Machine transcription
(۱۱۳۱)
( جلوسوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
اعظیم خان و ولی محمد خان پسران محمد اسمعیل خان که پدران ایشان از جهان رفته و با بد انداخته از رحلت فرمودن
سواران کشاده بدران بنام خود ایشان سرافراز و ممتاز فرمود و همدرینوقت از شهادت آخند زاده محمد حکیم
و آخندزاده اللهداد نامان که در خصوص بیست و دو هزار روپیه بقوه که آخند زاده عبدالرحیم که در حیوة
خود وصیت کرده بود که تفویض و تسلیم حضرت والا نمایند در محکمهٔ شرعیهٔ پشت رود گواهی داده بحضر آنرا
ارسال پایهٔ سریر خلافت داشتند و روز پانزدهم صفر فرمان فرستادن آن بکابل شرف نفاذ یافته پس از حصول
و وصول با مر حضرت والا باوجوهیکه از محنث و ارادهٔ سفيهٔ شهزادهٔ کردون و ساده سردار حبیب الله خان هريك
از جمهور ملت و سدنه مملکت افغانستان بقدر توان خویش بعزم شرکت در امر خیر مسجد سرپل دادند مخلوط و مصروف
تعمیر مسجد موصوف گشت و ثبت جریده اعمال صالحه آخندزاده مذکور مغفور کردید و همدرین هنگام دو لك و
یکهزار روپیه نقد و سی و پنج خروار جنس که بسعی و کوشش و سنجش میرزا محمد حسن خان قندهاری و ملا قطب الدین
و نصر الله نامان از خیانت و خساوت میرزا عبدالرسول خان سر دفتر فراه که از مأمور شدن هر سه تن مذکورون
بسنجش خیانت او خائف کردیده مال و متاع خودرا از راه خفا جانب جوین وسیستان حمل و نقل داده چنانچه
کذشت گرفتار و نزد مولاداد خان حاکم آنجا و کرنيل محمد خان محبوس کردیده از راه طلب در کابل آمده بود
بصدور و روز پیوسته و جریده آن بدفتر سنجش کابل رسیده پس از تحقیق و ثبوت امر حصول آن از حضور
انور صادر شد و همدرین ایام شهاب الملك از تغير مؤيدالدوله بامر اعليحضرت ناصر الدین شاه قاجار مأمور ایالت
خراسان کردیده از بن افغان و اسب هم دو تن که روی روز افتاد منازعه و مذاکره که در باب موضع (طراقو) و(حوض دار)
در بین کار گذاران دولتین افغانستان و ایران چنانچه گذشت رخ داده بود معطل و معوق کشت و همدست نزاع
وزبان کفتار مردم سیستان از بهریکه جدید حفر کرده و با آخند زاده فقیر محمد خان حاکم چخانسور راه منازعه
و مقاوله پیش کرفته بودند کوتاه کردید ومقارن اینحالسعید محمد خان سر حددار موضع چاهی به پسر مرش مريك
افتاده امرالله خان مأمور حراست آن سر حد شد و او در فراه آمده از جهان برفت و همدرین هنگام حضرت والا
هريك از محمد شريف خان و فیض محمد خان و روح الله خان اسحق زائی را که در وقت گرفتار شدن میرزا عبدالرسول
خان سر دفتر فراه هم سه تن خودرا بسلاح آراسته باو تباه برحاسته و گفته بودند که تا دم واپسین از یاری و مدد
کاری دست باز نخواهند داشت و حاکم فراه ایشانرا محبوس کرده بود جرم فرموده امر کرد که پس از رسانیدن
وجه جریمه رها داده شوند و هم در اثنای این معامله حضرت والا از عریضه و استدعا ورضامانۀ رعایای سکنه لاش
و جوین محمد محسن خان را که نسبت بایشان جور وظلم کرده و طریق مصادره بر گرفته ششصد خانوار را فراره ببار
ادبار ساخته بود از پژوکی قوم غنبل نموده مددخان اسحق زائی را پسر کرده کی قوم برافراخته مفتخر ساخت
وهم از عریضه و استدعای محمد اعظم خان نبیره وزیر شاه ولی خان فوفل زائی که در تضاعيف واقعات عهد سلطنت
احمدشاه و تیمورشاه مرحومان سدوزائی شرح حالش رقم کشت پنج نفر پسرانش از هرات طلب کابل شده در سلك
سپاهیان سواره نظام مخصوص رکاب شاهی شرف انسلاك یافتند و همدرین اوان نوروز خان بن محمد عمر خان بارك
زائی که از راه هواخواهی با سردار محمد اسحق خان فرار سمرقند شده و نان زشت خوئی و درشت کوئی و کج
سارکی او را نیاورده از آنجا راه غربت جانب مشهد سپرده سپس از در ناچاری داخل هرات و گرفتار دست
حکمران آنجا شده محبوس در کابل آمده بدست زندان بان سیاست سپرده کشت و همدرین هنگام حاجی دوست محمد
نام فرستاده تجوید خان بلوچ خارا نی با با سیزده نفر اشتياري ومهماري از راه هدیه و نیز عریضه در باب اراضی تهی
چپ و چپه واقع که نی کندر خربداد و استدعای استرداد آنرا کرده ارسال کابل داشته بود شرف باریابته فرمان برفت که
چون خود او مقیم و متوطن خاك منصرفه دولت انگلیس است زمین به اینچه با مجید کات جوی داده نمیشود پس تحفه
خود را از حلت قایه که بر طبق مبلغ مندرجه آن وجه داده شود و اینرانکار فرموده با طاقه شال خلیل خانی و یکتوب چوخه
ابره کشمیری ویکثوب جو خۀ كنجي البيباس حضرت والا بنام خلعت برای او ارسال گفت و از بنوقت تا هنگام جلوس بصدف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
