بکمیدان مذکور ساز محاربت
نمودند و یکتن از مسلمانان جراحت یافته پانزده تن کفار بدار البوار شتافتند و در خلال این قتال و جدال سی و دو
تن بزرگان کفار کاشور که سپه سالار سه تن جدید الاسلام را چنانچه گذشت عقب ایشان کاشته بود از راه اطاعت
پیش آمدند و چون هفت تن از ایشان کسانیکه سپه سالار نام برده و خواسته بود نبودند و هم سه تن از روسای قریه
پیروك نیز از آمدن تقاعد ورزیده بودند سپه سالار در روز نوزدهم جمادی الاخری چهار تن از پیش آمدگانرا امر
مراجعت و آوردن آن ده تن کرد و درینوقت اکثر از کفره کاموز نیز بتوسط آنانیکه سپه سالار تسلیت داده
چنانچه گذشت مأمور آوردن اهل و عیال ایشان کرده بود از کوه جهالت و ضلالت فرود کشته و درخانهای خود
جای اطاعت گزیده بدین اسلام مشرف گردیدند و از کافرانیکه راه فرار جانب چترار برگرفته بودند بیست و یکنفر
از شدت برودت در زیر برف هلاك شدند و از جانب دیگر محمد علیخان وکیل دست بختل و غارت کفار قریه مجام
گشوده چهل و دو تن غلام و کنیز و سی و سه نفر اسیر از کفار کام (١) و هشتاد و شش تن از قلجار سکنه بوشال گرفته
همه را کتبل چاریکار نمود و جلال الدینخان حاکم آنجاایشانرا بحراست و حفاظت دلاورخان و شهر باز بيك نوكران
دولت و تحت محمد نعیم خان کمیدان فوج پیاده خاص حضور ورکاب سعادت دستور حضرت والا در کابل فرستاد
و هم هشت تن برده ماه پیکر که زردود حاکم مذکور بودند بحمایت و صحابت نور محمد غلام بچه ارسال پایه سریر
سلطنت کرد و ازینروز ببعد تا روز چهاردهم ماه شعبان چنانچه در موقعش شرح خواهد رفت دوهزار و سه صد
و نه تن اسیر که لشکر تحت رایت محمد علیخان وکیل دست گیر کردند در چاریکار رسید و عمدرین ایام یکهزار و
چهارده سیر نمك لاخورد ارمغانی دوماهه سه روز معدن بدخشان حاصل شده تحویل خزانه دار آنجا گردیده هم
میرزا عبدالوهاب خان سر دفتر بدخشان یکهزار روپیه سکه قدیمه قندز و یکهزار روپیه چهره شاهی انگلیسی
ويك خريطه بلاورن لعل و شصت و چهار صندوق سیب ونمك لاخوابه و حاصل باغ شاهی بدخشان و سی و پنج
جلد پوست خشك كاو كه این پوست ها را محمد کریم خان بازرگان باشی بفرمان حضرت والا خریده بود ارسال کابل
نمود و هم غلام محی الدینخان خزانه دار آنجا دوازده هزار و سه صد و سی و سه روپیه باششصد و چهل و پنج مثقال
و دو نخودلعل که ازعین المال حضرت والا گردا مده بود بدار السلطنه فرستاد و همدرین هنگام نامه (از لفتنت چارلس)
(کانرنو لکام) و (لفتنت فرينك آن نهون لاين جيم) امان انگلیس که در طهران باقامت ایران اقامت خدمت دولت
خود داشتند بجهة امرى بپایه سریر ایندولت رسیده وحضرت والا پاسخ آنرا بنشتن فرموده در روز نوزدهم
مذکور جمادی الاخری نزد حکمران هرات امر فرستادن نمود که او بتوسط عبد الله خان وكيل التجار ومقیم مشهد
در طهران برساند و همدرین ایام (پلگوفنك) روسی که در موضع تنوره اقامت داشت نامه بپسر هنك محمود خان سرحد دار
ایندولت نگاشته بملاقات خویش دعوت و اعزاز و اکرامش کرد و او نامه وی را نزد حکمران هرات فرستاد و چون
او در نوشته مرسوله خواهش کرده بود که حامل نامه حکمران ایالت ماورای بحر خزر را با د رفتن بهرات دهد
حکمران هرات بپسر هنك محمود خان نوشت که اگر فرستاده حکمران ماورای بحر خزر روسی یا ارمنی
و قزاقی باشد نمیتوان اجازت آمدن در هرات داد چه حکومت بدون محافظ نمیتواند از حمایت و سلامت
او کفیل شده مامون بدارد و اگر بدرقه و محافظ بحراستش گماشته آید امر خلافی در خیال کار گذاران
دولت روس جای گرفته باعث افسوس خواهد شد و اگر مسلمان و ترکمان باشد نیز بیرون از اجازت
حضرت والا نمی توانش راه دخول در هرات داد و اینرا پسر هنك مذکور نوشته ماجرا معروض پایه سریر سلطنت
داشت و حضرت والا فرستاده مذکور را اجازت دخول در شهر هرات نداده فرمان کرد که اگر نامه و پیام
(١) کلوم
نیز هست آن
جای دیگر
خواهد بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
