Machine transcription
جزو سوم عین الوقایع صفحه ۷۷
الاول
امکان ورود شهر بعساکر ایران نبود و بعد از این قضیه تا چندی یورش شهر برده نشد تا روز هشتم جمادی
مجدداً لشکریان ایر احمد در بجانب شهر شده پیشتر از آن یورش گلوله ریختند و پیش رفتند تا از خندق گذشته
شیر حاجی اول و شیر حاجی دویم را هم گرفتند و محمد ولیخان تنکابنی بیرق خود را بپای برج شهر رسانیده بگرد
و اینقدر کشته از سپاه ایران افتاد که در خندق محتاج پل برای عبور نبود سپاه ایران دلیرانه بشیر حاژه ها بجا
گرفتند محمد ولیخان تنکابنی برای کمک رسانیدن و آوردن آلات لازمه خرابی بروج بسنگر مراجعت می کرد
که ناگهان کلوله توپ افغان بسپرش خورده سر او را برد و سر خوش خان امیر نیز بزخم کلوله از اینطرف شهر
تسخیر شهر نزدیک بود و بطوری دلیران ایران پیشقدمی نمودند که آهالی شهر سرتفنگهائیکه از بکش برج ببر آشیانه
بیرون می کردند لشکریان ایران با دست سرتفنگها را می گرفتند و این کمال دلیری و شجاعت است که مجروح دا
اما سایر دستجات مامور اطراف بنا بر مخالفت روسا خود تعلل در پیشقدمی نمودند اینمطلب باعث آن شد
که در آن یورش پر خسارت نیز عساکر ایر از پای بروج و داخله شیر حاژی نزدیک غروب مراجعت نمودند
اگر لشکریان متفقاً مهیای یورش دیگر شدند که در این حمله حتماً شهر را مسخر نمایند اما ابرام و اصرار امناء
کارگذاران دولت انگلیس در معاودت موکب اعلی زیاد شد بلکه سفاین جنگی آندولت بخلیج فارس لنگر فکن
شده آشکارا اعلان دادند که چون فتح عساکر ایران در هرات باعث اختلال کلی امور حکومت اعلیین هندوستان
می شود اگر از آن درنگذر نشوند وارد و معاودت ننماید مودت مبدل بعداوت خواهد شد اعلیحضرت شهریا
ایران چون رعایت دوستی دولت انگلیس را منظور داشت امر فرمود غوریان را مجدداً از حجز و جمیع هرات
موضوع نموده قلمی مشهد قرار دهند و محمد علیخان پسر اللهیار خان آصف الدوله والی خراسان واگذار
شوند نمایندگان دولت انگلیس قبول نمودند و پادشاه ایران در نوزدهم جمادی الاخری حکم بازگشت اردو معلی
فرمودند و محمد علیخان را بشش هزار سپاه بضبط غوریان باتفاق جعفر قلیخان شادلو مامور توقف آنجا نمودند
سردار محمد عمر خان و سردار شمس الدین خان افغان در رکاب پادشاهی بطهران آمده و سالی بیست هزار تومان
در حق محمد عمر خان مقرری از دولت ایران بر قرار شد اما تفجه سبب مراجعت شاه ایران این شد که کلیموم
چهارم پادشاه انگلیس وفات یافته بود و اعلیحضرت ملکه ویکتوریا برادرزاده اش تارخ سلطنت جلوس نموده
در اول جلوس خود ایخواهش را از اعلیحضرت محمد شاه طاب ثراه نمود و آنهم پذیرفت از اهالی هرات
بسیاریشان بکه بشهر محصور ماندند بامراض مختلفه فالج و لنگی گرفتار شدند که هنوز یادگار آن عهد در هرات موجودند
کامرانشاه که نتائج امور خود را خوب ندید بعد از معاودت پادشاه ایران نادم کردار خود شده افسوس از
حرکات خود میخورد که چرا با دولت ایران رشته مودت و خصوصیت پیمان نداشته باشد هم در این سال چند
صاحب منصبان انگلیس بعضی از ارد و خود را عقب کشیدند و بعضی از راه هندوستان بقندهار و از آنجا بهرات
و دخل و تصرف در استحکام شهر و سنگرهای خارج و امورات دیگر نمودند سحور و دحانه هرات که شدت
سیل بهارش بعضی اراضی را بهریکال ساخته روز بروز جریان آب را بطرف شهر نزدیک می نمود آنصاحب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
