Machine transcription
( ۱۱۳۹ )
( جلد سوم ) ( تفریح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
سید امیر نام جیرهاری بنویسنده سائر نامشرمان که رشوت گرفته و از خیانت و غداری بخود نقض عهدیکه بر طبق
دیگر عمال وحکام و ضباط بدولت داده و کرده بود بدار سیاست کشیده و مال و متاع و ملک او و سید رحیم برادر
و سید رسول خالو و حضرت بیگم خواهرش ضبط دیوان سلطنت گشت و هم در اثنای واقعات مسطوره سواران نظام که
بامیر افضل خان وغیره منسوبان عمرما خان باجاوری که از حضرت والا چنانچه گذشت استدعای اجازت مراجعت
جانب باجاور کرده از راه پشاور اخراج شده محافظین ماموره ایشانرا در منزل دکه رسانیده چون در جلال آباد
باز گشتند و عشویرا (۱) که یکتن از سپاهیان نظام در دکان رمضان نامی نهاده بود خواستند که بخرند و مرد (۱) عشوی
دکاندار آن را مال دیگری گفته بایشان نداد و ایشان او را باردن دکاندار دیگر که یاری و یاوریش کردند بقهر اصطلاح مردم
و عنف نزد محمد قاسم خان افسر خود کشیدند و او هر سه تن دکاندار را محبوس نموده باخود در کابل آورد افغانستان
و شهزاده آزاده سپهر وساده سردار حبیب الله خان که همواره دست عدالت پیوستش مرهم گذار جراحات قلوب که مشتمل
ستم دیدگان و چور رسیدگان بود و عقده امور داد خواهان را بانگشت رحمت میگشود محمد قاسم خانرا بقصد چند بره
روپیه جرم فرموده دکاندارانرا خرم و خرسند رخصت جلال آباد نمود و مقارن اینحال سپهسالار غلام حیدر خان دندانه دار
که بامر وفرمان شهریار ترو مکان قدم در راه تسخیر کافرستان نهاده و چنانچه گذشت زبان پیام در استمالت است و اسپ را
و هدایت و اطاعت کفار کشاده بود از ( ساو ) برخاسته وارد ( برکوت ) گشت و از آنجا بعزم مشاهده صعب دان بخارند
و سهل دره (خاری گل) سوار اسپ شده چون بانهاد فراز کتل گشت از سختی مسلك و معبر از اسپ فرود آمده تاقله
کوه راه پیمود و از فراز کوه نظر مشاهده انداخته همه جا را تاکتل ( کورال ) که بچشم می نمود بدید و راه
عبور را که از آنجا جانب عقب موضع ( لندی سین ) اسن ساختن کرده بود بغایت دشوار و سنگستان
و درخت زار ملاحظه نمود و روز دیگر راه ( لندی سین ) را که جدید جاری و از ( برکوت ) بجانب آنجا
مسافت شش کروه ساخته و پرداخته شده بود نیک دیده بخود اندیشید که از وفور سنگ و درخت بدون ساختن
راه معبری میسر لشکر نمیگردد پس در کار ساختن راه کوشش ورزیده بمیستی و چالاکی از موضع کور دیش راه
عبور را اقرب موطن و کهسار کفار بکشود و کفار از مشاهده اینحالت حمیت کرده در مواضع دشوار گذر بعزم پیکار
استوار نشستند و سپهسالار تا موضع (دمنی کسی کتل) که نقطه اخیره وصول خطر او بود رفته همه جا را بنظر دقت
مشاهده کرد و از حشر و ازدحام کفار که بقرب مقام جنك كرده بود در يك درا صواب پنداشته در موضع دمنی کسی
واقع زیر این کتل فرود گردیده جای گزید و سه فوج پیاده نظام را جریده بدون پستر، وخیمه از لشکر گاه نزد
خود طلبید تا اگر کفار حمله نمایند و یا با احد و افراد راه سازان قصد ایذا و آزار کنند دلیران عرصه فوج بدم
تیغ وطعن سنان و گلوله جانستان دفع نمایند سپس چندتن از مردم سکنه برکوت را از قفای آنانیکه قبلا برین
چنانچه گذشت باندرز و نصیحت کفار کاشته بود رهسپار دلالت و هدایت کرده پیام داد که در قبول کردن و راه
دین اسلام گرفتن ایشان از جانب دولت اکراه و اجبار و تکلیفی نسبت بایشان نیست و تکلیفی که هست اینست که
مطیع و منقاد گردیده مالیات بدهند و ازین امر سرکشی نکرده بآتش قهر پادشاه خود را نسوزانند و نیز مانع
ساختن راه نشوند و کافران ازین پیام سپهسالار وعده حاضر آمدن در فردا و داده رسولانش را پس فرستادند
و التماس نمودند که اگر ساختن راه را معطل دارد هم آینه دوازده تن را بدولت تسلیم کنند که دین اسلام بپذیرند
و هم مردم سكنه کوردیش را خودایشان بقهر و قسر پذیرای آئین اسلام نمایند و در سالی چهار صد روپیه که
بچترال می دادند بدولت بدهند و سپهسالار فرستادگان خود را باز پس مراجعت و پیام داد و چند تن از ایشانرا
در لشکرگاه طلبید که در خصوص معطل داشتن ساختن راه با ایشان سخن از در صواب وصلاح راند و هر چه پسندیده
آید اجرای آن نماید و در باب مالیات وتکالیف دولتی اظهار و گفتار خود را استوار پنداشته باید خواه و ناخواه
بدهند و ایشان ابا داده در موضع (جواگنی) واقع مقابل رود ( كوردیش ) مخندق ساختن نموده دست بکار نرد و ماجرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
