BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 33

Page 33

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 33 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخة اول بقیۀ بیان الوا صفحۀ ۲ و بمہربانی بی‌توقف کشیده استعجال مالی سرجام پیوستر شده باشم. و نار اگنه ببرند و تخلیف جنگلند تا معلوم که اقتباس قدمی بغرابت و همراهی کان کژدم که شد تمام جام را همراه بگویند بیچاره دست و پا خطا کرده مشوش شدند. ناکهان شال سری آویزان ویکی را که همرام بابا شجاع در تمام مصلحت حصہ آور اینکه بجای خویش بود که کر دادمعه حکومت شد و مؤلف ضمناً در لاهور بود در اینمرد یکی از قضای قضا همراه آمده و انداه تامحا او متصل بختم آب سرد مستعمله می شد مؤلف که پسر پنجم حضرت غوثیه را بگر بیجند بخونی گذاشته میتونه فدوه مؤلف بخان شیهم رزینحه حلال چشم روم از صف مرام فرزاندام بعضاً آور گفتم شرما خلیفه تم بن تقدیر خدا هر بچیزی آید خوش ایجید با تمام خودم حالی آمدند مراه محله زیا رحجی برمن از سقف نمودند که فرتنام امر مشیود ند قدن بمفرشم رسیدم از قضا زد بپایم اگر درینجا اسار شد داز با منزل خود آمدم و دستادم چند نفر از تمنا کاری همرامان اقوام آمدند محض دفاع ردی با حما تفنک خشک و سپار بستم. عارض نام بلقند بمطلبی هم نمیدانستم انا تلگرانی در هانجا مطهران خدمت ادنی دوت عرض و تفصیل مصصاً ذکر نمودم از بطرف محمد علیخان قزل باشی باعت مرده باد که میفرستند که جمال حضرت والا مقام را محاصره کرده ایم تا جمعیت برآمدن او تدارک خیلازمت مجدداً یکیست توپچی خوب میفرستند حضرت امالی افغانتان هم هرکدام از اجزاء جسد یگر اند چونا مطلب خشمند اند مملکت افغانه رختی بردارند بجام برده کتاب او را محاصره کرده ایم این شست ناحق بدیگر باعث بدنامی مؤلف شده بود اینو بی از مهاجرین افغانست از میمنه برای حمایت مو و بعضی دی سیاست در آنجا مجمع آمده بودند از اهالی خراسان هم تقریباً دو هزار کس از متن قزل باشی حاضر بودند تا ساعت پنج از شب رفته پسران امیر فرهنگ دسته های نموده در هشباشی با اینوحی وارد جام شده بود ایا در ینم مؤلف سیتم دست عوام از بیت علی پرشین بخان همراه رفته مانده ...... ناچارا انجام سرا مرام در بابت سر در باد دو بعد که مرحوم رکن الدولہ از وقایع مسبوق شده بود فوراً آدهای مرا مرخص نموده نانز دیک منزل چراغها را رسانیده بود فراز صبح از شهر شاره ای غربیه بود در میانساب اما مؤلف بکارگذاری وتو ضو لنگری عوام دار چند نفراز کار گذاری آمدند و مخبر نام مرخص مسحو مرا که کش دارند که ادم رسیدند و یگانه کله می دانستم خداوند بنجا ب شمعیرا که ستم بدهد ایان لب بابلات خیلی خا گره نمود و فردا هم فرمودند سمت جبیر حارجه تلگرانی بخواب هم بر مؤلف رسید که چرا باید این لطور محو میدارد و چرا از کار گذاری شتاد کشته باشد مخضرت اجد شیحه معطلبی را بتهران نوشته بودند مرحوم کن الدولہ واجزاء ایلا لا علاجاً معذر شدند بر اینکه قزلباشی سوماً د یحرم اینکه از جالبانی فلوغی را بخوبست یار کنه یا نده آخر قزل در بشماشی میرزا محمد علیخان نین قد هم سلون شد مرحوم رکن الدوله در عوض بچتها کرد علو ابالک بما ظفر متفرق و اشیاء زاری علوی طابعه ویست ایران واگذار بود تا اینکه در جمادی الس حضرت واویر الدوله حسب ام همایو لقام بضبط وتصرف آن املا دار دست امر شد که محصو تشکیلات بندد تا ام خراج بایمه درایا تقدیم شد. راستین محمد ولیما بوت آنرا دست جند بنا هزاره مسطو الیه در صده تشخص شد چند نضری از حیان عبده خراسان که هر کدام پنج شش بارجه از این اکتار را بعنوان طلبانکی وغیر مصرف شده اند بجای اینکه مبادا بر آنها نیز خسارتی داند آید رضا دست را از اقدام ندیم سئو غصرف نمودند و با راض نفسانی بخرج دادند انجام مطلب بطول انجامید در این ایام خانم سردار بروز و شد و مخارج زیادہ بر اخمریه و سایر الهدوم در هم شورشی از امامی برحصه دیجی مزبور بنفاق فاد و استعداد عزیز الدوله پیاده و توپدار که فراهم کرد ند از طرف قز باشان تا اینکه محشیند از طرف دولت علیه با فتضا مصلحت ضرغام الدوله را معزول فرمود بسکار شروف الای عزالدولہ امیر افز اکران خراسان و سیستان مصوب شته پر دسی سلطان خراش شرف شد ه خداوند به نتاجار واستدام علی الدوام جلابه بخیر فر از همیت العامی بوتف اقدام نمون لذا فرسو کی تمام دست آناه فته از بنابزاده معط الیه در خراسان همان تنها نخوردیه است شورین علی باسای شر ودر سجا حکوم کرمان مصوب کی د ایا ترترا با حضرت امن أصف الدو شق نا محنون جانبہ رایا مؤلف در باب ادک در حقه سه سر می بی انصاف عمل نماید، بصبر وسکوت الحذار نمود. از خداوند در تغییر انما داد که کنید عادل پیدا شود د احقاق حق ما نمایا صبورظفر بر دو دوستان قدیمند براثر مروقت ظفر آید سرگذشت هشتم مؤلف اینکه ه میرزا محمد حسین بانی از امالی فرادت جهلایت افغانسان بوده ومبلغ زیادی از جا خود باجود کرده فرا تجه است آمده و بود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 33. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/33 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/33
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record