Machine transcription
(۱۰۷۰)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
بانجام رسیده نقشه که در دست انگلیسان بود مساعی جمیله و کوشش نبیله با در قطعه نامه دستخطی کمشنر پشاور که
کافرستان ولندی وساو و ناری وغیره مواضع را در آنها از خاك افغانستان نوشته بودند بدست سپهسالار افتاده
وتوجه را در صندوقچه انداخته و قفل زده مصحوب احمد جان خان طبیب کابل در گاه عالم پناه نمود و هم شرحی
از خدمت و صداقت طبیب مذکور و ملا امیر الله خان قاضی کنر معروض پایه اریکه خلافت داشت وحضرت والا
طبیب مزبور را که بعز بساط بوس نایل آمده بود از عطای خلعت گران بها و افزونی تنخواه ومنصب کرنیلی
امتیازی سرافراز فرموده دلشاد رخصت داده اسپاز کشش نزد سپهسالار غلام حیدر خان نمود واز آنسوی مستر
اونی افسر کمیشن دولت انگلیس در وقت وداع وراه مراجعت جانب پشاور برگرفتش تجهیزار وششصد وسی
روپیه چیره شاهی انگلیسی و پنج میل تفنگچه و دو دستگاه ساعت و یکطاقه شال برسم انعام بمنصبداران واعداد
منصب افتا سپاهیان نظامیه تحت رایت سپهسالار راه خدمت تعین حدود می نمودند عطا کرده در پشاور رفت و همدرینوقت
ملا محمد قاسم خان قوم اسمعیل خیل میدان از فوت ملا عبد العزیز خان مامور افتای محکمهٔ شرعیهٔ اشکار آباد
شدن ملا محمد هزاره دایزنگی شد و هم عبدالکریم خان حاکم یکاولنک هزار وششصد وشصت و هشت روپیه از محصول صکوکات
قاسم خان و نود روپیه از زکوة دواب ومواشی مردم هزاره آنجا با نام، و یکمیل تفنگ ونه میل تفنگچه که از هزاره گان
مخفی داشتن خسارت نشان گرفته بود بکابل کامل کرد و هم در خلال احوالیكه بشرح رفت ملاسر بلند خان قاضی ومیرزا کل
قاضی سربلند امیر نویسنده هزاره دای زنگی که خواهران میرحسین علی بيك وغلام بيك وغلام حسین بيك را بنامز باشوقی در آغوش
چند تن هزاره خویش کشیده وهمسه تن را بادو نفر زن ویکتن پسر دیگر نگاهداشته در کابل نفرستاده و بنایب پادشاه کل خان
را التزام فوت ایشانرا داده بودند پس از عرصه سه ماه زنده بودن ایشان مكشوف افتاده بفرمان طلب در کابل آمدند
و قاضی سر بلند خان روی روز افتادن این امر را بعبد الکریم خان حاکم حمل کرده طریق عناد وی برگرفت
ذکر خیانت و مجال سازی وحیله بازی اورا چنانچه بیاید متهم نموده از حکومت معزول ساخت و از جانب دیگر میرزا سعید
مسیر ز اسعید محمد خان عامل وضابط اراضی ضبطی مردۀ مجرستان دست خیانت بدخل مزارع آنجا دراز کرده یکصد
محمدخان و پنجاه خروار از حبوبات را داخل دفتر نموده و هفت صد خروار را بغیر از تخم و خو را که مردم
آنجا که فروخته بود بفروخت وازین تصرفات او درمال دولت بود که با وجود تنخواه نگرفتن
از روز مأمور شدن خویش تا اینوقت مالف دوازده تن کنیز از دختران هزاره و شش راس اسپ
محصول قرار و هشت تن خادم شد و در پایان کار گرفتار کردار ناهنجار خود گردیده محبوس در کابل آمد و مقارن اینحال دیوان
دادن رنگین رنگین داس هندو که منصب سردفتری وجوهات داشت و هم دفتر جنون در دستش بود بعزم خدمت دولت بر مواشی
داس بر دواب و دواب مردم هزاره که در مرغزارهای مملكه خود ایشان چرایش میکردند و محصول تا اینوقت نمیدادند محصول
و مواشی نهاده قرارداد که از هر فردماده گاو پنجاه فلوس وماده گاو بی شیر چهل و پنج فلوس و خریم روپیه و خرکره ده پول
هزاره و ماده گاو دو ساله نیم روپیه وکوساله نیم روپیه و اسپ ر وماده هم يك يكروپیه و كره اسپ نیم روپیه و هر صد راس گوسپند
شرح عروسی ده روپیه و بزيكروپیه و هر غری از اشتر نیم روپیه عوض جای علف مرغزارها و جبال بدولت بدهند و همدر خلال
دختر برادر اینحال عریضه ببرك خان که در اوایل حال پیشه سرقت ورهزنی داشت و از توجه خاص حضرت والا كه ببدول حال
ببرك خان جد او آمد تایب گردیده چنانچه گذشت مشمول عواطف خسروانه گشت و دختر وادرش را حضرت والا بنام خویش
رانی نامزد فرمود بپایه سریر سلطنت رسیده چون استدعای عروسی او را کرده بود حضرت والا مکتوب بالا پوش
معروف بسرداری از اره کرمان با یکطاقه لنگی زرین پشاوری مصحوب حامل عریضه برای ببرك خان فرستاده
سردار شیریندل خانرا فرمان واعر کرد که عروسی دختر برادر او را برطبق عروسی دختر ملك زحمت شاه خان
دزیری بپای رده رهسپار کابل نماید و او بتعمیل امر حضرت والا پرداخته دختر برادر ببرك خانرا کابل کابل نمود
و هم عریضه مشتمل برخسارت و خیانت ملا آقا محمد ومفتى عبدالغفور که با شصت و چهار تن از بزرگان مردم خوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
