Machine transcription
(۱۰٤۹)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
عبداللطیف که دربیان کار چنانچه در جلد چهارم بیاید ازسبب اختیار مذهب غلام احمد قادیان بفتوای علماء
سنگسار شد و درین وقت بامر دار موحی الیه طریق خدمت سپرده بود بیفزود و بمدر بنوقت حضرت والا از عریضه
سپهسالار غلام حیدر خان تجدید حیل بوستپنچه از کابل رای اعتباد سوار و پیاده نظام که جهت تعیین حدود فاصله با او
رهسپار خدمت بودند ارسال فرمود واو باستقرارتی افسر کمیشن دولت انگلیس وارد اسپارشده فردکش کرد که
انشاءالله بکار پرداختن جانبین در محفلی رقم خواهد گشت ومقارن اینحال در روز بیست و نهم جمادی الثانی کرنیل
محمداکرم خان که از تغییر سفیر سابق مأمور اقامت کابل شده بود از پشاور برخاسته پس از طی منازل و قطع مراحل
وارد کابل گشت و همدرینوقت ملا میرسلیمان نام لهوگردی تعلیم و تلقین دیوان رنجیتداس کرنیل افرازی و سر دفتر
وجوهات و دفتر جنوبی برسم وقایع نگاران معروضداشته برنگاشت که درزمین مقابل دفتر ومحجرات اهل دیوان
سجاده گسترده مشغول نماز شدم و درحالت قیام وقعود ورکوع وسجود که سربالا وفرود میکردم چندتن
از اعیان وبزرگان برلب جوی پیش روی دفتر باهم نشسته صحبت داشتند و میگفتند که اگر در همین روزها سررشته
امور دیوان ندانسته دفتری سابق قندهار وغیره نویسندگان اهل هنود نشود واعتباری روی روزگار ایشان نباید
ازعهده کاری برنتوانند آمد و حضرت والا که از خیانت دیوان ندانند آگاه و او را بفرمان طلب وعتاب چنانچه
گذشت ازقندهار درکابل خواسته بود در روز سوم ماه رجب بخامه خاص درپاسخ عریضه این میر سلیمان رقم
کرد که برپدرت لعنت این را بپدرنویس که میدانند و تو بحق چند بنوداده است که برطبق مدعا وغرض ایشان
چنین معروض داشته و همدرین روز نخواه کرنیل نور محمد خان نبیره گلستان خان هزاره محمد خواجه افسر
فوج سفرمینما که یکهزار و یکصد و شصت وشش روپیه ودونلت یاروپیه غیراز تنخواه منصبیکه درنظام داشت وفوت
شده بود توفیق میراث بنام غلامعلیخان و مهرعلیخان پسران وزنان و دخترانش برحال گردیده بامر حضرت والا
بقرار حصص شرعی تقسیم ومعین شد وهمدر بروز سوم مذکور باحضوبور شهزاده کامل الشعور سردار حبیب الله
خان شرحی از عدم تکمیل و نادرستی افواج مقیمه کابل بحضور انور معروض داشته و از حواله نار وتفنگ وکپتان
و صوبه دار نداشتن ایشان نگاشته اجازت سان بینی وازفوج برون کشیدن اشخاص چربی و بالائی را نموده استدعا
کرد که سپاهه کمبود منصب داررا ازکرنیل الی نایك بحضور اقدس حاضر کرده برطبق امر حضرت والا ایشان
بمر منصبی که سرافراز شوند معمول داشته آیند وهم تکمیل انواب و اسلحه را اجازت طلبیده رقم کرد که کامل
بودن منصبدار وسلاح در فوج لازم وضروراست و حضرت والا بخط خاص نوشت که بسیار خوب میشود اما
بکسی وعده منصب را نکنید چراکه در هرفوج باید جای های منصب خالی باشد تاگرکسی خدمت کند منصب
داده در جای خالی نصب کرده شود ومقارن اینحال در روز ششم ماه رجب حضرت والا محمدعمر خان نورزائی
را که وعده ذکر مأمور تعیین حدود سرحد شلتاش پیش ازین شده بود پیش خوانده برکرسی اعتماد و اعتبار برنشانده
بوازش فرموده مأمور تعیین حدود از موضع کدلی واقعه مقابل چمن تا موقم جاق وتوشكي ومامند هلالی
کوه ملك سيستان نمود و او سه هزار روپیه بامر وفرمان آنحضرت والا ازقبلى محمد خان خزانه دار
جهت تجهيز سامان سفر بر گرفته و یکباب خیمه دوستونه بزرك افترانه و ده باب سپاهیانه
بافرش و اسباب وبارگیر از دولت بوی عنایت شد ونظام الدین خان قوفل زائی وشیرین خان ورستم خان و حیدر خان
و محمدحسن خان و مزورخان و صفدر جنگ خان الکوزائی که قوم بارکزائی سکنه ساحل نهر هیرمند و خانجهان خان اچك
زائی که بفرمان طلب در کابل آمده بودند مأمور همراهی او شدند وهفت طغرا فرمان بنام بزرگان طوائف بارکزائی
ونورزائی واچکزائی وقوفل زائی و تریچی ومحدم سکنه كشك نخود شرف اصدار و بمن ارسال یافته امر اقدس
بنفاذ پیوست که چندان با محمدعمر خان همنان تعیین حدود سرحديه شوندچنانچه مجموع بزرگان اقوام مذکوره
که با او تر هیاب [تخددت] شدند هفتاد و نه تن بحساب آمدند و ازجمله در ماهی پنجاه روپیه برای نظام الدین خان و برای
ورود
سپه سالار
ومستراون
در اسپار
شرح تعليم
دادن رنجیت
داس هندو
عريضه
کردن میر
سليمان
برحال شدن
تنخواه کرنیل
نورمحمدخان
مرحوم
مأمور تعيين
حدود شدن
محمدعمرخان
نورزائی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
