Machine transcription
فیض جان
لمعة صحيفة
گلشن حسن تو بر دیگرے نباید کرد چو زلفت بر طاؤس نیست در پرماغ
سیہ سفید نگردد ز صبر ورنہ شدی که از ہزار فزون است سال عمر کلاغ
برای حجله نو محمود نیست تو پیراست اگر مجله زاهد عیان به بینی داغ
مگر بگلشن جنت فراستی باشد که در زمانه مرتاضی را می ندید فراغ
بوستان میکند هیج داغ والا سایه نارون کوشش است بباغ
شکر کز فراق و هجر است لاله را او فشاده بر دل داغ
زینت زلف عارض نیکوست چون شب تیره روشنی چراغ
تو بماند رو نھان از نظر عاشقت جوید از که باز سراغ
در خور صید شاہ بازانند جست باز نیست در پر زاغ
در بجران زفرقت تو مرا عالم بوی گل نداشت داغ
ای مرتاضی ز خون دیده شب چشم مستان بکف گرفته ایاغ
حرف الفاء
اگر چہ عمر من اندر غم تو گشتہ تلف شب وصال تو دارم هزار گونه شرف
برای خاطر جانانه ترک جان کردم خوشا امید وصال و زهی خیال شرف
بشهر عشق بود آن یگانه دلبری چنانکه گوهر یکدانه در میان صدف
بوسل یاور مهآخر از شبات قدم ہر آنکه سینه به تیر بلا نموده هدف
نوای تار طنبور میزند مطرب بدان ترانه که سنتور و بربط و نی و دف
بغیر دیدن دیدار نیست مقصودی نه چشم بر د مسافر بود بآب علف
اسیر عشق مرتاضی شدی و نترسم
که راه چاره نباشد ترا ز ہیچ طرف
ہر کسے ہست گروہ بیانصاف عاشقان کہ از ایشان کسی ندیده نصف
جانی و در قیاس دیدم و گفتم عار شرک نباشد عیان بکینه نصف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
