Machine transcription
(١٠٦٦)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان)
(سراج التواریخ)
نبودن خود را در مجلس صلح جهت شرعی دانسته طالب حق خویش شدند و در پایان کار عبد الکریم خان حاکم
جاغوری و غیره هزارجات جانب دار مردم زیرك شده جانبین را تقدیم حضور نایب السلطنه سردار نصر الله خان
کرده بهمان منظور یکه مردم زیرك در دست داشتند و این ایراء نامه حکم مبرم بمنصه صدور آورد و نصیر خان
سردار شیر علیخان را از طلب مانع آمده ملزم گردانید و حاجی محمد نبی پس از آنکه مردم زيرك را مهلت فرمان
حاصل کردن داد چهار تن از بزرگان هزارگان سکنهٔ هود قول را باتهام اینکه مفسدند محبوس کرد و مدعای
خویش را حاصل نموده پس از حبس یکماه رها داد و همچنین کرم مهتر و محمد علی وکیل تامان را مفسد گفته
با آنکه رقم تصدیق خدمت بمهر میر آقا، پادشاهی بدست داشتند محبوس نمود و بعد از حصول مطلب خویش
هر دو تن را رها کرد و کیدان محمد حسن خان نیز کردار حاجی محمد نبی را در تنبیه و تهدید آن قوم بر گفته
اقبال مستحسن نپنداشته ملامت نامی را محبوس و پس از چند روز رها کرد و همچنین مهر علی وکیل تامان
را سه روز ببند بیا انداخته بعد بکشود و هم غلام نامی را که زنی را بعقد نکاح در آورده و مکشوف افتاد که
زوجهٔ منکوحهٔ علی بخش نامی بوده غل بگردن انداخت و پس از چندی رها ساخت و حضرت والا از عریضهٔ
قاضی آنجا برماجرا آگاه گردیده سخت بر آشفت و بخامهٔ عتاب توقیع منیع رقم فرمود که دست از بشگونه کردار
ناهنجار باز دارند و ازین رفتار حاجی مذکور بود که در پایان کار گرفتار سلاسل و اغلال سیاست آمده از مملکت
افغانستان اخراج شد و از جانب دیگر نایب پادشاه گل خان بیست و شش تن مرد وزن و پسر و دختر را از اشرار
هزاره که در غار لیکان پناه برده و پس از مضمحل و مستاصل شدن مفسدین از غار مذکور پراگنده گردیده
بودند با متنی از مردم هزارهٔ بهسود محبوس و کابل کابل کرد و هم سلطان محمد خان بن ولی محمد خان و محمد رفیع خان
عم او ومير سلمان بيك بن موسى بيك را که دختر خود را بکهدل خان احمدزائی حاکم بهسود داده و هم
طریق خدمت دولت در وقت بغاوت اشرار سپوده بودند بنظر باصر حضرت والا که فرموده بود که بزرگان
و کر بلائیان وزواران وسیدان هزاره را بتمام کسیل کابل کنند محبوس ور هسپار درگاه سیاست پایگاه ساخت
و هم دوصد وسی میل تفنك و بیست میل تفنكچه و بیست قبضه سیلاوه و چهل و پنج سیر سرب و پنجهزار وث
كه باپیچمد کور از مردم جرغی و بورجکی بضرب لطمه (۱) و انواع عذاب و عقاب گرفته بود با محمد جانخان بن فتح خان
شرح عریضهٔ
حکمران
ترکستان
در باب
خیانت میر
عبد الرحیم
خان
واحد علی و امیر محمد نامان پسران میر مصطفی خان و کد خدا خدا بخش کوه بیرونی و پسروی در کابل فرستاد و همدرین
ایام سردار محمد عمر خان حکمران ترکستان و عبد الله پای تاجر باشی که از عریضهٔ ایشان فرمان تحقیق کردن و بقصهٔ
ظهور آوردن سرقت و خیانت میر عبد الرحیم خان برادر میر احمد شاه خان که از محصول کوسیند محق داشته در کیسهٔ
آز خویش گذاشته شرف اصدار یافته بود مکشوف داشتند که در عرصهٔ چهار سال که میر مذکور عامل وجوه
سایر نامقبرغان بوده سی و پنج هزار و نهصد ونود وسه راس کوسفند از محال قطغن در نامقبرغان و مزار شریف رسیده
و از جملهٔ یازده هزار و یکصد و بیست و یکرأس را از قلم انداخته داخل روزنامچه نکرده محصول همیراسی دوروپیه را
که حق دولتست تمام بکیسهٔ خود انداخته است و بیست هزار و هفتاد و دورأس دیگر را که میرزا محمد نعیم خان
داخل سیاهه و دفتر نموده بود نیز چیزی را داخل و چیزی خارج کرده است و هر دو تن این قضیه را معروض
پایهٔ اریکهٔ امارت نموده حضرت والا در روز پانزده هم ماه ثور ماه شوال میرزا محمد حسین خان سر دفتر سنجش
و کوتول را امر کرد که دفاتر سنوات عامل اورا نيك تتبع (۲) و جستجو کرده باز خواست این خیانت را از میر
عبد الرحیم خان که در کابلست نماید و همدرین هنگام در باب يك لك و پنجاه و چهار هزار و هیصد و چهل و چهار روپیه غبن
و خیانت سردار عبدالله خان حکمران قندهار که بامر وفرمان حضرت والا حواله شده حکم رفته بود که مال و متاع
واراضی وعقار اورا که در هرات دارد فروخته وجه مذکورهٔ دولت را حصول نمایند مجدداً حکمران هرات را
فرمان شد که اقارب و منسوبان مقیمهٔ هرات او را نیز مواخذه و حق بیت المال را از خود او و ایشان حصول کنند
شرح حوالهٔ
که بنام
حکمران
قندهار
شده بود
(۱) لطمه سیل (۲) تتبع در پی چیزی رفتن بطلب و تفحص کردن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
