Machine transcription
(۱۱۰۷)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
هوس، کرسیر وسفرده روزه اطراف غایف نزدك بود وروز پنجم شنبه بیست و ششم ماه مذکور پادلاس ( پرنس
اف ویلز ) در ( اسك ) اسپ دوانی تشریف فرما شده پدر پادشاه رومانیارا که از عرصهٔ يك هفته واردلندن
گردیده و عمارت بسكت جای داده شده بود ملاقات کرد و تا ساعت چهار و نیم پیش از نصف روز مله نمود
دربیعین اسپ دوانی با ( پرنس) موصوف وغیره شهزادگان درنك کرده بعد همجنانکه بسواری ریل در آنجا
تشریف برده بود بسواری ریل وارد منزل خویش گشت و بقیه روز را تحریر مکتوبات که از سر گذشت خود
سکا داده درکابل میفرستاد بسر برد و بنحت مکاتیب او را که از روز ورودش درلندن ارسال کابل می نمود
ومشتمل بر سر گذشت احوالش بود بارور مهاجهتش مولف این کتاب میملت نصاب باامر شهزاده اعظم سردار
حبیب الله خان درج اشتهار کرده در چهارسوق شهر می آویخت تاخواص وعوام آگاه از سر گذشت شهزاده سردار
نصر الله خان در سفرلندن واعزاز واکرامیکه از دولت انگلیس نسبت بدو ازقوه بفعل همی آمد آگاه ومستحضر
شوند الغرض شهزاده موصوف آهنگ تماشای عمارت نشینمن گاه شاهان سلف انگلستان که بعضی از پادشاهانرا
دران عمارت محبوس نیزمی کرده اند نمود چنانچه در روز جمعه بیست و هفتم ذیحجه راه عمارت مذکوره پیش گرفت و تاج
ملکهٔ معظمه علیا حضرت وکتوریه و (پرنس اف ویلز) راکه با بعضی زواهر جواهر ثمینه نادره چون الماس موسوم
بکوه نور وغیره دران عمارت بیادگار نهاده اند مشاهده فرمود وبساعت چهار بعد از نصف النهار در
عمارت خانهٔ عمومیه که مجلس ضیافت دران ترتیب داده بودند تشریف برده وبا بعضی از افسران نظامی چون
جنرال شام برون که در درهٔ خیبر بالشکر افغانستان چنانچه در جلد دوم بشرح رفت محاربه کرده بود
وغیره و جمعی از صنادید بازرگانان انگلستان که حاضر آمده بودند صرف طعام کرد و پس از خوردن
اغذیه محموده شرع شریف اسلام چون زنان مغنیهٔ خوش الحان ترانه سازآمدند وبسادت خود ایشان بنواختن
سازدمساز گردیده آواز خواندن بلند کردند مجلس طول کشید تا که وقت ساعت ده از شب رسید بعد شهزاده
رخواسته در منزل خویش بیارمید و روزشنبه و یکشنبه بیست وهشتم و بیست ونهم ذیحجه را در منزل بسر برده
ماین سیر وتفرج نگردید که انشاء الله بقیه سر گذشت او در آنجا از روز غرهٔ محرم در محل و موقعش رقم خواهد
گشت وبشرح خواهد رفت ۱۱۰۹
ذکر واقعاتیکه درایام مذکوره در افغانستان بوقوع پیوست
ذکر
سوانحیکه
در ایام
سر گذشت
سردار نصر
الله خان
بافغانستان
رویداد
از بسوی در خلاب احوال وسر گذشت سردار نصرالله خان که رقم گشت پنج نفر دزد سه تن از حاجیان مردم
ماوراء النهررا در درهٔ دلبگیرسای قتل رسانیدند و دو تن از دزدان گرفتار دست خدمهٔ دولت شده بفرمان حضرت
والا که بنام جنرال تاج محمدخان مقیم بدخشان شرف نفاذیافت هردوتن در قتلگاه حاجیان بدار سیاست کشیده شدند
و همچنان آویخته بماندند تا که پوسیده واعصاب وعروق ومفاصل ایشان ازهم گسیخته بخاک ریخته گشت ومقارن
اینحال زوجهٔ میرزا عبدالوهاب خان سر دفتر بدخشان که یکی از ناشز های زنان بود و همواره بشوهرش طریق
بدخوئی وزشت گوئی می پیمود پس از رفتن شوهرش در دیوانخانه از خانه بیرون شده راه سیرگاه پیش گرفت و میرزا
عبدالوهاب خان پسرامرد چهارده ساله را که زوجهٔ مذکوره اش اوراپسر خوانده بود بپدر و مادرش سپرد وزن
او که شب در خانه آمده پسر را ندید جامهٔ مجیائی دریده گریبان بطاقتی چاکزد و خود را باطناب در سقف خانه
آویخته هلاك ساخت وشوهرش ازبیم آنکه مبادا باتهام قتل او گرفتار زنجیرسیاست شود ماجرا را معروض پایهٔ سریر
سلطنت داشت و هم احمدخان حاکم فیض آباد واقعه مزبوره را برنگاشت و حضرت والا بخامهٔ تسلیت برای او
رقم فرمود که آن قحبهٔ فاحشه خود را بدوزخ واصل کرده ترا آسوده کرد و هم درین ایام و بسرای کشور هند
بامرعلیا حضرت وکتوریه واریاب پارلمنت لندن که ضمیم تعیین حدود فاصلهٔ سر حد شرقی افغانستانرا بادولت روس
بندی کرده باو میردادند نامه فرستاده پیام داد که میجر جنرال جرارد اقسیم جماعه کمیشن برای تعیین حدودفاصلهٔ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
