BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 42

Page 42

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 42 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخۀ ضیاء المعرف صفحۀ ۳ برند راه قلندران طلب که تو را آور د پشیمانی هر چه خواهی زکبر دکبر طلب که خدا بتاید ارزانی که بسوان پیشوائیان ثابت گشت اسیردران در مانی بصفات بچهار بار کبار هم بحق خلیفه ثانی بعد ازین بهرع خیشین کشان حشاشیه در تائب نی ناقص این قلمندان مکنید خلوت خاص و حظ روحانی حکایت در عهد خاقان خلد آشیان فتحعلیشاه طاب ثراه یکی از سفراء دول فرنک ببطهران آمد اول شب اقامت او از دیدن و آمد و شد اعیان شهر انجامی حاصل کرد، بود در بستر راحت خوابید محضا بناء از شب رفته ناگهان آواز شیپور بگوشش رسید و آن آواز شیپور قرق سحر ملی از ان بود مسفیر سراسیمه از خواب بیدار شد، بمان اینکه در نیمه شب این آواز شیپور فراوان برای ترسیس قراول است که محض ورود او بر پا شده از اجزائی که بعیت مامور ایران داشته پرسید آواز شیپور چیست و چه خبر است گفتند این شیپور بحکم پادشاه ایران است همه شب اینوقت میکشند برای انکه در کوچه و بازار دیر آمد و شد باشه دوقت قرق دکبت معین کر دوازیر بجا گفت بهمین شیپور قرق است و کسی آمد و شد می نماید گفتند بلی گفت عجب شهر محکمی است ایران که بمحض استماع شیپور دیوان کسی دست از پا برنمی دارد البته خطامیکند این زحمت و خوابه سوء خلل عهد در تر شبهه بعید است که از محو نیند شد و از بنابر محوت هم متصل بدان صعد احاطه بدست سوق اندار بتر بر خواست پرسید بازیه چرسیت گفتند قرق شکست و دیگر برای آمد و شد کنندگان مجح و ممانعتی نیست گفت این از طرف دیوان دولت کشیده میشود گفت اینهزار طرف حامی است و این بوق حمام است اعلی پادشا ندارد سفیر گفت پس ایران خیلی به مملکتی است که قرق بحکم پادشاه شود بشکونید قرق از طرف حمامیان باشد یکو خواهی کنی جهان بانی زین حکایت هزار معنی دان کر بخواهی که سر سلطنت ماند اندر زمانه جاویدان سیمناز قلمرو ت امری که نگرد د رواج پیر و جوان در نمودی بحرف مجردان برگردان که هست پیششی دگران که زرهنمایانی زآتش را خواه در دوران بین پس کامو سلطنت نمی یابد از تو در خوزت چنان حکایت ۸۰ بوی ہے با بسد این کال مرحوم قاضی شهاب و مرحوم قاضی در دیش محمد و وسعینی آن و شاء رح و حاجی فضیل و محمد صدق خان که میر میدان مکرم طایفه قزلباس کابل بود دهم سه تنی املاک خودرا کشته و بموسم سوای فیل که در بودند از سردار پیر محمد خان تنبائ یکند بر نجز فیل لامت مرتبه سوار خود نموده بودند سردار مذکور یک زنجیر فیل ماحوت ممتازه فیل بان مخصوص انحا خادرت داده بود ایشان از روی شوق و شغف بوندر شدند عازم کوه دامن لذا حرکت شان بود شه بند فیل بان با بنها محمد کرد که امروز دشب موقع دکاه دامن بود و محصب رفتن جای دهم که مقر شما بسیار حصات رسیده و مرا امر کرد بخودست شما بیایم و آن مجلس سه دوستی شب سوق میماند اگر اجازه بدهید من بروم و خود تان فیل را ببرید فردا خدمت برسم شرط آنکه در راه نداند من از خدمت شما مرخص شوم هر سه گفتند نمطیق قومی پذیرم اما بقیل چه نظم کر مایم فیل بان گفت چند کلی که لازم بگفتگو با فیل است میگویم د کاغذ بنویسید آنها هم قبول کردند و افعالی بفیل بان داده او را مرخص نمودند یکی از آنها در جای فیل بان سوار کردن فیل نشست انجنیان در راه می آمد و از فضا چمن زار و چال رود خانه حمدا نشت بود که همه روزه فیل را برای شستشو آنجا میبردند تا س آن دو راهی که یرا بست که در آب دیگراه بطرف چمن میرفت فیل ها بنجا بصاد بر در رفت وانان حضرت بیجو بسته بطرف کوه دامن بردند دفیل رو ابحر چید آن فیل بان ناشی هر چه با عصای آهینه میگفت میل محل سخی بر کرد بکه فیل ا صدای بخار نیست که امشینه تبشنی نکرد. آنها را بسه آورد، داملخ نیز ار د چال رو در خانه نمود بعد از آنکه خود را سیر آب کرد خرطوم خودرا پر از نوش د لجن نموده در میان حوضه بر حضرت میرمحبت آن بیچاره با نیمتر انشسته پائین شوند که در رود در قالب تلف میشوند و باکس

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 42. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/42 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/42
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record