Machine transcription
نسخه دانس صفحه ۳۷۵
و جودت و لطافت مزاجش خواهد بود انکه ابرنجیکے کور باشد بسیار متعدی و جلد و در کم فرصت و بدر محنت و په دجن مبتلا میگردد
دشمن باشد انکه ابرو در چشم گود باشد پر حافظه و حریص و بی باک و عیاش و بخیل خواهد بود هر که چشمانش کج باشد متفکر
و لالیک و متکبر و بی انصاف و سخت دل و شره در خواب شد و این صفات در انات و ذکور فرقی ندارد چنانچه صاحب چشم کج
جراحت یافته بعضی شقی و برخی شرور و سفاک میشوند در صفت بینی هر که را بینی الف دار کشیده باندازه باشد دانش مو دست
و مؤدب و باشرم حضر ر و قماش و بی حیله است و هر که بینی کج داشته باشد جفاغر و بهانه پر و شجاع و با هوش و مشوق
و اعمال غشیم و چنانچه مرحوم سلطان مراد میرزای حسام سلطنه طاب ثراه و مرحوم امیر حسین خان شجاع الدوله قوجها
باین صفات اراسته بودند و بر عکس انکه نوک بینیش بسیار سراز پر بای صفت دیکه اندیشه است همچنان دارای
لب باریک قایل استعداد و صفی صیح و لب برگشته کان اغلب بخواری و تعب می افتند و لب درشت ان کثیر التریب شبانه سینه
اغلب نفاق و تدبر و بی رحم می افتند و دعوی برتری دارند در صفت کوش دارای کوش کچیک کم حجب است
و زبها و نیکر و دعارف میشود و بزرگ کوشان حریص و مسخره و مدبر و نیز هوشمند و ناکه بلند با پائین سر افتا کوشت
پر سپیده است تا تافته انحجر و شوره در پی مانند دراز گوش دیکر کوش معلم ست در صفت دست ادم کو اه
دست مکر و بی باک و یکند دست سخی طبع و شجاع و اوسط حریص و با هوش و بعضی کج دست میشوند اما تاریکی
و لاغری و علاهم ناخن و انگشت و علائم دیگر که بدست است فرق کلی میکند اشخاص کوتاه قدم حواس و متدین و هم
دلی در میانه خصم اتفاق می افتند که شیر بر یک زبا دوست ولازم بیان نیست انقدر که به بان شمایل و خصایل پر سنده
بنویسد هزاران صفحه است بهتر انکه نیک نه عموم خلق را از حکمت قدرت خلاق عالم و اوز حلیم و خبیر و بصیر دانیم
عجب مرتبه پنجم در بیان حالات حیوانات اهلی ست که سلطان تمام انها فیل و سیکو ترین آن مشکوتر بسیار جمعیت
فهیم و و نادار و قابل تربیت می افتند و کینی باوکینراد دارد بطوریکه اگر فیل بان دو سه سال را در محبس نگاه دارد از قبل
رسالت فرا اشنایی و در مان تفقد و یواش وجد و جهد باطراف او میکند خود را بهلاکت رساند و حیوان در دوستی ثابت با ا
چباشد متجد راع را در مقابل خشم خرد کرده و میکند دیگر باعث طول عمرش این است در قسم فیل بان نجه پس کر بخوتی رساندر
عربها را برای شب ناف نیست میکردند فیل صاحبت را در میان بانچه سرالوده خود را کلی از کلزار که خاص تبریک عروسان است در گاه
خود کند، در جلو حمارت آمده بد و پا ایستاده و ان کل را بشخص عروس پیش نموده تسلیم کرده است و بخدا فهم و ادراک انزبان بست
بیش از بسیار اشخاص نادان است و از قدرتهای کلر حق یکی انکه باندازه قوت حبته انحیوان قوتی بخوطوم اوقرار داده
که وقتی پیش شکسته با محل بی دوامی برسد اول با خرطوم خود متجان میکند هر گاه نافت خرطوم اوراد داشته اند از راست
عبور می نماید و الا فلا افقت انم پشت است یا قهر اطراف او با بام تابستان بعضی دخانیات موجد د باشد که از شربت محفوظ بماند
اگر کردن حیوان پر قوت دلیریست د شاخی به پیشانی وارد که وقتی تمایل برسد با همان شاخ جثه خیلی فیل را مرک میسازه
و حال انکه خودش بحسب چنه کوچک تر از فیل و از انجیوان در اقصی جزایر مغرب و بعضی نقاط هندوستان هم میرسید
دیگر انحیوا نست که از غضب سرور اورده بر کن اشجار چرا میکند ما دایکه صاحب و جهت خبرا نشود از وقت نکر در شکار
مادر می افتد و فراد میکند که با در شش دراند چند و این قدرت نمائی پروردگار بواسطه ضخامت بان کرکدشت که اگر ببدن
بچهرش برسد بجردن میسازد اسب انحیوان خیلی بافراست و نیکر و د مانوس از سبز اوست و صاحبش را نیکو است
میدارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
