Machine transcription
نسخه اول
بنیان الوا
صفحه ۲۵
سرگذشت هفتم مؤلف
بسم الله در این ایام شریفه بهار که شاید در اواسط حمل با اوائل ثور بوده بموجب مکتوبی که از طرفین حضرت مخدوم مخیم
خاتم روزگار بود بیطهران باوائل اسب و اقتهای خاندان با این دردمناک بیداد آمیز که در شم سطر این اساس محال و پرستار مقدام با کلف بخود از مؤلف تمنا
نموده بعرض طهران رسیده قباله جات ملکیه مورثیه خود را بایجاد خط و حصر قباله جات بسیار مؤتلف و اکندار شد نگارنده بشرح حالت این شطور را بطهران حضرت
اولیای دولت و حضور اقدس سامی تو را پورت داده تسلیم خواست از حضرت شمس المعالی میرزا نصرالله خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه ایجابا و طلوع میمینه فر قدرس
شاهنشاه ظل الله مظفر الدین شاه جواب رسید که متعالاً شریفه در بناب فویقی سردار یحیی خان بحریه بسته بدست شما بمرادی خواهد فرمود و بقراری در اینرانه
اینخدمت بکام سر و کفایت خواهد شد و در اینجای نیز بجهت امتداد میشود نگارنده بد قوام تمام نماند اند بر در واژههای پول نقدا بنده بر اقتران منتظراً باینجا
و تعهد مخارج تمام نقد همیشه بقطعات اورا داوم بخود نه نمود که تا بباورم نقد رسانده بعد از این قدمت مصالحه خط شرعیه بمر کا تمام دار کند سد
خراسان و طلوع در انرجای قدیر را بدان انضمام سردار خود گفت که تمام بنان و سناد و طومار و شققه قباله جات هر شی که در ضیاع و مدارک مؤلف باشد
اصل کل نسح مصالحه خط را با جمعی از اسناد امروز بامر خارجه و توسط جناب شجاع الملک بطهران فرستادم تقدیم خاکپای همایون نمودم که فعلاً ان استاد
در وزارت جلیله خارجه موجود است در اینوقت هم حکومت خراسان با نواب غفران مآب رکن الدوله کا شجاء بود و از تفصیل این مرحل اطلاع شایعه بان
تعاریف چندی از ان قباله جات را توسط رشوند تالف هر بندیه نمود و از ان قباله جات هر بندیه ثابت ماجزاء بسبجانه دیوانها رسید بعده که بالدولهمرحوم
امر فرمود بجهت آباد با فرزانه با ید گاماً یعقوبالی خان و آن ملیکت که از مرحومه همونخان عهد باخان عهد شیبانی خلیلی الصدر مزدور خاصه شده بود و
شام سعیفه نصر الدین من مجدد ابمملکیت وراثت مرحوم سردار محمد خان اکندار فدوز بود و کل قابل ندانست اما چون واقف بوزارت جلیله خارجه اینجان
قول داده بود بی انجام کار را نباید امضا کردن بجهت آبادان نمود انتشار داد مغرور بنا نگارنده کم لطف شده منتظر بودند علاجی از مؤلف یا برکی
شکایتی نماید بعداً در این ایام مرحوم نصرت الملک بجابت استشهادی ستا و بعضی از اعیان ممر کرد نه بر اینکه مؤلف بخفیه از که خراسان
رعایا اورامجوس کرده و جریمهاتی گرفته و حال آنکه ابداً همچنین چیزی نبوده از طرف دیگر جناب سرکار حسن شرکت منسوبات اینها دانشمند
که از نگارنده شکایت سخنی نماید و در هجم هم از عیان خراسان با اسباب سازیهای دیگر کردند بعداً در ایاتی که جناب مختار السلطنه باربان
اقدس باید بعده بارگه حضور شبت بشب شنن مولود همایون قونسولها و حضرات دالار کن الدوله با که کذا لوقت ملقب بیمین الملک
بودند در کار گذاری دعوت شده حضور میشد اول مغرب آنشب مؤلف بان شامل و بسبب حمام رفته بود از آب خارج شده بلباس پوشیده که
بکار گذاری برود مستاجر حمام گفت بعید امشب حمام مرا چرا الساعه از خارج قفل کردید مؤلف تندی کرد که این چه کجبا چیست در بر با باز کنته من
کار دارم و اگر این درب سکسلی نقلی بسته شمه باز هم محله دیه است زیرا جمعیتی که از آب بیرون آمده میخوامند بمنازل خود بروند ناحق معطل شدند
بمقتوله پی حمام رفتم نگاهی که اند گفت در خارج حمام فراش و پلیس قزاق زیادی است و چند چاند تفنگ سپر کرده اند و تماشائی زیاد است
نگارنده حیران شدم که با چه نوع مستاجر چه بازی راه انداخته اما در دل خیال کردم که اگر این هیاهو بر سر مؤلف باشد یقیناً بسباب قتل مرا فراهم کیان
والا چطور بدون با طلوع کار گذاری یا قونسولگری در شب حمامی که نگارنده درا و باشد قفل با جماع می کنند اندیخته مستعد دفاع شدم هر چه آمدم
پشت درب که درب شباشی یا یکی از مامورین صدا بزنم وجهه اثر فارشان را بپرسم جواب ندادند در این بنا با ین دو کلمه را شخص قیا الطی میایم
که تو کرای درب خانه دیوان بسیار تبان میصفت و نمک نشناسند و فرصت طلب خدا نکند شخصی حاضر مجرم و گناهی دارد یکه وقتاً اول کسی که
راهنمای مامورین و دستور العمل دهنده آنان میشود همان دو نفر اشنایان درب خانه مکه مستند که مکرر نان و نمک شخص را خورده اند و تملق
مجلست او شدند چون در آن فرصت به چهار نفر فرش سفارت که شب و رتبتاً پول میدادم و هر شمی میکردم شتر از سایرین دوانده کی متوجه
و محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
