Machine transcription
(۹۹۹)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
گفته بعد از بکار پرداخته چون قسط دیوان نشست در روز اول چند قطعه برات شيا بمهر خود حواله کرده
محصلان سپرد و ایشانرا تعلیم و تلقین نمود که نقد و جنس حواله را از مردم گرفته در خانه او رسانیده براتها
را بمردم نداده برجا بیاورند که بعد از مهر نمودن حاکم بروات دنیا داده میشوند و حالا چون کار ضرور و تعجیل
بود بدون مهر حاکم بر اتها را بدست مادادند که حصول کنیم تا ضرورت کار فوت نشود و از جمله فخرالدین
نامی دو قطعه برات را تا که از نزد محصلان نگرفت وجه نداد و میرزا عبدالاحد خان او را خواسته نزد جنرال
میر عطا خان برد و زبان اتهام باو کشاد که این شخص در روزی که عاشورا پادشاهی در خصر عام خوانده تر از مامور
شم بایشان داده شد استهزاء وتمسخر وریخند کرده گفت که اگر چون تو شخصی حمد ظفرا از ینکوته
مقدور حاصل کند پذیرفته نخواهد گشت و حکم چو توئی را ترجیح بلا مرجح دانسته اجرا نخواهیم نمود
زیرا که تو از دنائت نسب و حسب خویش بر خلق ستم خواهی کرد و اندیشه از نيك وبد نخواهی نمود وجنرال
میرعطا خان ازین اطوار میرزا عبدالاحد خان فخرالدین را محبوس کرد و تنبیه و تهدید نمود که اگر احکام
پادشاهی مصحوب زیدی در مملکتی وولایتی برتو وسول انداز واگر وضیع و کز شریف از توانا وضعیف هر که باشد
اجرای آنرابطریق وجوب میباید بآید رسید یکه بیگناه و در حکم پاداش باشد و فخر الدین تپان خود را نزد آنانیکه
از بزرگان قوم و حاضر مجلس خواندن منشور مذکور بودند داشته خواهش شهادت نامه از ایشان کردو ایشان
مخضر بي بر طبق واقع نگار داده خاتم بر نهادند که فخرالدین در وقت قرائت آن فرمان بجز ازين دیگر چیزی
تگفته که هرکه مسلمان است مطیع امر و فرمان پادشاه اسلام است و هر که نامسلمان واز اهل طغیانیست منقاد حکم
پادشاه زمان نخواهد بود و میرزا عبدالاحد خان را نیز تحقیر واستهزاء ننموده در این امر بی گناه و متهم است
وفخر الدین این محضر را باهر دو قطعه برات مذکور وعريضه مشتمل بر بیانات مزبور در پست خانه دولت
انداخت که تشرع حال و حقیقت احوالش بر کار گذاران پایه آریکه امارت مکشوف گردیده شاید از حبس رها
یابد بی میرزا عبدالاحد خان آگاه کشته لقاده عریضة فخر الدين را بواسطه شخصي که بر کرده پست
خانه اش می شناخت و باسیم اینکه فخر الدین گفته عريضه مرا پس بدهید که فقره ديگر نيز در آن رقم
میشود از پست خانه بدست آورده محضر بي گناهی فخر الدین را با هر دو قطعه برات از بین لفافه کشیده
بگرفت ولفافه را دربسته چون محصول داده پست کنان پست خانه شده بود باز فرستاد و انگاه که کارکنان
دار الانشای کابل از گفت بی فوهه ومندرجه عریضه دریافتند که محضر و دو قطعه برات نیز ملفوف آن بوده
و حالا نیست پیش حضرت والا بر آشفت و بر کرده پست خانه غزنین و میرزا عبد الاحد خا را فرمان کرد که یکی جواب
مفقود شدن محضر و دیگری پاسخ عريضه فخر الدین را هر چه دارند بگویند و ایشان چنانچه شاید بانکار این خطا
کاری داور کردند و هم درین هنگام عریضه قاضی محمد سعید که شرارت و فسادش در وقت تمرد و طغیان مردم اندر پذیرفته
توضیح یافت با کلام الله شریف که مشعر بر استدعای عفو تقصیر واجازت آمدن از شالکوت در افغانستان بود یافتن عریضه
مها به سریر سلطنت رسید و از مطالعه ساطعه حضرت والا شرف افتاری یافت و حضرت والا بخامه عبرين بوضوح قاضی محمد
آن بل سپاس حق اشناس رقم کرد که اگر خودت قرآن شریف و امر و نهی خدا ورسول را قبول میداشتی سعید خان
فتنه انگیخته نمیکردی و من الحمد لله مسلمانم و خدای را حق دانم و الوهیتش میدانم و بقرآن شریف واوامرالی
ایمان آورده ام و بناء تمام خطای تو که بقر آنرا قبول نداری تا بنا به یهودی که قرآنی را بیهودی پادشاه مسلمان
جهت قبول اطاعت خویش درمیان نهادم او را مطمئن کند خودت با آن اعتماد نکرده یهیج بند پاره فائنا آمدیت
درافغانستان بامرزا و جوایت در دنیا و عقبا با خداست و او از پرتو وصول افتاب این جواب زیاده تر گرفتار
تشويش واضطراب شد. در چار دانت و حسرت گشت و مقارن اینجال سید قاسم بن سید ایوب شاه نام از سادات متصدی شدن
دار قران غزنین در محکمه شرعیه آنجا نزد قاضی میر نجیب خان حاضر آمده اظهار کرد که در خواب بشارت حضرت مستوفی سید
قاسم خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
