Machine transcription
نسخہ
فصل روكني
صقحہ ٤٠١
ایکہ حسن تو بدل بران، مسعود است
غرس جان، جہان سوخته ہجر ت آنا
یاد زلف تو نرف از دل سودازدگان
کشه دل نشود محتدم از اشک فراق
مدت هجر تو ہرچند بت اخیر افتاد
غم دنیا نخورم حال که دلبر با ماست
نمس چشم تو در خواب تما شا دارد
خانہ دل کہ مرا معتصم عشق تو شد
جد و جہد تو ریاضی کند چارہ کار
رخ خورشید قواشکدہ نمرود است
غزلیات
تو ایازی و بعشق تو جهان محمود است
آتش عشق تو بر سینه ما پر دد است
زانکہ سودای وصال تو سرسہ سود است
بام این خانه زہنگام ازل اندو دست
شکوہ عاشق بیدل زفراق زود است
همه اسباب طرب در بر ما موجود است
بسکہ پرغصه و بدست دخمارآلود است
به بیابان فہبر طرفش محمود است
بزمارہ وصل زہر کسر و بری مید دست
قاتکسر کس چشم تو بد مست و شراب آلود است
مطربا نغمه ساز تو چه حا صل ما را
بفراغت شده تبدیل گر فتاری عشق
خال رخار نورا کرده مکیسی تشبہ
جد و جہدم بت ای نو باشد زغمت
اثر تیر وکمان و مژہ و ابرویت
حسن روی تو بآن خال و خط و زلف سیا
گرچہ گد اخت تنش در غم سودای ایاز
مژده وصل یه از زمزمه داود است
مایه وصل تو سود از دگا نرا سود است
بخلیلی که در آتشکدہ نمرود است
چون مرادیدن خورشید رخت مقصود است
داغہا بین کہ بگزار دلم موجود است
دین و دل از کف ما دلشدگان بربود است
تا ابد آتش این غم بدل مسعود است
نسبت عشق نه شماست بمحمود و ایاز
پاکئی عشق سراپا ضی مست محمود است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
