Machine transcription
نسخه ۱۲
فرانکو
مکا دوپ
صفحه ۴۹۱
دستی و نقبی دالونی طرفین مشغول ردوخور وما یکدیگر بودند و اخاب سپاه رهبر کان خصم راه این کلوه بسته پیاده تسلق اقدم
دو شکر چو دریای شیر و سیاه
تلاطم کنان جانب رزمگاه
نمودند رو از یمین و یسار
ز هامون بمیغام هم در کنار
بکفستند یکباره ترک حیات
همه شوق سند قتال و ممات
زژاپونیان بیرق خاوری
علم گشت یکسر بنام آوری
بی حفظ ناموس خاک وطن
نه اندیشه از جان نه در بحر تن
هواخواہ سلطان خرد سترس
لفضل عدو بسته هر یک کمر
مسلح بشمشیر و توپ تفنک
نمودند مردانه آغاز جنک
سپهدارشان مارشال دلیر
اویامای نام آور شیر گیر
بآهنگ خونبس در علم جنگ
صف آراست از بهر طرف درنگ
چنان کرد تقسیم در کوه دست
سپه را که چشم فلک خیره گشت
بد کوت نوبی میمنه نمود
بافواج پیش کمینه فرد
ره خصم وابست از میسره
سپردش بدستور مرد سره
نویتر مه خصم را از جناح
ز بسیاری لشکر با سلاح
علما بقلب سپه کز در است
که از دیدنش جان دشمن بکاست
پس آنگه سوی میمنه رو نهاد
بہر تپه و سرسنک ستو داد
چو از نظم آسوده شد هر طرف
بجنگا که لشکر کشید ند صف
د میدند شیفور رامید زنگ
بدشمن عیان کرد اعلان جنگ
وز انسوی دیگر بدانشوری
سپهدار زبده افسری
کورو پانکین مرد دولت مدار
که در کشور روس بد نامدار
بتدبیر و فرهنگ همتانه است
که این نکته کلکم بنامش نگاشت
چو آگاه شد از قبال عدو
که با جیش او میشود روبرو
صف آراست از لشکری شجاع
ببوم و برو پشته و کوهسار
با یمن سپاهی زنام آوران
فرستاد با توپهای گران
بایسر روان دانشی جمعی دگر
که ره را ببندند از هر گذر
منظم اندر آدر د قلب جناح
ز جیشی که بودند غرق سلاح
کمینگاه را هم بقومی سپرد
که دشمن نیابد بر او دستبرد
چو کار صف آرائی شد تمام
برآورد شمشیر تیز از نیام
بفرمان او جمله افواج روس
سرودند موزیک د شیفور کوس
بسی برق سهمگین بر قنراست
بہر مرقبی چند تو پی بکاشت
پس آنگاه ضرمان شلیک داد
بنار اهنگار دشمن نهاد
بشلیک اول در آن رزمگاه
ہوا گشت یکقطعه دود سیاه
فرو ریخت پیکان بنشاترگ
که بیننده پنداشت باران مرگ
صداهای آن توپهای بلند
شرر بر دل چرخ مینا فگند
ز آتش فشانی در آن سرزمین
سقر بود بر هر دو جانب قرین
ز شلیک بسیار توپ و تفنگ
چنان کرم کردید میدان جنگ
که مرغ فلک زآتش جان گداز
بسوی نشیب آمدی از فراز
پس سختی اندران
کورز مر کز شوروس
یار شباب هنگام تسخیر
برق جانسوز پولیان
و گر مور یا پشه گشتی عیان
بخبر جگر سوز بودی نشان
پرستو که را کرفتادے گذر
بمادای جنگ اندران بم و بوم
القصہ امتداد این جنگ مغلوبه شش شبانه روز بود که سپاه طرفین کمال رشادت را بخرج دادند و الحق هر دو لشکر
دو لین مستحکمترین با یاده آفرین گفت چرا که اگر ژاپونیان بیباکانه و دلیرانه حمله می آوردند روسیان نیز مردانه جلوگیر
و ہدف تیر و شمشیر بودند و عرصه جنک قریب بچهارده فرسنگ وسعت داشت که صدای توپخانه اینطرف بان طرف استماع
نمیشد در جائی ژاپونیان تقدم می جستند وجستی روسیان دست بردی زدند چنانچه در یک نقطه ۴م عراده توپ
ژاپون غنیمت روسیان شد اما چه فایده که حملات پی در پی و بہادری ژاپونیان تحت حکم ژنرال (اوکو) و ژنرال
(نا دزو) عاقبت روسیان را خسته کرده در یوم پنچشنبه طرف عصری عساکر قلب و میمنه لشکریان روس مجبور به شکست شدند
و سپاه ژاپون در تعاقب آنها کوشیدند اما روسیان از طرف مشرق بطور دفاع تا شهر عقب نشستند و در این محاربه
ژنرال (استاکلبرک) و جنرال (روس اسکی) مجروح شدند و این لشکریان روس کے قرب رودخانه و خواستد لیا بویا با جنگے
از تعاقب کردن ژاپونیان ایمن نبودند پس از آنهم ژنرال (نادزو) حمله سختی بمینگر ناو معسکر روس کا خارج شهر لیا تویی
بود،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
