Machine transcription
( ٨٠٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
ابوتراب که او را اسم برفقن راه صواب نموده مسلمین شده از مذهب آبای خود که شیعه اثنا عشریه بودند عدول
و تبرا کرده رهگرای مذهب مهذبهای حنیفه رحمه الله گردیده است و آنگاه که حضرت والا از عریضه قاضی میر
نجیب خان برماجرا آگاه گشت رای انور قرقر نمود که اگرچه در کرامات و خوارق عادات دوستان خداشك و شبهه
را راه نیست اما بشود که حالت مردم شیعه را قرین ذلت و عسرت مشاهده کرده اظهار این اختیار کرده باشد و در
شرح حال پایان کار چنان شد که حضرت والا نگار داد چنانچه از اظهار واقراریکه نموده بود برگردیده مدعی یکه داشت گرائید
سید محمد رضا و هم در اثنای این ماجرا از عریضه ملار کن نام بن کلان خان نام جلال زائی از قوم افغان اندر رضا خیل حالی رای والا
خان شد که سید محمدرضا بن سیدعلیشاه از اهل شیعه و عامل مالیات قوم اندریدر میآکوراورافریفته خواهرش را ازراه زناشوئی
بعقد نکاح خویش در آورده او را تعلیم وتلقین اوامر و نواهی مذهب خویش مینماید و نسون بافته ترغیب بسب صحابه رضی
الله عنهم میکند و حضرت والا سردار غلام علیخان حکمران غزنین را فرمان فرستاده نگار داد که این امر را تحقیق
نموده از صدق و کذب آن هرچه روی روزآید معروض دارد که برطبق آن پاسخ ملای مذکور رقم فرموده شود
و او سیدمحمد رضا را با زوجه و خسر و خسر زاده اش درمحکمه شرعیه غزنین طلبید و آنگاه که جماعه از افغانان
با ایشان از راه گواهی دادن راستکه سید مذکور زوجه اش را بفعل مزبور ترغیب کرده و میکند وازدشنم غزنین
شدند سیدمحمدرضا از اندیشه اینکه ایشان گواهی داده او را دوبار سنگسار خواهند کرد زوجه خود را طلاق گفت
مشرف دین و هم درین ایام لعلی نامی از اهل هنود غزنین بدین اسلام مشرف شده محمدسعيد بن المخذ نامی از اهل اسلام غزنین را
اسلام مشرق شوهر اختیار کرد و اوچون خواست که رشته مزاوجت و مناکحت منعقد کنند میبافهمد کوزه از اسلام آوردنش
شدن مسماة انکار نموده سبیل ارتداد اختیار کرد و لیکن چون از ارتدادش شرعاً با وقت موت محبوس میگشت محمد سعید مذکور در نزد
لعلی از اهل قاضی شهر و ثبوت اسلام او را گذرانیده بعد بعقد خویش درآورد ومقارن احوال مردم طوری ـ که بنه کرم عنهم حفر
هنود
نمودن جوی را در موضع خرطی واقع نقطه فاصله سرحد کرده مقدار دویست و هشتادگاه از موقع قدیمش اینسوتر
در داخل خاك افغانستان مشغول کار شدند و سردار شیرندلخان که از حضور انور چنانکه گذشت برخصت
آهنگ فتنه مراجعت جانب خوست یافته وارد منزل یعقوب شده بود از جسارت طوريان آگاه گردیده بصوبه دار مقيم موضع
کردن مردم بورکی کرم نامه فرستاده پیام داد که مردم طوری را از دخل وتصرف نمودن در خاك افغانستان بازدارد وهم
طوری عریضه نگار پایه اریگا خلافت شده از ماجرا بحضرت والا آگهی داد وصوبه دار مقیم کرم برخلاف نامه
و استدعای سردار شیریندل خان سی تن مردم مسلح از طوریان را امراقامت در سر جوی مذكور کرده قرار داد
که اگر مانعی از مردم افغانستان پیش آید بلاندیش راه ستیز او برگیرند و دست از کار جوی باز ندارند چنانچه
پاسخ نامه سردار شیریندل خانرا ننوشته زبانی پیام فرستاد که طوریان از ممانعت او از کندن جوی باز نمیاستند و بدون
پیکار دست از کار نخواهند کشید و در اثنای ارسال و مرسول این نامه و پیام ملك محمد امین نامی از موضع مقبل
در موقع سرحد پتان شده مشاهده کرد که مردم طوری جوی خرطی را ازین از اضی پتان گذرانیده سرگرم
کارند پس از دیدن اینحالت بصوبه دار مذکور پیام داده سبب پرسید و نهاد داد که مردم طوری را منع کند و او
که خود محرك این امر بود جوابی نگفته بافسر بزرك تر از خویش که در کرم اقامت داشت خبر داده
او ملك محمد امين را پاسخ داد که دولت انگلیس در خصوص این امر بمردم طوری ممانعت و مداخلی ندارد
و آنگاه که مدعا گره جوی مذکور بدینمقام رسید مردم پتان جمعیت کرده بسر جوی مزبور شدند و خواستند
که طوريا نرا از حفر آن باز دارند اما طوريان سد راه ورود ایشان شده بضرب گلوله تفنك همه را از پیش رفتن
بازداشتند تا که صوبه دار مقیم موضع بورکی از و خامت عاقبت کار اندیشیده لشکر مردم طوری را باز پس برده رفع
مقابله کرد و مردم پتان جوئی را که طوریان حفر کرده بودند خراب ساخته مترصدانه در آنجا درنك كردند
و مردم طوری از تخریب آن برآشفته در نصف روز نوزدهم ماه ذیقعده جانب مجرای جوی لشکر کشیدند
و مردم پتان را هدف گلوله تفنگ نموده محمدعلی نامی را از ایشان مقتول و مطروح دینشاه کل نامی را مجروح
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
