Machine transcription
نسخۀ اول قطعهۀ متن بيان الواقع صفحه ۲۱
بر آنها پاشانید. نفری پنجهزار پول رایج کلفن برایشان بخشیدم همه زیاده گوی که دریب خانه ای شان هیچاکه از سنگه روئیده
و در سر از قناعت نمیپوشند و مقرراً از اجمعی کرده نبات و در برگ لقمانی میچرند اجازه سوختن و پلچمان تا رفتن
دادم همه متحقق شده برخانه تقدیم آوردند و نارفتن از مؤلف تمنای پیش نیازی کردند هر چند طفره زدم بخنج برش عاقبت کار خوایم
و آنها اقتدا نمودند از بسیار اعتقاد و صدق آنها همان نمازم بیقیننا قبول درگاه خداست الحاصل شب بودیم فردا صبح از سیم خانه
آنها ۳۳ طرف شلم خو شید تعارف آوردند وجه مؤلف حرکت و وداع نموده راه بیله متصل صبی از آنجا گرفته تا دو فرسنگ همراه
بود و شب بقريه رزده و شب دیگر به بستره جلگه بخانه محمد یوسف خان سوری آمدیم آن آدم صبحی است پذیرائی کرد و درین شبکوره
با وباء کاری دادیم آمدم بطبر علی میرزاعلی رسول من نامی کسترانی جلگه است پذیرائی کرد و آنشب آنجا بودیم مشاره ایه مرد حال
با کمالی بود فردا بمشایعت ما تا کرباب آمد و این نقطه زیارت شاہزاده سلطان ابراهیم برادر حضرت امام رضا علیہ السلام است
اول چشمه آب گرم آن قسم که حوضی هشت پهلو دارد و سنگی بزرگ در میان آن حوض است و دو سوراخ پیو هم دارد ازیکی
بقدرت خدا آب جوشان و از دیگری آب سرد جاریست و هر دو مخلوط شده مثل آب حمام معتدلیست غسل کرده بزیارت شرف
شده انعامی بمتولی دغته آم داده از آنجا حرکت کرده بجز نیک آمدیم منزل میرزاعلی رسول دهقان او بودیم حسین خان حاکم
جز نیکه که آداب ایرانیان بود بدین که فردا انعام نقاب شدیم آنجا میرزا محمدحسین خان که ام متد یا بروه پدیرانه که از کابراهند تا قاوه جیم
و خلفہ کہ سکنای اعراب یه جابست نمود آن مرد کریم آن خطه جای خوش ہوا و افتاد نجار زیاد دارد شخصی عمامم در آنجا درت هول بالای است
اینهم که حضر صاحبه اسام بابی کوه دون شب تاب به وساجا فتاد وارنگ وحی تراشیده دی کون شاه تراشیے کا میرسم
آنجا بزیارت میرود د عالمی چند در سر آنکوه بنیانید و قعه محلیست خداوند او را بسیلہ مغفرہ دوستان در کل یوم حشر که آن شجاعت چا بین
اعتقاد پنهگان بزرگ نمود نجم دیها اطاق پست خود پرآور ومسافران را اشکال دارن خطه غلام را و حام حسین محمد رضا خامام از
خوامین ندان پذیرائی کردند چهارم به ندیشه از راه کرباب آج خان و بنی آبوسطان اباد با آباد فتخار آمدیم این دو قریه و این نام کلان
رشی متصل مؤلف است از فاق سرعت تا خوش آبد پنک سارویی آباد رسیدگی نموده حرکتی تقدیم از کمات و کبه بشتایان قبیند یافتن
رقم پہر تعل کلاغ پدی که متن این بود گرم ها برارجاس مردا خان پسرا دارشتوساتای سیارو کوم است ک از صفر تا یتیم کلونی پده
آنجا بودند که واقعه زنده گایزاد را سکتم که دارای پناهید خلا می کند آنهر جمعیت هشتتم تا چون نخجیان توست از رحمت او بیا آنها مرا
خیال حکمران تا با دوسره کرده ایران بودند و شتر های طایفه سری که درابان بار استول بود و نیلی سوار کرد ندیدن آوری که همرادت
تعارف آمده بسته عالی صاف خودرا کردند ازقر به تحقیق سایناد شتر پای حکومت دیسها را دیراه بطرف تربت دیشیزموقه بودند اشیاء
خدار خود د کردند که مراجعت نموده چهارم ببر می داد آمده بودند این وسیله بجات تا فم هشتادان شهری بواز قرو
ایران در زمان خلافت بنی عباس راه عبور قوافل خراسان بطرف مشهد از ان کل بوده که فعلا آثاران قسیمت و در زمان قتل و غار چنگیران
هنگام بور اور وی عساکر ہلا کوفان آن شهراج ویران شد دیر آبادندیدی در بوسط تضرو تعین دو ان مینو دایر از مجرد ا ا این
ولایت افغانان و کھلو شد از طرف ایران محرم مینا مجمع نان انما لک مروم میرزا محمود علیخان مهندس ولات الامام لایک دارا از این بار نام رات ملک این
جنرال غوث الدینخان از دولت انگلیس نال مکلین دانی نله تعیین حد و رد در سال وس که بتا درشت تو است ان بعضی این بخانه ان
و اراضی بطرف ایران مانده و بعضی اراضی وریه ایرانیان و اراضی بضبط افغان است الحاصل از هشتادان بکہ بیت مراجعت نموده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
