Machine transcription
رونی
لمعه فصل جا صحفه
خند برین قطعه زروی تو ظاھر حور کند از تو کسب حسن و شمائل
جنت و دوزخ ز مھر و بغض تو پیدا دوست بدان اشنای بدین شده نائل
حجت حقی و شاھد نو ز قسم آن آیت تطهیر و ھل اتی است دلائل
گرچہ ثنایا ضحی سخن بمدح تو راند
وصف تو ناید بصد هزار رسائل
ای روی تو رشک قمر و موی تو سنبل خورشید ری و اختر بند و مه کابل
زلف است بر خسار تو نشکسته ز ھر سو یا عنبر ساراست بہ در چین کل
من توبہ و ترک می و معشوق بگویم تا کام تو حاصل کنم فصل کل و مل
مردم بخطا مشک ختن را نپسندند کان ترک ختا تا بگر انداخته کاکل
در گلشن روی تو نظر کردم و دیدم گاه عرق آمیختہ با ھم گل و سنبل
شمع کل رخسار بر افروز کہ سوزد یکسو تن پروانہ و یکسو دل بلبل
شک نیست مرا یا ضحی که نجات دھد ختم
دریای کرم شیر خدا صاحب دلدل
ای انکه بجز تو مرا نیست مخمل تا چند بمن کبر فروشی و تجمل
در راه خطر ناک سر کوی تو ما را چیزی نبود بھره دل غیر توکل
بیقدر شد از طرہ کیسوی تو عنبر در خندہ لعل تو شکر یافت تنزل
از بھره صالت شب هجران بصد امید بر دامن زلف تو زدم دست توسل
بر رخ شکن زلف کہ تا نشکندم دل ای زلف تو بشکستہ تر از خط ترسل
اکنون که بلب آمده جان از لب جانان در دادن جان چیست دگر جای تعلل
خوش انکہ دھی وعده وصلی بمن یا ضحی
ای انکہ بجز تو مرا نیست مخمل
بسته وصال تو مرا نیست در اندیشہ دل کمند قبضہ ہجرت اکرم ریشہ دل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
