Machine transcription
(۸۱۲۸)
( جلدسوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و آباد شده اند و همه از آجر و حجر و آهک و کچ ساخته مشتمل بر ده الی دوازده طبقه علیا وسفلی بدون صحن
پرداخته گردیده اند و پوشش همه از آهن است و عمارات سلطنتی را اکثر از یکقطعه آینه دروازه ساخته اقل
از چوب پرداخته بدرب و دهلیز حجرها که راه دخول وخروجت شانده اند و اسباب حجرها از میز و کرسی
از چوب و روی همه کرسی ها مخمل است ومیزهای اعاظم واشراف ازسنک رخام واحجار معدن واقع مملکت
ایطالیا است خلاصه تا اینجا از روی نوشته روزنامه نگار شهزاده رفیع مقدار سردار نصرالله خان باتنقید
وتنقيح و تغییر عبارات و ایجاز نمودن آن نکار داده از سرخس و بم و رونق وعده که دادیم به ترقیم وقایع
سرگذشت شهزاده ممدوح پردازیم که شهزاده آزاده از روز ششم صفر که بشرح رفت تا روز پنجم ربیع الاول
بیرون از سیر و تفرج و تماشا و گردش مباشر امریکه قابل تحریر وضبط تاریخ باشد نكشت ۱۱۳۲
« ذکر وقائع افغانستان که مطابق ایام توقف شهزاده ممدوح »
( در لندن بوقوع پیوست )
ذکر واقعات افغانستان
در وقت توقف سر دار نصر الله خان بلندن
و از یسوی در خلال واقعاتیکه در افغانستان روی داده و بشرح رفت کمیشن دولتین انگلیس و روس با مامور
افغانستان که ذکر حرکت ایشان از موقع بزم کشید از پیش داده شد از آنجا عزم پرخاش کرده در روز سیزدهم
ماه صفر راه بر گرفته در موضع ( محمد مین ) واقع پامیر كوچك فرود آمدند و دست بكار نصب علائم فاصله برده
یکفقره برج بقر از کتلی که منبع آب هر دو پامیر است بر افراختند و جانب شمال آنرا که پامیر بزرگست حصۀ دولت
روس وطرف جنوبش را که پامیر كوچكست همچنانکه بود حق افغانستان قرار دادند و همچنین در دامن موقع
مهمان پولی واقع قرب قزل رباط برجی دیگر بر افراشته برج دیگر جانب جنوب آب و دیگری در دامن کوه
واقع سر دره ( تیکر مقسو ) و برج چهارم را جانب مشرق کوه ( توغ دمباش ) که بدولت ختای متعلق است
برآورده دشت پامیر كوچك واقع مغرب موضع آق تاش که بحسب تخمین پنج مرحله ومنزلست سراسر تعلق
بدولت افغانستان گرفت بعد از آنجا کوچیده وارد ( قزل رباط) گشتند و دو دوره منار در کتل ( بوزنميل )
ساخته از آنجا باز در موضع (مهمان پولی)شده فروکش کردند و يك دائره برج در کتل (ککجای) و دیگری در مقابل
آن بکنار آب (آقتور) برآورده از تعیین خطوط فاصلۀ سرحد پامیر فراغت حاصل کردند و در اثنای اغفال
ملا محمد سعید خان قاضی و ملاشاه ملوک خان مفتی تالقان که با میرعبدالقیوم نام محتسب تحت الحفظ چنانچه گذشت
در کابل خواسته شده بودند و علاوه بر خیانت و جنایتی که ملا محمد سعید خان با ملاشاه ملوک در ارتکاب آن انباز
بود قاضی سابق آنجا نیز چنانچه از پیش بشرح رفت تحريك او مقتول گشت وارد کابل شدند و با دیانه هر دو بن
قاضی و مفتی از اثبات خیانتی که کرده بودند محبوس گردیدند میر عبد القیوم که ادعای ثبوت جنایت ایشان کرده بود
مأمور تالقان کردید و اشتهاری در روز سیزدهم مذکور ماه صفر شرف اصدار و بنام مردم تالقان عماً نثار یافت که
هر قدر نقد وجنسیكه آندوتن از در خیانت و مصادرت گرفته اند درج جریدۀ افعال ایشان نمایند که از ایشان گرفته
تسليم مالكان مال شود و هم درینوقت کرنيل محمد عمر خان بامر و فرمان حضرت والا کپتان غلام محمد خانرا که از کابل
مامور فراهم نمودن اسپان خریداری دولت شده و خیانت و خسارت کرده بود محبوس و کسل کابل نمود و هم
درین ایام محمد سرور خان حاکم و نضراب خان خزانه دار خان آباد پنج لك و سی و دوهزار روپیه و سه میل
تفنگ بغلی پر ویك میل پناه پر و یکميل شش فیر انگلیسی و روسی و يكميل دولوله شکاری با چهار جلد چرم آهو
و یکزوج موزه روسی و دو سیر و سه چارك پت بز که مصحوب محمد اکرم خان نورزائی هراتی و میرزا علی محمد
نامی ارسال کابل نموده بودند تحویل خزانه و کارکنان دولت شدند و هم درین هنگام ( مستر بيك ) نام انګلیس
که بامر و فرمان حضرت والا چهارلك روپیه چهره شاهی انگلیسی را جواهر قیمه خریده بود وارد پشاور
شده در روز چهاردهم صفر از آبجارا، کابل بر گرفته شرف آستان بوسی حاصل کرد و مقارن اینحال میرزا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
