Machine transcription
(۱۱۰۸)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعليحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواريخ)
سرحد شرقی افغانستان وشمالى ليلك كشور به با جماعه اندکی از راه کاغان وكشمير وبامير مأمور شده در روز
بیست وهشتم محرم وارد موضع بوزای كنبد خواهد شد ویكنفر افسر روسی نیز با شانزده تن خدمتکار از مردم
قزاق در موضع مذکور با کپشن انکلیس خواهد پیوست بنابران میباید یک تن افسر از دولت افغانستان نیز در
بوزای کنید با کپشن دولتین انکلیس وروس ملحق کریده باتفاق در تعیین خط ونقاط فاصله پرداخته حد ومرز
(۱) از هم افراز (۱) دهند و حضرت والا ازین نامۀ شورا جزاء تاج محمد خان را فرمان کرد که دو تن مرد هوشیار دانسته کار
افراز یعنی را با یازده تن خادم منتخب نموده هروقت که میجر جرال جرارد از وصولش در موضع بوزای کنید بوی آگهی دهد
جدا کردن بلادرنک ایشانرا مأمور آنجا کند که کارمذ کور را انجام نموده باختتام رسانند و هم درین هنگام میرزا محمد نعیم خان
سر دفتر ترکستان میرزا خالص نام تخانی را از راه قطع محاسبات مالیات رعايا مأمور درۀ صوف کرد و او شصت روپیه
از کدخدایان آنجا رشوت گرفته حساب ایشان را نیز قطع نکرد و ایشان از سردار محمد عزیز خان حکمران ترکستان
داد طلبیده وی در مقام تحقیقات و بازپرس برآمده چون میرزای مذکور براخذ رشوت مزبور اقرار کرد و آنرا
اندك دانسته انكار نمود محبوس کشت و آنكاه كه حضرت والا از عریضۀ حكمران ترکستان برماجرا آکاه کردید
فرمان کرد كه يكهزار و هفتصد روپیه سیاسة از او گرفته تحویل خزانه کند و اسم خود نا کاوجه جریمه را نرساند
همچنان محبوسش نکهدارد که دیگری در گرفتن رشوت جرأت وجسارت نکند و هم درین ایام حضرت والا که
ابواب مرحمت و ملاطفت را هماره بروی خدمۀ دولت کشوده و خدمت هیچیک را ضائع نمیفرمود چهار سوار مقام
خان مهانی را از فوت او بنام امیر محمد خان پسرش و دونه سوار ولیجان اسحق زائی را از فوت او بنام پسران عطا الله
خان رحال نمود و هم درینوقت سید عبدالله بن سید خضر نامی از سادات سکنۀ قندهار که ایشان عبد الله او را رئیس
مدینه طیبه مأمور فرموده و او پس از حصول این منصب در اسلام بول رفته و از آنجا راه حاجت جانب بخارا پیوده
و از آنجا روی بسوی عتبۀ علیای سلطنت ایندولت نهاده بود وارد مزار شریف شد که از آنجا در کابل آمده شرف
بار و عزمنداد شهریار والا تبار حاصل کند و کامیاب جانب مدینه منوره طریق آرزو در نورد و حضرت والا
از عریضۀ حكمران ترکستان برتمنای او آکاه کشته فرمان کرد که سر کار ما دیدار او را بکار ندارد وامر کرد که
او را با محافظ جانب کرکی کشیل نموده در فرستادنش تعطیل را جائز نشمارد و هم در خلال احوالیكه بشرح رفت
مستر کلیمنس و مستر پان خادم و نوکران ایندولت که بر طبق قرارداد ایشان از راه رخصت در خانه و جای خود رفته
وراه مراجعت بر گرفته بودند وارد پشاور شده هردوتن نهصد و شصت روپیه کلدار جهة زاد راه وكرايه راملة
خود از نائب سیر خان مأمور فروش بادام گرفته در کابل آمدند ودست بکار مرجوعه خویش زدند و هم حاجی
میرزا خان با چاوری شینوژائی که بدریعه عريضه خواهش اجازت آمدن بخاك افغانستان کرده و از حضرت والا
اجازت یافته بود باشانزده خانوار از عم و عم زادگانش هجرت کرده داخل این مملکت شد و بمایه عنایت ایندولت
آرمید و هم درین ایام از عریضه و استدعای محمد عمر خان نورزائی مأمور تعيين حدود فاصلة سرحد جنوبی حکمران
قندهار را از حضور انور فرمان رفت که دوازده هزار و یکصد و شصت روپیه جهۀ مصارف چهار ماه هفتاد و سه تن ترك
زادکان طوائف درانی که با محمد عمر خان مذکور مأمور خدمت تعیین خط و نقاط فاصله سرحد شده بودند بر طبق چهار ماه
اول بر ساند چنانچه حکمران قندهار مبلغ مذکور را تسلیم محمد عمر خان نموده رسید حاصل کرد و محمد عمر خان بزرک زادکان
موصوفه قسمت نمود و هم مقارن اینحال حضرت والا عزم بر احداث قلعه منینی در موضع بولاك واقع قرب چمن حزم نموده
حکمران قندهار را فرمان و امر تعمیر آن کرد و او محمد امین خان ليو کردی و امیر محمد خان فوپلزائی و علی محمد خان
و میر میرزا خان سرتیپ را با مهندس ومعمار مأمور کرده از مأموریت ایشان بمحمد عمر خان خبر داد و او با تفاق اینان
موضع احداث قلعه را مشاهده کرده ونقشه قلعه و حوالی آنرا کشیده ارسال پایه سرير سلطنت داشتند و از مسافت
هفت گروه دور بودن آب چمن که میبایست برای تعمیر قلعه آب از ان میگرفتند نیز معروض داشتند و كار را جاری
ساخته معاذالله خان و عطا محمد خان نورزائی را بسر برستی کار قلعه کماشته برای هر يك از يندو تن در ماهی سی روپیه و برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
